fa-IR
گزارش کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال در عمل

گزارش کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال در عمل

کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال در عمل سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۹:۳۰ در مرکز توانمند‌سازی و تسهیل‌گری کسب‌وکارهای نوپای فاوا برگزار شد. در این کارگاه، پرهام باغستانی، طراح تجربه کاربردی و مدیر محصول به آموزش مواردی چون کاربردپذیری چیست؟، جایگاه کاربردپذیری در تجربه کاربری، عوامل موثر در کاربردپذیری و انواع آزمون‌های کاربردپذیری و چگونه کاربردپذیر بودن یک محصول را بررسی کنیم پرداخت.

در یک تعریف کلی تجربه کاربری به مفهومی گفته می‌شود که احساس، علایق، رفتار و کارهای کاربر در هنگام تعامل با محصول را در بر‌می‌گیرد. میزانی که یک محصول توسط کاربر خاصی برای رسیدن به هدفی معین، مورد استفاده قرار می گیرد و در زمان استفاده، ضمن داشتن اثربخشی و کارایی، رضایت کاربر را  نیز در زمینه مورد استفاده تامین می کند. مثلا وقتی شما با کنترل تلویزیون راحت کار ‌کنید، هنگام کار با آن تجربه کاربری خوبی دارید. تجربه کاربری با تجربه مشتری متفاوت است،برای مثال زمان سرویس گرفتن از یک وب‌سایت عدم رضایت از سفارش یا رفتار پیک در مجموعه تجربه کاربر با محصول و کاربری آن قرار می‌گیرد، ولی رضایت نداشتن از خدمات و پشتیبانی در حوزه تجربه مشتری قرار می‌گیرد، شما زمانی تبدیل به کاربر می‌شوید که محصولی را خریداری و از آن استفاده کنید. ساختار حوزه کاربری بخش‌های مختلفی را شامل می‌شود و مدل‌های مختلفی دارد. و تشکیل می‌شود از: کسب‌وکار، دیدن و حس کردن محصول و عملکرد محصول. بخش UX یا تجربه کاربری تلفیقی از بخش کسب‌وکار و آنچه به‌عنوان کاربر می‌بینید و عملکرد محصول است. این وجه مشترک این سه قسمت است. مدل‌های دیگری هم وجود دارد که با توجه به محصول و کاری که انجام می‌دهیدانتخاب می‌شود اما این یک مدل کلی است که به وب سایتی به نام Ie.net مرتبط می‌شود. به‌صورت کلی تجربه کاربری چند بخش مهم دارد،: طراحی تعامل (معماری اطلاعات که درباره ساختار و چگونگی محصول) کاربرپژوهی (اولین قدم در تجربه کاربری) استراتژی محتواست (چه نوع محتوایی برای وب‌سایت، اپلیکیشن مناسب است) رابط کاربری( تعامل کاربر با محصول) و مبحث کاربرد پذیری، تفاوتی که در این بحث‌ها وجود دارد، تفاوت بین تجربه کاربری و تجربه کاربردپذیری است.

در ادامه می‌خواهیم به بحث کاربردپذیری یا usability بپردازیم. تفاوت‌های روشنی بینui design   ، usability design و user experience design وجود دارد.برای مثال در ui design  بین دو طرح Button  یک مورد را انتخاب می‌کنیم، بطور کلی در ui design مواردی مثل: شکل، رنگ و اندازه و... در مورد Button  در نظر گرفته می‌شود. در واقع یکButton  برای یک کار خاص طراحی و کاربر از آن استفاده می‌کند، به‌عنوان مثال در یک سایت یک دکمهsubmit  طراحی می‌شود و کاربران می‌توانند از آن استفاده کنند. اما در بحث usability یا کاربرد‌پذیری به این مساله پرداخته می‌شود که محصول به چه صورت باشد بهتر است، مثلا در مورد دکمه submit   که طراحی شده و کاربر از آن استفاده می‌کند به این مساله پرداخته می‌شود که چه ویژگی دیگری بهsubmit   اضافه شود یا چه تغییری در آن ایجاد شود تا کار کردن با آن بهتر و راحت‌تر شود. اما در user experience design به این مساله پرداخته می‌شود که چگونه می‌توان تجربه‌ای خوب برای کاربران رقم زد. به‌عنوان مثال بعد از زدن دکمهsubmit  یک پیام تشکر نمایش داده شود.
در ادامه به تعریف کاربردپذیری می‌پردازیم. کاربردپذیری در واقع یک ملاک برای سنجش است که یک محصولی را که برای هدفی معین از آن استفاده می‌کنیم بهترین اثربخشی و کارآیی را داشته باشد یعنی کاربر به‌راحتی بتواند با محصول کار کند و در واقع رضایت کاربر را جلب کند. مفهوم کلی که در مورد کاربرد‌پذیری داریم این است که چه عواملی باعث می‌شود تا کاربرد‌پذیری یک محصول بهتر شود و اصطلاحاً محصول کاربردپذیرتر شود، این موارد شامل: یادآورپذیری، آموزش‌پذیری، کارآمدی یا اثربخشی، ایمنی، امکانات و یافت‌پذیری است که در ادامه به تشریح هر یک از آن‌ها می‌پردازیم.

