fa-IR

شخصی‌سازی فروش در کسب‌وکارها با استارت‌آپ ادینود

۴۲.۳۸MB مصاحبه با مرتضی اکبری فر، موسس ادینود

سیستم شخصی‌سازی فروش ادینود با کمک روش‌های هوش مصنوعی، به ازای هر کاربر پروفایل مخصوص خودش را ایجاد می‌کند و با استفاده از داده‌های بازدید و خرید آن‌ها، علایق و نیازهایشان را تشخیص می‌دهد. درنتیجه هر کاربر با باز کردن وب‌سایت شما، با نسخه شخصی‌سازی‌شده آن مواجه می‌شود. این اتفاق باعث می‌شود کاربر ساده‌تر و بر اساس علایق خود به خرید سریع‌تر هدایت شود. 


http://adinod.com 

https://telegram.me/adinodsmart 

https://www.instagram.com/adinod.ad 

 

ایده اولیه ادینود چگونه به ذهنتان رسید؟

من دانشجوی کامپیوتر دانشگاه شهید بهشتی بودم و در این رشته با موضوعات هوش مصنوعی و یادگیری ماشین آشنا شدم. در آنجا این ایده به ذهنم رسید که از این موارد استفاده کنیم و کسب‌وکاری را در ایران راه بیندازیم، چون در حال حاضر این مباحث در کشورهای خارجی در همه کسب‌وکارها استفاده می‌شوند. ایده اولیه ما در تبلیغات بود، ولی در تبلیغات به دلیل جوی که در بازار تبلیغات وجود دارد کسب‌وکارهای زیادی جذب نشدند، به همین خاطر ایده خود را به‌صورت سیستم شخصی‌ساز فروش برای فروشگاه‌های اینترنتی راه‌اندازی کردیم تا این فروشگاه‌ها بتوانند از پتانسیلی که دارند، استفاده کنند و مشتریانشان را هدایت کنند تا راحت‌تر خرید کنند. در حال حاضر یکسری از شرکت‌های خارجی وارد ایران شده‌اند و همین سرویس را به شرکت‌ها و فروشگاه‌های ایرانی با قیمت‌های خیلی زیادی حتی چند هزار دلار در ماه می‌فروشند. ما به این فکر رسیدیم که همین سرویس را در داخل کشور راه‌اندازی کنیم و به شرکت‌های ایرانی ارائه بدهیم.

 

آیا ایده ادینود تا الآن تغییری کرده است؟

یکی از تفاوت‌های بزرگی که کردیم این بوده که از تبلیغات به سمت شخصی‌سازی فروش حرکت کردیم، چون در حال حاضر، بازار تبلیغات خیلی شرکت‌های بزرگی آنجا کار می‌کنند و اینکه کسی بخواهد کلاً بازار تبلیغات را تغییر بدهد یک مقدار مشکل به نظر می‌رسد. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم که از یک جای راحت‌تر شروع کنیم که بازارش هنوز خیلی شلوغ نشده است. در حال حاضر شاید یکی دو شرکت دیگر این کار را در ایران انجام می‌دهند.

 

سرویس ادینود چه خلاقیتی دارد که کاربران را جذب میکند؟

جاذبه‌اش برای فروشگاه‌‌های اینترنتی که مشتری‌های ما هستند این است که می‌توانند مشتریانشان را هدایت کنند تا راحت‌تر خرید کنند، محصولات بیشتری را بفروشند، هر کاربری که سایت را باز می‌کند با مواردی مواجه شود که علاقه دارد آن‌ها را ببیند، مثلاً کسی که فقط به محصولات سامسونگ علاقه دارد، فقط محصولات سامسونگ را ببیند. همین‌طور در بخش سبد خرید، کاربری که یک گوشی به سبد خرید اضافه می‌کند محصولات دیگری که با این گوشی خریداری می‌شوند را در آنجا به کاربر نشان بدهیم. جاذبه‌اش برای کاربران این است که وقت کاربران تلف نمی‌شود. فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی صد و چهل هزار محصول دارد و کاربر برای تصمیم‌گیری باید کلی وقت صرف کند. ما تصمیم‌گیری را برای آن‌ها راحت می‌کنیم و می‌گوییم بقیه هم که مانند شما بودند این کار را کردند، پس نتیجه این است که شما هم این را بخرید، ما می‌دانیم که شما این را می‌خواهید.

 

چگونه فروشگاهها را جذب میکنید که از این سامانه استفاده کنند؟

باوجوداینکه این سیستم جدید است و خیلی از فروشگاه‌های اینترنتی و مردم آن را نمی‌شناسند ولی ما به سیستم خودمان اعتقادداریم و برای همین یک ماه به‌صورت رایگان آن را در اختیار فروشگاه‌ها قرار می‌دهیم. به آن‌ها می‌گوییم که از این سیستم استفاده کنید اگر برای شما ارزش داشت درباره قیمت آن باهم صحبت می‌کنیم، اگر هم کاربرد و ارزشی برای شما نداشت خداحافظ. ولی آن‌قدر ما به کارمان اعتقادداریم که به بخش خداحافظی نمی‌رسد.

 

چگونه افراد تیمتان را پیدا کردید؟

ما الآن حدود ۵، ۶ نفر هستیم. تیم اصلی را از دانشگاهمان پیدا کردم. من در دانشگاه شهید بهشتی مشغول کارهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین بودم. جوی که در دانشگاه‌ها وجود دارد این است که همه می‌خواهند درخواست کنند و به خارج از کشور بروند. من هم درگیر این جو شدم و چند مقاله نوشتم که چاپ هم شد. بعد با خودم فکر کردم که بروم آن‌طرف چه کنم؟ این‌همه آدم که رفتند چه کردند؟! ما در ایران بازار خوبی داریم پس همین‌جا بمانم و با این توانایی‌ها کسب‌وکاری راه‌اندازی کنم.

 

سرویس را با چه هزینهای راهاندازی کردید؟ چگونه این سرمایه را حفظ می‌‌کنید؟

یک سرمایه اولیه از شتاب‌دهنده تک گرفتیم و یک سرمایه‌گذار دیگر هم داشتیم. ازآنجایی‌که من هم واقعاً به این کار اعتقاددارم، خودم هم‌روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام.

 

تصور شما نسبت به فضای استارت‌آپها نسبت به گذشته چه تغییری کرده است؟ و اگر به عقب برگردید بیشتر روی چه مهارتهایی کار میکنید؟

اگر به عقب برگردم تیم را بهتر انتخاب می‌کنم. وقتی ما کار را شروع کردیم کل تیم ما برنامه‌نویس بودند و بخش فروش نداشتیم و این اشتباه بزرگ ما بود. اگر بخواهم چیزی را تغییر بدهم همین مورد است. وقتی از بیرون نگاه می‌کنید فکر می‌کنید خیلی راحت است، ایده‌ای راه می‌اندازید و سریع پولدار می‌شوید ولی واقعاً این‌گونه نیست و باید تلاش زیادی کرد. باید از همه‌چیز بگذرید ولی اگر واقعاً خودتان بخواهید این سختی‌ها برای شما شیرین می‌شوند.