گزارش کارگاه راه‌حل‌های نوآورانه در حل مساله‌های استارت‌آپی

گزارش کارگاه راه‌حل‌های نوآورانه در حل مساله‌های استارت‌آپی

کارگاه راه‌حل‌های نوآورانه در حل مساله‌های استارت‌آپی سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۹:۳۰ در سالن اجتماعات مرکز توانمند‌سازی و تسهیل‌گری کسب‌وکارهای نوپای فاوا برگزار شد. محمود کریمی مدرس این کارگاه، به مباحثی از جمله، ایده پردازی، خلاقیت و حل مسئله با روش TRIZ پرداخت.

در حل مسئله به روش TRIZ  در ابتدا صورت مسئله باید مشخص شود و با دیدی کودکانه و بسیار ساده باید به مسئله نگاه کرد. سعی کنید مسئله را پیچیده نکنید و راه‌حل ساده و مطمئن را انتخاب کنید.

در حل مسئله به روش TRIZ به این نکته توجه کنید که راه‌حل‌های اشتباه ممکن است هزینه‌های زیادی را محتمل شود و زمان شما از دست برود، از این‌رو مطمئن‌ترین راه‌حل را انتخاب کنید. در مواجه با مسائل سخت، از حل آن طفره نروید و خود را درگیر مسئله کرده و به آن فکر کنید و راه‌حل مناسب را پیدا کنید. در تحلیل یک مسئله، مسئله را فرموله کنید و حتما آن‌را حل کنید، پیگیر باشید و پشتکار به خرج دهید. همه راه‌حل‌های مربوط به حل مسئله را تحلیل کنید و ساده‌ترین راه ممکن را انتخاب کنید و به سادگی از کنار مسائل عبور نکنید تا به یک ایده نو برسید.

اگر استارت‌آپ بازار خود را درست انتخاب کند قاطعانه می‌توان گفت که چند سرمایه‌گذار آن‌را حمایت خواهند کرد. مسئله خود در بازار را، به همه بازاری‌های دیگر تعمیم ندهیم. ابتدا سعی کنید یک بازار بزرگ برای محصول خود پیدا کنید چرا که شانس موفقیت شما در یک بازار بزرگ، بیشتر خواهد بود. بازار هدف مناسب، بازاری است که جامعه هدف آن بزرگ باشد و مخاطب‌های آن حاضر باشند که برای تهیه محصول هزینه کنند وگردش سرمایه در آن زیاد باشد. بازاری را انتخاب کنید که نیاز به فرهنگ‌سازی و سعی، خطا نداشته باشد.

در بحث ایده‌پردازی برای بسیاری از موضوعات، اطلاعات و آمارهای زیادی وجود دارند که می‌توان از آن‌ها اسفاده کرد، اما باید از اطلاعات با منابع موثق، استناد کرد. مثلاً اگر قرار است که استارت‌آپی به یک آمار استناد کند نباید از نقل‌قول یک خبرگزاری یا یک مسئول استفاده کند، باید از اطلاعات و آمارهای معتبر مثل آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار  استفاده کرد تا اطمینان خاطر حاصل گردد، یا مثلاً اگر چند خبرگزاری به یک آمار واحد اشاره کنند ضریب اطمینان به آن بالا می‌رود. هیچ‌وقت آمار و اطلاعات اشتباه را مبنای کار خود قرار ندهید و بنیان و اساس کار خود را بر پایه حدس و گمان و فرضیات اشتباه پایه‌گزاری نکنید. اگر یک استارت‌آپ را با اطلاعات غلط شروع کنید قطعاً سرانجام آن شکست خواهد بود.

راجع به هر مسئله‌ای تا می‌توانید اطلاعات قابل نمایش استخراج کنید. به‌عنوان مثال، ژاپنی‌ها اطلاعات را به صورت گراف، نمودار و جدول استخراج می‌کنند و از تمام مراحل پروژه عکس گرفته و هر مسئله‌ای را مستند می‌کنند، چون از این روش کار کردن به نتایج مطلوبی رسیده‌اند، در همه پروژه‌های خود این رویه را دستور کار خود قرار می‌دهند.