اولین مورد بحث یادآور پذیری است. یعنی باید سعی شود طراحی محصول به گونه‌ای باشد که برای استفاده مجدد از یک محصول نیازی به دفترچه راهنمای آن نباشد و نحوه استفاده از آن در ذهن ما بماند. به‌عنوان مثال منوی موبایل به گونه‌ای طراحی شود که انجام تنظیمات سیم‌کارت و... راحت در دسترس باشد و در ذهن بماند.
دومین نکته‌ای که در کاربردپذیری باید در نظر گرفته شود بحث آموزش‌پذیری است. این بدان معناست که شیوه استفاده از محصول خیلی راحت و قابل‌فهم باشد و هر کاربری در هر سنی و درجه علمی بتواند نحوه استفاده از محصول را به‌راحتی بیاموزد. به‌عنوان مثال این نکته در مورد لوازم‌خانگی بسیار مهم است.
نکته بعدی که در کاربردپذیری باید در نظر گرفت بحث امکانات است و باید به‌اندازه کافی ابزار و میانبرها در اختیار کاربر قرار دهیم تا بتواند کار موردنظر را به‌راحتی انجام دهد. گوشی‌های تلفن همراه نسل جدید مثال خوبی برای این گزینه است.

نکته بعدی در کاربردپذیری کارآمدی یا اثربخشی است. در واقع باید این نکته در نظر گرفته شود که اضافه کردن امکانات چقدر می‌تواند مفید و اثربخش باشد تا کاربر راحت‌تر کار خود را انجام دهد. به‌عنوان مثال در تلفن‌های نسل جدید که با شبکه wifi به‌راحتی می‌توان اطلاعات را انتقال داد استفاده از مادون‌قرمز منسوخ شده است.

نکته بعدی در کاربرد‌پذیری بحث ایمنی است. مثلا در دستگاهای رادیولوژی که کاربر در معرض امواج مضر است چه تدابیری برای کاربر در نظر گرفته شده است. یا نمونه‌ای دیگر در این مورد، استفاده از فیوز در مدار برق ساختمان است.

مورد بعدی گزینه یافت‌پذیری است. باید طراحی به گونه‌ای باشد که کاربر بتواند گزینه موردنظر خود را به‌راحتی و سریع پیدا کند. به‌عنوان مثال دریک برنامه کاربردی مثل فتوشاپ ابزارهای ویرایش تصویر در نوارابزار قرار دارند تا کاربر به‌راحتی بتواند ابزار موردنظر را انتخاب کند. در معماری اطلاعات بیشتر به بحث یافت‌پذیری پرداخته می‌شود.

موضوع بعدی که به کاربردپذیرتر شدن محصول می‌تواند کمک کند بحث در دسترس بودن است، بدین معنی است که همه افراد با هر سطحی از توانایی بتوانند از محصول شما استفاده کنند. مثلا افراد ازلحاظ بینایی با هم متفاوت هستند و خیلی از کاربران شما ضعف بینایی و یا کوررنگی دارند پس در نوشتن یک کتاب باید اندازه فونت و رنگ رعایت شود. مثالی دیگر افراد ناشنوا هستند که برای این کاربران حالت لرزش موبایل خیلی مفید واقع می‌شود. متاسفانه ۱۱ درصد از هم‌وطنان عزیزمان معلول هستند و عملا از هیچ‌یک از امکانات شهری نمی‌توانند استفاده کنند. برای کاربردپذیرتر شدن محصول باید در تمامی موارد مذکور دقت شود.

کاربرد‌پذیری محصولات دیجیتال عنوانی است که برای این کارگاه انتخاب شده است. بحث کاربردپذیری خیلی گسترده است و می‌تواند برای محصولات متنوعی مطرح شود اما در واقع  چیزی که ما به آن خواهیم پرداخت محصولات دیجیتال خواهد بود. نکته‌ای که در ادامه می‌خواهیم به آن بپردازیم بحث آزمون کاربرد‌پذیری است و هدف ما از انجام این تست این است که ببینیم محصول ما تا چه حد کاربرد‌پذیر است. برای این منظور آزمون‌های متنوع زیادی وجود دارند؛ اما با انجام ۵ تست متفاوت می-توان به کلیه مشکلات مربوط به کاربردپذیری محصول پی برد. در همه این آزمون‌ها از جامعه آماری کاربران تست انجام می‌شود. سوالی که در اینجا پیش می‌آید این است که آزمون‌ها را با چند نفر از کاربران باید انجام داد؟ با انجام تست و ارزیابی با سه کاربر، می‌توان ۶۵ درصد مشکلات محصول و سیستم را شناسایی کرد، با ۴ کاربر می‌توان ۷۵ درصد، با ۵ کاربر می‌توان ۸۵ درصد و با ۱۲ کاربر و یا حتی بیشتر  به ۱۰۰ درصد از مشکلات محصول پی برد. البته این تعداد به نوع محصول نیز بستگی دارد. این تعداد برای محصولات کوچک و در استارت‌آپ‌ها استفاده می‌شود.

یک سری آزمون‌های کاربرد‌پذیری وجود دارند که قبل از تولید محصول انجام می‌شوند. آزمون Rapid interactive test and evaluation (RITE)   یک نمونه از این تست‌ها است. در روش RITE ابتدا یک نمونه‌سازی اولیه prototyping interactive از محصول نهایی انجام می‌شود و نمونه اولیه را در یک جامعه آماری محدود موردسنجش قرار می‌دهند، مثلاً اگر بعد از تست کردن با سه نفر، نمونه اولیه ۵۰ درصد مشکل داشت طرح را تغییر می‌دهند.

