۹ اشتباه رایج کارآفرینان تازه‌کار

بخش بزرگی از یک استارت‌آپ داشتن برنامه‌ای مشخص و اجرای دقیق آن است. بخشی از یک استارت‌آپ بودن به‌تنهایی لذت‌بخش نیست و اغلب نیازمند قرار گرفتن در فرآیند مشخص برنامه‌ای از قبل تعیین‌شده است.

۱.  تخصیص ندادن بودجه کافی یا تخصیص بودجه بیش‌ازحد نیاز

به‌عنوان یک کارآفرین سرمایه به‌عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی شما است. پیش‌بینی درآمد نقدی تقریباً غیرممکن است لذا ایجاد سرمایه و حفاظت از آن بیش از هر چیزی اولویت دارد. امروزه دونقطه نظر در میان کارآفرینان وجود دارد: ((شما مجبورید پول‌خرج‌کنید تا پول به دست بیاورید)) و ((من کمترین پول را خرج می‌کنم تا زمانی که به درآمد نقدی مناسب برسم)). هر دو این نگرش‌ها زمانی که به‌افراط یا تفریط برسند خطرناک هستند. پول استارت‌آپ خود را عاقلانه خرج کنید، اما از سرمایه‌گذاری بر روی افراد مناسب و محصولات باکیفیت نترسید. این دیدگاه در بلندمدت به نفع کسب‌وکار شما خواهد بود.

۲. تصور اینکه هیچ رقیب مستقیمی ندارید

هیجان در مورد کالاهای تازه تولید و یا کسب‌وکاری که تازه راه‌اندازی شده است کارآفرینان را به سمتی سوق می‌دهد که فکر می‌کنند هیچ رقیب مستقیمی ندارند و کالا یا کسب‌وکار آن‌ها یکسر و گردن از بقیه بالاتر است. درواقع، تقریباً غیرممکن است که رقیب مستقیمی نداشته باشید. به‌استثنای اینکه یک محصول کاملاً جدید اختراع کرده باشید و اگرنه حتماً فردی هست که قبل از شما سهم بازار خود را در محدوده مشتریان هدف شما دارد. تلاش کنید تا این افراد یا شرکت‌ها را بشناسید و دریابید که چطور می‌توانید کسب‌وکار خود را نسبت به آن‌ها متفاوت سازید.

۳. تصمیم به استخدام بر اساس هزینه‌ها

این مورد کاملاً به شماره ۱ وابسته است اما به‌اندازه‌ای اهمیت دارد که باید به‌صورت جداگانه مطرح شود. زمانی که درآمد شما کم می‌شود، بسیار وسوسه‌انگیز است که هزینه‌های استخدام‌های جدید را حذف کنید. مشکل این استراتژی این است که شما نهایتاً در بلندمدت این هزینه را به‌گونه‌ای دیگر پرداخت خواهید کرد. کارمندان و مشاورانی که با هزینه پایین کار می‌کنند معمولاً به دلایل خاصی برای دریافت هزینه‌های پایین‌تر دارند، آن‌ها یا کم‌تجربه هستند و یا غیرمتخصص و یا اینکه غیرقابل‌اعتمادند (و یا هر سه دلیل).

 

۴. تعیین اهدافی که قابل‌دستیابی نیست

کارآفرینان به‌واسطه ایده‌های بزرگشان موردستایش قرار می‌گیرند، درعین‌حالی که بدون برنامه‌ای جامع کار می‌کنند؛ اما حقیقت این است که شما باید اهدافی کاملاً واقعی و قابل‌دستیابی برای رسیدن به موفقیت تنظیم کنید. نقطه تعیین اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت خود را مشخص کنید و مطمئن شوید که آن‌ها دقیق و دارای ویژگی‌های مشخص هستند. فقط نگویید «من می‌خواهم امسال یک میلیارد تومان درآمد داشته باشم» هدفی منطقی را مشخص کنید و سپس به‌صورت کاملاً شفاف قدم‌های موردنیاز برای رسیدن به آن را تعریف کنید.