فعالیت‌‌‌های فکری افراد قابل مشاهده نیستند از این‌رو برای ایده‌پردازی بهتر و حل مسائل می‌توان از انواع و اقسام تکنیک‌های فکری مانند تکنیک طوفان‌فکری و یا تکنیک‌های پیشرفته‌تر استفاده کرد.

اگر فرض کنید که نو‌آوری یک فرمول سه بخشی باشد که از سه قسمت: عیار ایده، توان و سواد لازم برای اجرا و نحوه اجرا تشکیل شده باشد؛ نحوه اجرا از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. نمی‌توان با قطعیت گفت که اگر یک کسب‌و‌کار خیلی خوب و سودآور را کپی کنید قطعاً شکست خواهید خورد. ممکن است نحوه اجرا به گونه‌ای باشد که از کسب‌و‌کار موجود و فعال در بازار سبقت بگیرید. در عرضه محصول باید تمام سعی‌ شما برای جلب رضایت مشتری و ایجاد ذهنیت مثبت در آن‌ها باشد، به همین دلیل است که یک استارت‌آپ همیشه باید تلاش کند تا بهترین باشد، حتی زمانی‌ که در کار خود معروف شده‌اید باز هم باید منتظر ظهور یک رقیب بزرگ باشید.

در هر زمان که به حل مسئله‌ای می‌پردازید مطمئن شوید که در مسیر درست پیش می‌روید. در بعضی از مواقع ممکن است با یک الگوریتم سریع به جواب برسید ولی درصد احتمال خطا در الگوریتم بالا باشد، از این‌گونه الگوریتم‌ها نباید استفاده کرد. همیشه در مسیری که مطمئن هستید درست است، حرکت کنید حتی اگر روش شما پرهزینه‌تر و نیاز به زمان بیشتری داشته باشد. میزان رشد و پیشرفت خود را به صورت گراف و نمودار در بیاورید و از پیشرفت و شیب مثبت به سمت موفقیت اطمینان حاصل کنید.

در شروع یک استارت‌‌آپ سوالاتی که جواب آن‌ها نه است را از خودتان بپرسید. مثلاً به همکاری با چه کسانی یا به کدام بازارها باید نه گفت. مثلاً تعداد کمی مشتری پیدا می‌کنید و فقط با آن همکاری دارید، ممکن است رشد و پیشرفت داشته باشید یا شکست بخورید، چرا که به فکر بازار بزرگ نبوده‌اید و در انتخاب مشتریان اشتباه کرده‌اید.

اگر قرار است که در شروع کار ده نفر از مشتریان را سنجیده یا ده نمونه از یک محصول را تهیه کنید، حتماً بصورت کامل این کار را انجام دهید. اگر سه نفر از مشتریان را بررسی کردید و به جواب یکسان رسیدید بقیه مشتری‌ها را نیز بررسی کنید و کار را نیمه تمام رها نکنید، چرا که ممکن است جواب مسئله و یا مشتری مناسب شما در بین ده نفر، مورد دهم باشد. اما در صورتی‌ که بینهات روش ممکن وجود داشته باشد و با بررسی تعداد محدودی از روش‌ها به یک جواب واحد رسیدید دیگر نیازی به انجام بررسی‌ها تا سقف خاصی نیست و به محض رسیدن به یک جواب، می‌توان تست را ادامه نداد.

اگر به دنبال یک ایده جدید می‌گردید همان تکنیکی را انجام دهید که قبلاً برای شما زایش ایده داشته است.