برای اینکه یک آزمون کاربردپذیری را انجام دهید در قدم اول برنامه‌ریزی آزمون است. یعنی مشخص کنید که چه آزمونی را روی چه محصولی و با چه تعداد نفر می‌خواهید انجام دهید، باید ببینید که چه شرکت‌کنندگانی دارید و ازلحاظ سن و تحصیلات در چه شرایطی هستند. به‌عنوان مثال شخص موردنظر دانش IT دارد یا یک فرد معمولی است. در مرحله سوم سناریو و تسک‌ها را تعریف کنید و اینکه روی چه چیزهایی از محصولتان می‌خواهید تست انجام شود. در محله بعد، آزمون را انجام دهید و در پایان از افرادی که برای انجام تست با شما همکاری کردند تشکر کرده و درنهایت به تحلیل نتایج بپردازید. برای برگزاری آزمون کاربردپذیری داشبورد کاربردپذیری در نظر گرفته شده است که شامل قسمت‌های مختلف است.

در داشبورد کاربردپذیری مواردی چون: محصول تحت آزمون، شرکت‌کنندگان، تجهیزات مورداستفاده، شرح مساله، تکالیف، اهداف سازمان ، نقش‌ها و مسئولیت‌ها، مکان و زمان آزمون‌ها باید مشخص شوند. در فاز اول باید محصول تحت آزمون را مشخص کرد و اهداف تجربه کاربری مورد انتظار را تعیین کرد.  به‌عنوان مثال در نظر دارید سیستمی برای خرید الکترونیکی بلیت هواپیما ایجاد کنید در این حالت موضوع مشخص است و هدف از این کار این است که مشتریان به‌راحتی بلیت الکترونیکی خریداری کرده و رسید دریافت کنند، حال با انجام این تست می‌خواهیم ببینیم که آیا واقعاً مشتریان می‌توانند خیلی راحت و سریع و بدون مشکل بلیت الکترونیکی تهیه کنند یا خیر. بطور کلی این آزمون به‌منظور رفع مشکلات احتمالی و تعیین نیاز مشتری انجام می‌شود و باید مشخص کرد که عدم انجام این آزمون چه پیامد‌هایی به دنبال خواهد داشت. مثلاً اگر خرید کردن با سایت شما مشکل باشد کاربران برای تهیه بلیت به سایت شما مراجعه نمی‌کنند و به مرور شاهد ریزش کاربران خواهید بود یا ممکن است در فرایند ثبت‌نام مشکلی وجود داشته باشد که در صورت اصلاح نکردن آن تعداد کاربران سایت شما افزایش پیدا نکند. نوع شرکت‌کنندگان و شیوه جذب آن‌ها در آزمون را باید مشخص کرد. شرکت‌کنندگان ممکن است افرادی باشند که اصلاً با محصول شما کارنکرده باشند و یا از کاربران فعلی محصول شما باشند، بطور مثال محصولی دارید که هنوز  تولید نشده است و شما می‌خواهید برای تست کردن آن، از دوستان و آشنایان کمک بگیرید. ویژگی‌های کلیدی که از کاربران انتظار دارید را مشخص کنید سپس، کاربران باید سخت‌افزارها و نرم‌افزار‌های موردنیاز خود برای انجام آزمون را مشخص کنند. به‌عنوان مثال برای ذخیره‌سازی اطلاعات از چه روشی استفاده می‌کنید و سخت‌افزارهای موردنیاز آن‌چه مواردی هستند. پرسشنامه‌های قبل و بعد از آزمون را باید مشخص کرد.  به‌عنوان مثال پرسشنامه قبل از آزمون می‌تواند در مورد اطلاعات هویتی فرد باشد و برای بعد از آزمون یک سری فرم نظرسنجی در نظر بگیرند. در مرحله بعد باید تکالیفی را که از کاربران انتظار دارید تعیین کرده و مدت‌زمانی که طول می‌کشد تا کاربر آن را انجام دهد را هم ثبت کنید، نحوه ثبت و ضبط آن نیز باید مشخص باشد. نقش‌ها و مسئولیت افرادی که در فرایند آزمون قرار دارند را باید مشخص کرد. یکی از مواردی که در آزمون کاربردپذیری از اهمیت بالایی برخوردار است این است که تعهدات بین شما و کاربر مشخص باشد. مثلا ممکن است به کاربر تعهد بدهید که اطلاعات شخصی آن‌ها در دسترس دیگران قرار نمی‌گیرد یا از کاربر تعهد می‌گیرید که ویژگی‌های محصولتان را جایی افشا نکند. مکان و زمان‌های آزمون را باید مشخص کنید. بهتر است قبل از انجام آزمون با کاربر مصاحبه‌ای داشته باشید و کمی در مورد کلیات آزمون توضیحاتی دهید. مواردی که گفته شد برای انجام یک آزمون موفق لازم و ضروری هستند.
در ادامه در مورد روش‌های مختلف تست کاربردپذیری صحبت خواهیم کرد که کدام تست‌ها را قبل و کدام تست‌ها را بعد از تولید محصول باید انجام داد. مثلا قبل از تولید محصول نیاز است که prototype  آماده شود و یا بعد از تولید محصول با چه کسانی در ارتباط باشیم.

شرکت user zoom یک نمونه داشبورد طراحی کرده است که کار آن صرفا تست کاربردپذیری است. زمانی که قرار است به‌عنوان یک تحلیل‌گر کاربرد‌پذیری آزمونی را انجام دهید بهتر است یک ساختار کلی از کار داشته باشید و بتوانید آن را برای دیگران شرح دهید که کاربر با یک نگاه کلی نتایج تست کاربرد‌پذیری را متوجه شود.