۵. فکر نکردن در مورد بازاریابی و فروش محصول

«اگر محصولتان رو بسازید مشتری‌ها خودشان می‌آیند» این باور معمولی است که میان کارآفرینان تازه‌کار وجود دارد (بعضی مواقع آگاهانه و بعضی مواقع ناآگاهانه). آن‌ها گمان می‌کنند محصولشان چنان انقلابی به پا می‌کند که تنها کافی است کمی در مورد آن اطلاع‌رسانی کنند. در حقیقت اکثریت استارت‌آپ‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری سنگینی برای بازاریابی دارند که ممکن است شامل سئو سایت، تولید محتوای اختصاصی، روابط عمومی فعال و اقدام به تبلیغات گسترده شود. نگاهی به زمینه‌ای که رقبایتان پول‌هایشان را خرج می‌کنند کنید و از خود بپرسید که چگونه می‌توانید با ایشان رقابت کرده و ایجاد تمایز کنید.

۶. داشتن حاشیه سود خیلی کم

داشتن حاشیه سود مطمئن برای موفقیت شما بسیار مهم و حیاتی است. در نظر گرفتن حاشیه سود پایین در ابتدای کار، شمارا در ادامه دچار مشکل می‌سازد و زمانی که قصد افزایش قیمت را داشته باشید مشتریان اعتراض‌های شدیدی خواهند داشت. نگاهی به هزینه‌های تولیدی و عملیات خود کنید و میزان انعطاف‌پذیری آن را در نظر بگیرید. اگر ضروری باشد، آیا می‌توانید این هزینه‌ها را در آینده کاهش دهید؟ اگر نمی‌توانید، پس حاشیه سود بالایی انتخاب کنید تا بتوانید این هزینه‌ها را در آینده جبران کنید.

 

 

۷. اینکه فکر کنید می‌توانید همه کارها را خودتان انجام دهید.

در ابتدای کار معمولاً فکر می‌کنیم که هیچ‌کس نمی‌تواند به‌خوبی من کاری که لازم است انجام دهد. شما به‌خوبی محصولات خود را می‌شناسید و تنها کسی که واقعاً برای موفقیت کسب‌وکار شما نگران است شمایید.

اما این نگرش تنها یک نگرش اشتباه نیست بلکه آن‌قدر عمیق است که می‌تواند باعث شکست شما شود. داشتن یک مشاور متخصص و یا یک منتور حرفه‌ای می‌تواند دیدگاه عینی موردنیاز موفقیت شمارا در اختیارتان بگذارد.

۸. ترسیدن از «اگر آنچه» ناتوان‌کننده است

رابرت کندی: «تنها کسانی که جرئت می‌کنند تا حد زیادی شکست بخورند می‌توانند تا حد زیادی موفق شوند». شروع کردن یک کسب‌وکار فعالیت ترسناکی است و به درد انسان‌های ترسو نمی‌خورد. پس ترسیدن از شکست و موردقبول قرار نگرفتن قابل‌درک نیست و ناتوان شدن به خاطر این ترس به‌صورت جدی مانع موفقیت ما می‌شود.

۹. اولویت دادن به محصول به‌جای اولویت دادن به افراد

هنگام تولید محصول و تعیین مدل کسب‌وکارتان این مسئله که ابتدا از ذهن مشتری آگاه باشید بسیار حیاتی است. بااین‌حال بسیاری از کارآفرینان به‌شدت نگران کسب درآمد هستند (البته قابل‌درک است) که کلید اصلی داشتن کسب‌وکار پایدار را فراموش می‌کنند، داشتن رضایت مشتری، مشتریان وفادار کسانی هستند که برای بلندمدت از شما خرید می‌کنند.

کارآفرین بودن کار آسانی نیست و اشتباهات بخش اجتناب‌ناپذیر این فرآیند هستند؛ اما به این معنی نیست که شما مجبورید اشتباهات دیگران را تکرار کنید.