زمانی که تعداد حالات رسیدن به جواب بسیار است، باید تکنیک انتخاب بهترین حالت حل مسئله را پیدا کنید. برای مثال: استارت آپ‌های حوزه ICT جامعه هدف خود را از افراد بالای ۷۰ سال انتخاب نمی‌کنند، افراد بین ۲۰ تا ۲۵ سال جامعه هدف آن‌ها است، هر چند احتمال دارد که تعداد افراد بالای ۷۰ سال از افراد بین ۲۰ تا ۲۵ سال بیشتر باشد.

مدل فکری و تکنیک حل مسئله خیلی مهم است. فرد خلاقی که نتواند مدل فکری خود را به دیگران آموزش دهد مانند استادی است که هیچ شاگردی ندارد. مثل بسیاری از اساتید حوزه هنر که در آموزش مدل فکری خود به شاگردانشان مشکل دارند.

در حوزه استارت‌آپی بسیاری از عوامل درونی و بیرونی ممکن است به فرد کمک کند تا در استارت‌آپ خود موفق عمل کند ولی نمی‌تواند آن را  به فرد دیگری، حتی به فرزندان خود آموزش دهد. کسانی که تمامی عوامل و رفتار‌های ناخود‌‌آگاهانه خود را می‌توانند آگاهانه مدیریت کنند به یک تکنیک ایده‌پردازی خواهند رسید که آن را می‌توانند به دیگران آموزش دهند.

تکنیک تولد ایده و ایده‌پردازی ناشی از مدیریت کردن اطلاعات است. برای مثال از اطلاعات نرم‌افزار اسنپ می‌توان فهمید که در کدام ساعات روز تقاضای سفر بیشتر بوده است و ماشین‌ها به آنجا خواهند رفت، یک مثال دیگر این‌که رانندگان آژانس در ساعات مشخص برای پروازهای ورودی، به فرودگاه می‌روند.

حال به تکنیک سوژه کانونی می‌پردازیم:

در قدم اول یک سوژه ملموس را انتخاب ‌کنید و تعدادی از ویژگی های آن‌را بنویسید. در واقع هر ویژگی را که می‌بینید بنویسید نه کمتر و نه بیشتر.

در مرحله بعد سه سوژه تصادفی انتخاب کنید این سوژه‌ها می توانند هیچ ارتباطی با سوژه اصلی نداشته باشند. در واقع در تعیین سوژه‌های فرعی قبل از اینکه مغز به ما دستور بدهد آن‌ها را بصورت خیلی تصادفی انتخاب می‌کنیم و ویژگی‌های هر سه سوژه را لیست می‌کنیم.

در قدم سوم ویژگی‌های سه سوژه فرعی را به سوژه اصلی نسبت دهید و ببینید چه ویژگی‌های منحصر به فردی به سوژه اصلی نسبت داده شده است. ممکن است طرح جدیدی که به ذهن شما می‌رسد بسیار دور و بی‌ربط به سوژه اصلی باشد، هر اندازه که این تفاوت بیشتر باشد خلاقانه‌تر و بهتر خواهد بود.

پارامتر فرهنگ و رفتار مخاطبین در ایجاد یک استارت‌آپ از اهمیت بالایی برخوردار است. مثلا یک استارت‌آپ شکل می‌گیرد و به نتیجه می‌رسد، باید به این فکر کرد که بعد از آن چه کار مرتبطی با آن استارت‌آپ می‌توان انجام داد تا سود آور باشد. مثلاٌ در دوران جویندگان طلا بعضی‌ها با فروختن بیل و الک پول خوبی کاسب شدند.