در ادامه به شیوه‌های آزمون کاربردپذیری می‌پردازیم:

اولین آزمونی که در این زمینه وجود دارد و در کشورهای دیگر بسیار مورداستفاده قرار می‌گیرد؛ eye Tracking است، در واقع در این تست به این موضوع پرداخته می‌شود که کاربرها به چه صورت صفحات شما را می‌بینند.
بحث eye Tracking می‌تواند در مورد محصولات دنیای واقعی و هم در مورد محصولات دنیای دیجیتال باشد. در این آزمون به این پرداخته می‌شود که کاربر ابتدا کدام‌یک از قسمت‌های صفحه باز شده را می‌بینند یا تا چه اندازه زمان صرف می‌کند تا روی یک قسمت تمرکز کند. در تست eye Tracking چند سخت‌افزار مورداستفاده قرارا می‌گیرد که در واقع یا یک عینک مخصوص است یا یک قطعه، که زیر مانیتور نصب می‌شود و جهت حرکت مردمک چشم را رصد می‌کند، به این صورت می‌توان فهمید که کاربر به کدام یک از قسمت‌ها بیشتر نگاه کرده است. اخیرا یک نرم‌افزار نوشته شده است که این کار را با دوربین لپ‌تاپ انجام می‌دهد و نسبت به حالت قبل دقت چندانی ندارد. سخت‌افزار‌های مورداستفاده در تست eye Tracking دقت‌های مختلفی دارند. در حال حاضر این سخت‌افزار‌ها در سه فرکانس ۳۰، ۶۰ و ۱۲۰ هرتز عرضه می‌شوند که هر چه فرکانس بالاتر باشد دقت و قدرت تشخیص بالاتری دارد. نرم‌افزارهایی که برای انجام این آزمون استفاده می‌شوند اطلاعاتی را که به‌واسطه رصد کردن مردمک چشم کاربر به‌وسیله سخت‌افزارها به دست می‌آورد را به نقشه یا heat map تبدیل می‌کنند. ازجمله نرم‌افزارهایی که در این زمینه استفاده می‌شوند می‌توان به crazy a ،clicky، mouse flow را نام برد. خروجی تست eye Tracking یک heat map است، نقاطی که کاربر به آن بیشتر نگاه کرده را روی نقشه، با رنگ گرم‌تر مشخص می‌کند. از این heat map‌ها یک سری مدل به دست می‌آید. این آزمون را در دنیای واقعی نیز انجام می‌دهند مثلا در یک بوتیک می-توان این آزمون را انجام داد و مشاهده کرد که کدام مانکن توجه بیشتری از  مشتریان را جلب کرده است. مثلا در یک سایت دو button با رنگ و طرح متفاوت ایجاد کنید و ببینید که کدام موردتوجه کاربران را بیشتر جلب کرده است و کدام مورد کاربردپذیرتر است. تست eye Tracking و تهیه heat map از آزمون‌هایی است که بعد از ارائه محصول و به‌منظور برطرف کردن و اصلاح عیوب احتمالی محصول و یا توسعه محصول انجام می‌شود. البته می‌توانprototype  را نیز در همان مراحل اولیه با این روش تست کرد.
آزمون دیگری که وجود دارد first click است. به این صورت است که محصولتان را در معرض دید کاربر قرار می‌دهید و می‌بینید که کاربر ابتدا روی کدام نقطه کلیک خواهد کرد و کدام نقطه از نظر کاربر برجسته و یا جالب است و یا کدام گزینه را سریع‌تر پیدا می‌کند.
آزمون دیگری که درزمینه کاربردپذیری وجود دارد ارزیابی اکتشافی یا Heuristic evaluation است که آقای Nielsen ده تا ملاک برای این تست تعریف کرده است که با این ملاک‌ها می‌توان کاربردپذیری یک محصول را ارزیابی کرد. در اکثر آزمون‌های کاربردپذیری انجام تست‌ها با کمک کاربران انجام می-شود ولی چند نمونه تست هم وجود دارند که بدون کمک کاربران انجام می‌شوند. ارزیابی اکتشافی یا Heuristic evaluation و expert review دو نمونه از آزمون‌هایی هستند که انجام دادن آن مستلزم کمک گرفتن از کاربران نیست. در این نوع از آزمون‌ها ارزیابی می‌شود که کاربران تا چه اندازه می‌توانند گزینه موردنظر خود را به‌راحتی پیدا کنند، تا چه میزان محصول شما با دنیای واقعی مطابقت و همخوانی دارد یا کاربر تا چه اندازه آزادی عمل و کنترل در کار کردن با محصول را دارد، تا چه حد ثبات در طراحی محصولتان در نظر گرفته‌ شده است، پیغام خطای مناسب به کاربر نمایش داده شود، به کاربر کمک شود تا خطاها را برطرف کند، موارد اضافی که موردنیاز کاربر نیست حذف شود.
همان‌طور که گفته شد ازجمله نرم‌افزارهایی که در این زمینه استفاده می‌شوند crazy egg ،clicky، mouse flow است که نرم‌افزار crazy egg کامل‌ترین خروجی را دارد، این خروجی‌ها شامل: heat map،  scroll mapوcontinents map  هستند که با تحلیل این خروجی‌ها می‌توان کاربردپذیری محصول را برای کاربرهای مناطق مختلف یا گروه‌ خاصی از کاربران ارزیابی کرد.

