fa-IR
وقتی می‌خواهی با بیست‌میلیون کسب‌وکار کنی

وقتی می‌خواهی با بیست‌میلیون کسب‌وکار کنی

گاهی آدم‌ها سرمایه‌های کوچکی در اختیار دارند. سرمایه‌هایی که اندک‌اندک اندوخته‌اند و باوجوداین نمی‌خواهند این سرمایه کوچک را در بسترهای رایج سرمایه‌گذاری قرار دهند؛ یعنی بروند سراغ یکی از بانک‌ها و پولشان را دریکی از حساب‌های سپرده‌گذاری قرار دهند و سود ثابت ماهانه بگیرند. آن‌ها می‌دانند که مثلاً اگر 20 میلیون تومانی که اندوخته‌اند ببرند بگذارند بانک، نهایتاً ماهی کمتر از ۴۰۰ هزار تومان دستشان را خواهد گرفت. یا مثلاً نمی‌خواهند سهام بخرند. البته همه‌چیز هم در میزان سود خلاصه نمی‌شود. بعضی‌ها چالش‌های کار را دوست دارند یا گمان می‌کنند که دوست دارند. بعضی از ما ممکن است طرح‌های بلندپروازانه‌ای هم دراین‌باره داشته باشیم. مثلاً به این فکر کنیم که می‌توان چندنفری دورهم جمع‌شویم تیمی را تشکیل بدهیم و بخواهیم در قالب یک کار تیمی و تعاونی، طرحی را جلو ببریم؛ اما ملزومات و پیش‌نیازهای این فعالیت چیست.

 شیرین پارسی، رئیس هیئت‌مدیره «انجمن ملی زنان کارآفرین» می‌گوید: در هر کشوری و در هرجایی فرصت‌ها و چالش‌هایی در حوزه‌های مختلف ازجمله حوزه کسب‌وکار وجود دارد و در این میان کسانی هستند که نمی‌خواهند کار دولتی انجام دهند؛ یعنی بروند کار منضبط به‌صورت فرمال انجام دهند و هرروز در یکجایی کارت یا اثرانگشت بزنند. آن‌ها می‌گویند ما می‌خواهیم برای خودمان کسب‌وکار ایجاد کنیم اما نکته‌ای که نباید از یاد برد این است که ما به هر حوزه جدیدی که می‌خواهیم وارد شویم، ناگزیریم برنامه و طرحی تعریف کنیم. گاهی ممکن است کسی وارد حوزه‌ای از کسب‌وکار شود و بعدازاینکه شکست خورد مثلاً بگوید فضای کسب‌وکار ما اخلاقی نیست یا سر من کلاه گذاشتند، اما این‌طور نیست. آدم‌ها همیشه چوب عوامل مؤثر و مهمی را می‌خورند که ندیده‌اند و پیش‌بینی نکرده‌اند. مثلاً شما یک سرمایه محدودی دارید. ازاینجا و آنجا می‌شنوید که به‌تازگی فلان حوزه مثلاً پرورش بلدرچین یا بسته‌بندی مواد غذایی خیلی درآمدزاست. سریع و بدون تحقیق کافی و ارزیابی کشش بازار و امکانات و حاشیه‌های این کار، اقدام می‌کنید و بعد از چند ماه با کلی ضرر یا بدهی بیرون می‌آیید.

نکته اینجاست که ما این روزها در فضای برداشته شدن تحریم‌ها قرار داریم و خیلی از جوان‌ها ممکن است از خود بپرسند حالا که دورنمای کسب‌وکار روشن‌تر شده چطور می‌شود وارد عرصه تولید یا خدمات شد.

توصیه نخست شیرین پارسی، شالی‌کار نمونه کشور این است که: اول در حوزه‌ای ورود کنید که توانمندی کوچک یا اطلاعات نسبتاً جامعی از آن حوزه دارید و بعد از ورود حتماً دانش و مهارتتان را از آن حوزه تعمیق کنید. نکته بعدی این است که باید از خودتان بپرسید من در این حوزه از کسب‌وکار چقدر رقیب دارم؟ رقبای من چه کسانی هستند؟ درواقع شما بدون شناسایی رقبای خود نباید وارد حوزه کسب‌وکار شوید. ما گاهی عادت کرده‌ایم خیال خودمان را راحت کنیم و بگوییم آن‌ها که موفق شدند و به‌جایی رسیدند پول و پارتی داشتند، اما این‌طور نیست. بسیاری از کارآفرین‌های حوزه تولید و خدمات کار شبانه‌روزی طاقت‌فرسا کرده‌اند. نخورده‌اند و نخوابیده‌اند. پس کسی باید وارد این حوزه شود که اگر به او بگوییم رقبای خود را باید شناسایی کند فکر نکند که انرژی این کار را ندارد یا اصلاً نیازی به این کار نیست.

پس گام اول این است که من اگر اطلاعاتی از یک حوزه کسب‌وکار ندارم اصلاً ورود نکنم و گام دوم این است که رقبای خودم را شناسایی کنم؛ به‌عبارت‌دیگر شما ممکن است دانش کافی درباره یک حوزه کسب‌وکار هم داشته باشید اما به آن حوزه ورود نکنید چون می‌بینید که رقبایتان آن‌قدر بزرگ هستند که عملاً هیچ فضایی برای ورود شما نگذاشته‌اند. شرکت‌های بزرگی در آن عرصه هستند که شما با سرمایه ۳۰ - ۲۰ میلیونی نسبت فیل و فنجان را با آن‌ها دارید. این‌طور بگویم که اینجا شما با یک عرصه مونوپولی و انحصاری طرف هستید و نمی‌توانید در این عرصه ورود کنید اما جایی هم وجود دارد که به‌هیچ‌عنوان انحصاری نیست و قدرت مانور دارید، پس هدف‌گذاری درست در انتخاب عرصه کسب‌وکار بسیار کلیدی و مهم است.