برای زایش ایده با استفاده از تکنیک سوژه کانونی، گاهی ارتباطی مستقیم، فنی و مهندسی بین سوژه اصلی و سوژه‌های فرعی حاصل نمی‌گردد ولی ممکن است یک ویژگی منحصر به‌فرد هنری در سوژه اصلی ایجاد شود که موجب جلب توجه مشتری و بازار هدف شود. در تکنیک سوژه کانونی با دید مهندسی به ویژگی‌های حاصل شده نگاه نکنید و در ابتدای کار به نحوه کار کردن نمونه و نحوه تولید کردن آن نپردازید. در ابتدا با دیدی خلاقانه به ویژگی‌های حاصل شده از تکنیک سوژه کانونی بنگرید و اگر گزینه مطلوبی به نظر رسید بعداً به فرایند ساخت و نحوه کار نمونه بپردازید. فرایند تکنیک سوژه کانونی، تکنیکی خلاقانه است، تابع قاعده و قانون خاصی نیست و هر کس بر اساس خلاقیت ذاتی که دارد محصولی با ویژگی‌های خلاقانه می‌سازد. وجه تمایز محصول جدید بر اساس قوانین مهندسی حاصل نمی‌گردد و این تکنیک امری کاملاً خلاقانه است.

یک راه دیگر برای رسیدن به ایده نو این است که در ابتدا به نمونه‌های موجود از یک محصول، کاملاً مسلط شویم و تمام جزئیات و ویژگی‌های محصول را بشناسیم و در مرحله بعد با دیدی کودکانه به محصول نگاه کرده و در آن تغییرات خلاقانه ایجاد کنیم. نباید بدون شناخت کافی از یک محصول ویژگی‌های بنیادی آن را تغییر دهیم.

در ایده‌پردازی ‌حتی باید در طراحی صورت مسئله نیز خلاقیت داشته باشید و تعداد ایده‌ها برای رسیدن به جواب را بالا ببرید هرچه تعداد ایده‌های شما بیشتر باشد درصد شانس شما برای پیدا کردن جواب بهتر، بالاتر خواهد بود.

در همه روش‌های ایده‌پردازی و زایش ایده نو، ابزار‌هایی برای پیدا کردن مسئله، بررسی مسئله، تولید راه‌حل و ابزارهایی برای ارزیابی راه‌حل‌ها وجود دارد. به‌عنوان مثال در همه‌ی روش‌ها، تکنیک طوفان فکری قابل استفاده است. روش‌های دارای ابزار بیشتر و کاربردی‌تر، نسبت به بقیه روش‌ها بهتر هستند. مثلاً روش ۶Ʃ  کاملاً آماری است و نیاز به اطلاعات عددی داریم تا اعداد را به نمودار تبدیل کنیم و فواصل   peak point را به دست آوریم. در واقع این روش بر اساس محاسبات آماری است و بدون داشتن آمار و ارقام نمی‌توان از آن استفاده کرد. اگر کسب‌و کار به گونه‌ای باشد که نتوان اعداد و ارقام از آن استخراج کرد و روشی برای به دست آوردن عدد و رقم نداشته باشد، در این‌صورت نمی‌توان از روش ۶Ʃ استفاده کرد.

در بین این روش‌ها تعداد ابزار‌ها و تکنیک‌های روش TRIZ زیاد بوده و قدرت این ابزارها و تکنیک‌ها از روش‌های دیگر بیشتر است به همین دلیل است که امروزه بسیاری از شرکت‌های مهم در سرار دنیا، برای مسئله‌یابی، ارزیابی مسئله و حل مسئله از روش TRIZ  استفاده می‌کنند.

یک نکته مهم و جدی برای استارتآپها

فرض کنید تمام ایده‌های ممکن در سراسر دنیا در یک صفحه لیست شده است که هر ایده با استفاده از یک روش متفاوت حاصل شده است. بطور کلی برخی از این ایده‌ها ماهیتشان به گونه‌ای است که قابلیت تبدیل شدن به اختراع را دارند و می‌توان آن‌ها را ثبت اختراع کرد. تعدادی از این ایده‌ها دارای نوآوری هستند که کاربردی نبوده و نمی‌توان آن‌را تجاری سازی کرد مانند یک اپلیکیشن که حتی اگر دانلود آن بصورت رایگان باشد کسی آن‌را دانلود نمی‌کند و در مقابل ایده‌هایی که قابلیت تبدیل شدن به اختراع را دارند بعد از ساخته شدن نمونه اولیه و قبل از تولید انبوه، مخترع محصول خود را برای جذب سرمایه اولیه، پیش‌فروش می‌کند و مورد استقبال مشتریان قرار می‌گیرد. ممکن است بسیاری از ایده‌هایی که اختراع محسوب می‌شوند، ثبت اختراع نشده باشند، زیرا فرایند ثبت‌نام حداقل شش ماه به طول می‌انجامد و ممکن است در این بازه زمانی نمونه مشابه آن اختراع، بازار را قبضه کند.