یک تست دیگر که در کاربردپذیری بسیار مورداستفاده قرار می‌گیرد بحث A/B Testing است. درواقع در A/B Testingممکن است دو گزینه متفاوت در وب‌سایت داشته باشید و بخواهید ببینید که کدام گزینه بهتر است. برای این‌که متوجه شوید کدام‌یکی از این دو گزینه بهتر جواب داده باید یک معیار سنجش تعیین کنید. به‌عنوان‌مثال ممکن است با یک تغییر ظاهری کوچک در یک طرح، میزان کلیک کردن کاربران روی یک گزینه بیشتر از گزینه دیگری باشد. در انتها شما با توجه به داده‌های آماری به‌دست‌آمده از A/B Testing،  نمونه موفق را انتخاب کرده و از آن نمونه به‌عنوان محتوای ثابت خود استفاده کنید. اکثر سایت‌های بزرگ دائما در حال A/B Testing هستند. به‌عنوان‌مثال در فیس‌بوک کاربران از گزینه لایک استفاده نمی‌کردند درنتیجه فیس‌بوک گزینه لایک را تبدیل به یک Button کرد. این تغییر موجب شد تا میزان لایک‌ها ۶ درصد افزایش پیدا کند. سوالی که در اینجا پیش می‌آید این است که چگونه می‌توان یک A/B تست ساده و کم‌هزینه انجام داد؟ باید یک ابزار جانبی انتخاب کرده تا بتوانیم به‌وسیله آن A/B تست را انجام دهیم. امروزه ابزارهای مختلفی برای انجام A/B Testing وجود دارند. به‌عنوان‌مثال شما می‌توانید یک قسمت از سایت خود را تغییر داده و با استفاده از ابزارهای A/B Testing مثل (google optimize یا  optimizely) جامعه آماری خود را مشخص کرده و با استفاده از دیتاهای به دست آماده از جامعه آماری، A/B Testing را انجام داد. A/B Testing را می‌‌توان در برنامه‌ها نیز انجام داد. بتا تست یک نمونه از ابزارهایی است که برای انجام A/B Testing در برنامه‌ها می‌‌توانید از آن استفاده کنید.

به‌طورکلی تست‌های مربوط به کاربردپذیری به دودسته تقسیم می‌شوند: تست‌هایی که قبل از ارایه محصول انجام می‌شوند و تست‌هایی که حین ارائه محصول یا خدمات انجام می‌شوند.

A/B Testing یکی از تست‌های متداولی است که هم قبل و هم در حین ارائه محصول می‌‌توان به کار برد ولی معمولاً حین ارائه محصول انجام می‌شود چراکه در A/B Testing تغییرات، بسیار ریز و جزئی هستند و شاید در موارد زیادی حتی کاربران متوجه اعمال تغییرات نشوند. به‌عنوان‌مثال فیس‌بوک در پیکسل بوردر باتن سابمیت تغییراتی ایجاد کرد که خیلی محسوس نبوده و خیلی از کاربران متوجه این تغییر نشده‌‌اند. مثالی دیگر در این زمینه تغییر در موقعیت باکس کامنت در فیس‌بوک است. در A/B Testing تغییرات جزئی در شکل ظاهری محصول-حین ارائه محصول انجام می‌‌شود. برای این‌کار tools‌های مختلفی وجود دارد ازاین‌رو انجام A/B Testing در حین ارائه محصول یا خدمات کم‌هزینه است. همان‌طور که گفته شد A/B Testing را قبل از تولید محصول یا ارائه خدمات نیز می‌توان انجام داد. به‌عنوان‌مثال دو گروه مخاطب را مشخص کرد و یک تسک به آن‌ها بدهیم و ببینیم کدام طراحی مطلوب‌تر بوده و سریع‌تر قابل انجام است. تست‌های قبل از ارائه محصول را می‌‌توان با یک جامعه آماری پایین (مثلاً ۱۰ نفر ) انجام داد.

یک روش دیگر برای تست کاربردپذیری روش Rapid interactive test and evalution (RITE) است. در روش RITE ابتدا یک نمونه‌سازی اولیه prototyping interactive  از محصول نهایی انجام می‌شود و نمونه اولیه را در یک جامعه آماری محدود موردسنجش قرار می‌‌دهیم. مثلاً اگر بعد از تست کردن با سه نفر، نمونه اولیه ۵۰ درصد مشکل داشت طرح را تغییر می‌‌دهیم. حال‌آنکه اگر از روش RITE استفاده نکنیم و نمونه‌سازی انجام ندهیم و طبق روال سنتی عمل کنیم بدین‌صورت که محصول نهایی را به‌طور کامل تولید کرده و در معرض دید جامعه آماری قرار دهیم تا عیوب احتمالی محصول مشخص شود و در صورت مشکل‌دار بودن همین پروسه مجدداً به تعداد زیاد تکرار شود تا به محصول مطلوب دست پیدا کنیم؛ این شیوه بسیار پرهزینه و زمان‌بر خواهد بود. با روش RITE می‌‌توان در بازه زمانی کوتاه‌تر و صرف هزینه‌های کمتر به نتیجه مطلوب رسید.

یک روش دیگر در تعیین میزان کاربرد‌پذیری بحثInterview  یا مصاحبه کردن است. مصاحبه با هدف بررسی نیازهای کاربران روشی است که قبلا خیلی مورداستفاده قرار می‌‌گرفت. روش مصاحبه بیشتر به بحث user research مربوط می‌شود ازاین‌رو در این بخش توضیح مفصل این روش نمی‌پردازیم.

یک روش دیگر در سنجش کاربردپذیری روش Thinking out loud یا بلندبلند فکر کردن است. در این روش محصول خود را در معرض دید کاربر قرار داده و از او می‌‌خواهیم که از محصول استفاده کند انتقاد، پیشنهاد و هر چه که به ذهنش میرسد را به زبان بیاورد.

یک روش دیگر در سنجش کاربردپذیری روش ۵ ثانیه است. در این روش از کاربر بخواهید که ۵ ثانیه به محصول‌تان نگاه کند و هر چه را که نقطه برجسته‌تری به نظرش می‌رسد، مشخصات

، جزئیات مشاهدات خود را به شما انتقال دهد و احساس خود را در مورد محصول‌تان به شما بگوید. به‌عنوان‌مثال سایتی را طراحی کرده‌اید و در معرض دید کاربرها قرار داده‌اید کاربرها معمولا با یک نگاه کلی ظرف ۱۰ الی ۱۵ ثانیه اول به این نتیجه می‌‌رسند که آیا این سایت، سایت موردنظر آن‌ها است یا نه سپس تصمیم می‌‌گیرند که در سایت بمانند و از مطالب آن استفاده کنند و یا صفحه را ببندند و در صورت مشاهده مجدد لینک یا آدرس سایت شما دیگر از آن دیدن نکنند.

گزینه بعدی روشcard sorting  مرتب کردن کارت‌ها است. در این روش تعدادی کارت می‌‌نویسیم و در اختیار کاربر قرار می‌‌دهیم و از او می‌خواهیم که آن‌ها را دسته‌بندی کند و یک برچسب روی هر دسته بچسباند. مثلا دسته‌بندی لباس‌ها در کمد و یا دسته‌بندی ظرف‌ها در کابینت. در این روش قسمت‌های مختلف سایت را می‌‌نویسیم و در اختیار کاربر قرار می‌‌دهیم و از او می‌خواهیم که دسته‌بندی کند. این بحث بیشتر به معماری اطلاعات مربوط می‌‌شود. برای انجام روش مرتب‌سازی کارت‌ها تعدادی ابزار وجود دارد مثل x sort  در مک و web sort  در ویندوز.

تست دیگری به اسم guerilla usability وجود دارد که برای انجام این تست از ابزار  silver pack  استفاده می‌‌شود. در این تست ابتدا اولویت مشکلات را تعیین کرده و مشکلات را در سه سطح دسته‌بندی می‌‌کنیم و به ترتیب اولویت به حل مشکلات می‌‌پردازیم. مثلا اگر تغییر یک ویژگی مدنظر باشد (مثل تغییر عکس پروفایل) مشکلات مربوط به این تغییر را در سه سطح دسته‌بندی می‌‌کنیم مثلا در سطح سوم کاربر بدون هیچ مشکلی و بسیار سریع عکس پروفایلش را تغییر می‌‌دهد، در سطح دوم کاربر می‌‌تواند تصویر پروفایل خود را عوض کند اما این‌کار را به‌سختی انجام می‌‌دهد، و در سطح اول اصلا کاربر نمی‌‌تواند تصویر پروفایلش را تغییر دهد. در این حالت کمترین عدد بزرگ‌ترین مشکل است و باید به ترتیب اولویت به حل مشکلات بپردازیم.

یک مبحث دیگری تحت عنوان  Visual usabilityوجود دارد که شما می‌‌توانید وب‌سایتی را بررسی کنید و ببینید چقدر مشکل دارد. آیا محصولی که طراحی شده است ازلحاظ بسری مورد تایید است. دراین‌باره کتابی با عنوان Visual usability وجود دارد.

مبحث دیگری با عنوان consistency  وجود دارد که بحث  consistency در  layout یک سری استانداردهایی را بررسی می‌‌کند و یک الگو را مشخص می‌‌کند. در اکثر نقاط دنیا قالب و ساختار سایت‌ها تقریبا به شکل یک الگوی استاندارد در آمده است این در حالی است که رنگ موردعلاقه افراد در نقاط مختلف دنیا متفاوت است. مثلا کشور‌‌های شرق آسیا بیشتر به رنگ‌های قرمز و نارنجی علاقه‌‌مند هستند این ثبات در الگویی ذهنی کاربران شرق آسیا وجود دارد. برای مثال‌های دیگر در این زمینه می‌‌توان طرز قرار گرفتن دکمه‌ها در ریموت‌‌ها؛کنترل‌ها و ماشین‌حساب‌ها و... اشاره کرد.

بحث دیگری که در این زمینه وجود دارد؛ بحث site map است که باید برای وب‌سایت خود یک ساختار خیلی منظم داشته باشید.

گزینه بعدی بحث personality  یا توجه به عوامل انسانی ویژگی‌های افراد در تغییر رابط کاربری است.

در بحث layout  باید  screen size‌ها،  positionها،  scaleها و... را درنظر بگیریم.

در بحث type نوع فونت‌‌ها، اندازه، تیتر‌‌ها و... در نظر گرفته می‌‌شود.

در اینجا بحث رنگ‌ها نیز مطرح می‌شود که هر رنگ یک مفهوم خاص را می‌‌رساند. مثلاً آبی رنگ اصلی است، سبز در مورد یک چیز موفقیت‌‌آمیز بکار برده می‌‌شود، خطاها با نارنجی نمایش داده می‌شود و قرمزرنگ هشدار است. بطورکل باید از رنگی استفاده شود که به تشخیص و درک بهتر کاربران کمک کند. به‌عنوان‌مثال رنگ‌های تیره‌‌ای که در دستگاه‌های خودپرداز استفاده شده است استفاده کاربران را در طول روز مشکل می‌‌کند.

در  Visual usability بحث تصاویر نیز مطرح است. از چه تصاویری استفاده کنیم تا بهترین حس را به کاربران القا کند. سایت دیجی‌‌کالا یک مثال خوب در این مورد است که کاربر می‌‌تواند تصاویر را زودتر پیدا کند و buttonها و رنگ‌ها نیز مناسب می‌‌باشند. مثلا در برنامه سامانک(برنامه مربوط به بانک سامان) یک علامت موفقیت را رنگ قرمز طراحی شده است که از رنگ و تصویر مناسبی استفاده نشده است.