نکته قابل توجه در بحث ایده‌پردازی پیدا کردن مسئله است. درصورتی‌که مسئله به خوبی مشخص نشود پیدا کردن ایده خوب، نمی‌تواند مفید واقع شود. در ابتدای کار باید مسئله و نیاز بازار را به خوبی مشخص کنید و در انتخاب بازار هدف هم دقت کنید. بازارهای بزرگ که گردش سرمایه و تعداد مشتریان در آن زیاد است را بازار هدف خود قرار دهید.

پیدا کردن مسئله مستلزم این است که مشاهده‌گر خوبی باشید و هر‌ آنچه را که می‌بینید ثبت کنید. حتی بدون استفاده از تکنیک‌ها و ابزارهای طرح مسئله نیز این امکان وجود دارد که یک مسئله خوب را پیدا کنید.

تمامی مسائل موجود در فرایند ایدهپردازی را میتوان در دو دسته تقسیم‌بندی کرد

•       مسئله‌های ابداعی: مسئله‌هایی که راه‌حلی ندارند و نیاز به خلاقیت و تکنیک‌های ایده‌پردازی جدید دارند.

•       مسئله‌های تکراری: مسئله‌هایی که راه‌حل تکراری دارند وحل آن‌ها قبلاً تجربه شده‌ است.

TRIZ تئوری حل مسئله‌های ابداعی است. مسئله‌ای که برای آن راه‌حلی وجود داشته است. شما می‌توانید طبق شیوه معمول، مسئله را حل کنید و نیازی ب ‌ TRIZ نخواهید داشت. به‌عنوان مثال، مشکلی که راننده آژانس‌ها با اسنپ و تپسی دارند و مشخص است که استفاده از اسنپ و تپسی شیوه بهتری است و سرعت آژانسی‌ها به نسبت کمتر است و این مسئله نیازی به حل مسئله به روش TRIZ ندارد و راه‌حل آن مشخص است. مثالی دیگر، فروشگاه‌های زنجیره‌ای جانبو، برای کاهش قیمت محصولات خود انبار را حدف کرده و محصولات را با جعبه در دسترس مشتری قرار می‌دهند از این‌رو دیگر هزینه انبار نخواهد داشت و قیمت عرضه محصول کمتر خواهد بود. عملاٌ مثل یک سوپر مارکت بزرگ کار می‌کند.