گزینه بعدی که  در Visual usability مطرح می‌شود بحث کنترل است. بدین معنا که کاربر بتواند روی قسمت‌های مختلف کنترل داشته باشد. کاربر لینک‌ها را به‌راحتی بتواند ببیند و  آن‌ها را تشخیص دهد یا اطلاعاتی در مورد آن به دست آورد. به‌عنوان‌مثال tool typeهایی که به توئیتر اضافه شد تا کاربران کاربرد هر آیکون را به‌راحتی متوجه شوند.

گزینه بعدی بحث فرم‌ها است. مثلاً در کدام قسمت‌ها از check box مناسب استفاده شود یا در کدام قسمت‌ها از  slider و... استفاده کنیم و چه نوع اطلاعاتی را در فرم‌ها قرار بدهیم در بحث  Visual usability مطرح می‌‌شود.  به‌عنوان‌مثال سایت‌هایی که برای رزرو بلیت هواپیما وجود دارند و باید کاربر تاریخ پرواز، تعداد مسافرین و... را مشخص کند که در اینجا بحث طراحی فرم از اهمیت زیادی برخوردار است. نمونه‌ای دیگر sliderهایی است که در سایت دیجی‌‌کالا استفاده شده است و سایت را کاربردپذیرتر کرده است.

در ادامه بحث می‌‌خواهیم به انتخاب روش‌‌ مناسب تست کاربردپذیری بپردازیم. در انتخاب روش مناسب آزمون‌‌ کاربردپذیری چند نکته را باید در نظر گرفت که این نکات شامل موارد زیر است:

• محدودیت زمان و منابع: در آزمون کاربردپذیری محدویت زمانی داریم و باید در بازه زمانی مشخصی آزمون به نتیجه برسد. همچنین ممکن است محدودیت منابع مالی و انسانی داشته باشیم.

• عدم دسترسی مستقیم به کاربران نداریم : نمی‌‌توانیم با همه‌‌ی کاربران ملاقات حضوری داشته باشیم و از همه آن‌ها در انجام آزمون کمک بگیریم.

• محدودیت مهارت و تخصص: ممکن است نیروی متخصص برای انجام آزمون موردنظر در اختیارتان نباشد.

پس قبل از انتخاب روش باید برنامه‌‌ریزی و امکان‌سنجی کنید. نیازمندی‌های خود را مشخص کرده و طرح خود را مشخص کنید. بعد از مشخص شدن طرح باید طرح را اجرا کنید و یا یک prototype تهیه کرده و آزمون خود را روی آن انجام دهید و بعد از تولید اصلی و انتشار محصول مجدداً این تست‌ها را انجام دهید. به‌طورکلی آزمون‌های وجود دارد که باید هر کدام را در مرحله خاصی از فرایند انجام داد. مثلاً در مرحله پیاده‌‌‌سازی از یک سری Style guide استفاده کنید. مثلا شما به‌عنوان android developer فرصت طراحی یک نسخه کامل را نداشته باشید برای سریع‌‌تر انجام شدن کار از  guide lineهایی که شرکت apple و google طراحی کرده‌‌اند استفاده کنید. یا با استفاده از rapid prototyping بتوانید یک نمونه اولیه سریع آماده کنید. اگر محدودیت منابع داشته باشید با ذی‌نفع‌های پروژه صحبت کنید و نیازها و رفتارهای آن‌ها را تحلیل کنید. مثلا اگر ازلحاظ منابع انسانی و نیروی متخصص در مضیقه هستید و نمی‌‌توانید یک محصول را به‌صورت کامل طراحی کنید در ابتدا یک paper prototyping  آماده کنید و یا از style guide‌ها استفاده کنید. اگر دسترسی مستقیم به کاربرها ندارید و نمی‌‌توانید با کاربرها ملاقات حضوری داشته باشید می‌‌توانید یک سرور برگزار کرده و در وب‌سایت خود قرار دهید و یا برای دیگران ارسال کنید. اگر محدودیت مهارت و تخصص دارید و می‌‌خواهید محصول خود را تست کنید می‌‌توانید با ذی‌نفع‌ها صحبت کنید و یا paper prototyping  انجام دهید و از style guide‌ها استفاده کنید.

برای این‌که بتوانیم در آزمون‌های کاربردپذیری به بهترین نتایج برسیم چه نکاتی را باید رعایت کنیم؟

• اولین نکته‌ای که باید در نظر داشت این است که کاربران را بی‌سواد خطاب نکنید و یا به خاطر نفهمیدن یک مساله آن‌ها را سرزنش نکنید.

• نکته دوم این است که در انجام آزمون هیچ‌وقت کاربران را راهنمایی نکنید. مثلا در انجام تست و مصاحبه حضوری کاربران را راهنمایی نکنید و فقط به ثبت و ضبط رفتار کاربر بپردازید.

• برای انجام آزمون به‌اندازه کافی به کاربر فرصت دهید چون توانایی کاربران در انجام آزمون متفاوت است و بعضی از کاربران به مدت‌زمان بیشتری نیاز دارند.

• در انجام آزمون سوالاتی مطرح نکنید که جواب آن‌ها بله یا خیر باشد. سوالاتی را طرح کنید که  جواب آن‌ها تشریحی باشد و نظر کاربر را بپرسید.

• زمان جلسات آزمون خیلی طولانی و خسته‌کننده نباشد. زمان تست‌ها را معمولاً کمتر از یک ساعت در نظر بگیرید.