حال اگر بخواهیم مسئله‌های تکراری را به یک شیوه جدید حل کنیم و از راه‌حل‌های قبلی استفاده نکنیم نیاز به خلاقیت داریم. برای مثال، معاون آموزشی در ایام نزدیک به امتحانات پایان ترم در فضای مجازی پرتال دانشگاه، از اعضای هیات علمی می‌خواهد که نحوه انجام آزمون را اطلاع‌رسانی کنند و هر استاد روش مورد نظر را اعلام می‌کند. در ترم بعد نیز معاونت آموزشی اعلام می‌کند که هیج یک از اساتید در امتحانات روال ترم گذشته را تکرار نکند. در این‌صورت اساتید از روش‌های یکدیگر استفاده می‌کنند. در واقع اساتید روش‌های ترم پیش را با یکدیگر تعویض می‌کنند. در ترم بعد دوباره معاونت آموزشی اعلام می‌کند که در این دانشکده همه این روش‌ها استفاده شده است و هیچ‌کدام از این روش‌ها را اساتید نمی‌توانند اجرا کنند. در این‌صورت دانشکده‌ها روش‌های آزمون را با یکدیگر عوض می‌کنند تا نحوه انجام آزمون تکراری نباشد. و این رویه در ترم‌های بعدی نیز ادامه دارد تا همکاری بین دانشکده‌ها، دانشگاه‌ها، منطقه‌ها، شهرها و در نهایت منجر به طرح جدیدی از آزمون شود که در سراسر کشور انجام نشده باشد. هرچه به جلوتر می‌رویم در ترم‌های آینده برای جلوگیری از انجام آزمون تکراری عرصه تنگ‌تر می‌شود و نیاز به خلاقیت، بیشتر است. در نهایت این سوال مطرح می‌شود که آیا برای ارزیابی دانشجویان، آزمون لازم است یا بدون آزمون هم می‌توان دانشجویان را ارزیابی کرد؟ در اینجا است که خلاقیت در ارزیابی دانشجویان لازم و ضروری است. پس به این نتیجه می‌رسیم که در مسائل تکراری جواب مسئله می‌تواند ابداعی و یا تکراری باشد.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا ممکن است که مسئله ابداعی و جواب آن تکراری باشد؟

بله. صورت مسئله می‌تواند ابداعی و جواب آن تکراری باشد. به‌عنوان مثال دستگاه‌های نوبت‌دهی بانک‌ها که در نانوایی‌ها مورد استفاده قرار گرفتند. مثالی دیگر، ریموت (کنترل از راه دور) از قبل برای محصولات دیجیتال استفاده می شده که بعداً در  درب حیاط و پارکینگ‌ها استفاده شد.

مسئله‌ها را می‌توان به روش‌های مختلفی از جمله: از لحاظ کیفی یا دسته‌بندی بر اساس میزان سادگی مسئله، دسته‌بندی کرد.
سوال: اکثر استارت‌آپها در فروش محصول اولیه خود با مشکلات زیادی مواجه هستند، و جلب اعتماد مشتری بزرگترین مشکل استارت‌آپها است. در اینجا طرح مسئله و پیدا کردن جواب بسیار مشکل است. برای اعتماد سازی چه راه کاری را پیشنهاد می‌کنید؟

در فروش اولیه محصولات خود ببینید کدام مشتری‌ها سخت‌ترین خرید را دارند و محصول خود را به آن‌ها عرضه کنید اگر این مشتری‌ها محصول شما را خریداری کردند مطمئن می‌شوید که بقیه مشتری‌ها نیز محصولتان را خریداری خواهند کرد. البته در بعضی از موارد باید محصول خود را به مشتریان مشتاق و علاقه‌مند عرضه کنید تا موج پیشرفت و ترقی شما را ایجاد کنند.

در حل مسئله به روش TRIZ  در ابتدا صورت مسئله باید مشخص شود و با دیدی کودکانه و بسیار ساده باید به مسئله نگاه کرد.
در حل مسئله به روش TRIZ در ابتدا صورت مسئله باید مشخص شود و با دیدی کودکانه و بسیار ساده باید به مسئله نگاه کرد.
اگر قرار است که در شروع کار ده نفر از مشتریان را سنجیده یا ده نمونه از یک محصول را تهیه کنید، حتماً بصورت کامل این کار را انجام دهید. اگر سه نفر از مشتریان را بررسی کردید و به جواب یکسان رسیدید بقیه مشتری‌ها را نیز بررسی کنید و کار را نیمه تمام رها نکنید
اگر قرار است که در شروع کار ده نفر از مشتریان را سنجیده یا ده نمونه از یک محصول را تهیه کنید، حتماً بصورت کامل این کار را انجام دهید. اگر سه نفر از مشتریان را بررسی کردید و به جواب یکسان رسیدید بقیه مشتری‌ها را نیز بررسی کنید و کار را نیمه تمام رها نکنید