حال می‌‌خواهیم به بحث کاربردپذیری روی موبایل بپردازیم. تست‌های مختلفی در مورد کاربردپذیری موبایل می‌‌توان انجام داد مثلاً این‌که طرز دست گرفتن گوشی موبایل توسط کاربرها چگونه است و قسمت‌هایی از interface  گوشی که کاربر می‌‌تواند به‌راحتی روی آن کلیک کند را شناسایی کرد و به‌اصطلاح محدوده finger friendly  را می‌‌توان مشخص کرد و بر اساس آن محل قرار گرفتن آیتم‌ها و ابعاد و اندازه buttonها در صفحه گوشی را طوری تعیین کرد که buttonها در دسترس باشند.

یک موضوع دیگری که اخیراً شرکت‌ها در تعیین کاربردپذیری خیلی زیاد از آن استفاده می‌کنند بحث testing inv…. یا آزمون کاربردپذیری در دنیای واقعی است. یک ایراد اساسی که به آزمون‌های کاربرد‌پذیری وارد است این است که محیط انجام آزمون با شرایط عملی متفاوت است. مثلاً کاربر در مترو یا یک خیابان شلوغ قرار دارد که می‌‌خواهد با محصول شما کار کند و همیشه مثل شرایط آزمون پشت میز با محصول کار نمی‌‌کند  ازاین‌رو این تدبیر اندیشیده شده که آزمون در شرایط عملی انجام شود و خیلی حالت رسمی نداشته باشد. یک ایراد دیگری که از آزمون کاربرد‌پذیری گرفته می‌شود این است که شما موقع آزمون کنار کاربر هستید و رفتار آن را تحت کنترل قرار می‌‌دهید ازاین‌رو کاربر کار واقعی خود را انجام نمی‌‌دهد و از جانب شما به کاربر استرس وارد می‌شود ازاین‌رو توصیه می‌شود که در شرایط عملی و در دنیای واقعی آزمون را انجام داد در این صورت بازخوردها خیلی به واقعیت نزدیک‌‌تر خواهد بود.

یک چیز مهمی که در بحث آزمون کاربردپذیری از آن اطلاع ندارید و در آزمون در شرایط عملی به آن دست پیدا خواهید کرد این است که کاربر محصول شما کجا زندگی‌‌ می‌‌کند، محل کار و شرایط کاری کاربر چگونه است. مثلاً کاربر محصول شما یک راننده است و پشت چراغ‌قرمز در زمانی محدود می‌‌خواهد با محصول شما کار کند. و یا کاربر در یک مکانی قرار دارد که به اینترنت پرسرعت دسترسی ندارد و می‌‌خواهد با نرم‌‌افزار شما کار کند مثلاً شما در منزل هستید و به اینترنت پرسرعت متصل هستید و در این شرایط با نرم‌افزار اسنپ کار می‌‌کنید و ماشین درخواست می‌‌کنید و در حین سفر با اینترنت گوشی موبایل می‌‌خواهید هزینه سفر را پرداخت کنید که این امکان باید پیش‌بینی‌شده باشد. امروزه نرم‌‌افزارهایی مثل پیام‌‌رسان‌‌ تلگرام، اینترنت بانک، همراه بانک که در دنیای واقعی خیلی مورداستفاده قرار می‌‌گیرند دارای interface‌های ساده هستند که کاربردپذیرترند.

مثلاً آزمون کاربردپذیری که در مورد ابزارهایی مثل گجت‌های پوشیدنی مثل apple watch  انجام می‌شود این است که کاربر باید بتواند کمتر از ۱۰ ثانیه از اپلیکیشن آن استفاده کند و کار خود را انجام دهد.

ابزارهایی که  برای انجام آزمون‌های کاربردپذیری وجود دارند به شرح ذیل می‌‌باشند:

• ابزارهایی که برای مانیتورینگ رفتار کاربران بکار گرفته می‌شوند. مثل: crazy egg ،  mouse flow ، clicky و...

• ابزارهایی که برای انجام آزمون مورداستفاده قرار می‌‌گیرند. مثل: optimal workshop و...

• بطور کل یک سری سخت‌‌افزار برای انجام آزمون وجود دارند که مهم‌ترین مثال در این مورد سخت‌افزار‌‌های مورداستفاده در  eye Tracking می‌‌باشند. مثل: عینک و... و یا به‌صورت نرم-افزار هستند که فعالیت کاربر را رصد می‌کنند.

• درنهایت یک نیروی متخصص کاربرپذیری که بتواند نتایج به‌دست‌آمده از آزمون‌ها را تحلیل کند و بتواند میزان موفقیت و مشکلات پروژه را اندازه‌‌گیری کند.

 کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
 کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
 کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
کارگاه کاربردپذیری محصولات دیجیتال
۱۵.۸۹MB تجربه کاربری و تجربه مشتری
۹.۱۴MB تفاوت User Experience , UI , Usability
۵۳.۳۳MB کاربردپذیری و عوامل موثر بر آن
۱۱.۳۶MB نمونه‌های کاربردپذیری در محصولات واقعی
۱۶.۸MB نکات انجام آزمون کاربردپذیری
۶۱.۲۸MB فرآیند و داشبرد آزمون کاربردپذیری
۳۰.۶۵MB تست کاربردپذیری ردیابی چشم
۸.۳۵MB تست کاربردپذیری اولین کلیک
۲۷.۷۷MB آزمون کاربردپذیری ارزیابی اکتشافی
۱۴.۹۶MB آزمون کاربردپذیری بررسی کارشناسی
۳۰.۱۱MB آزمون کاربردپذیری تست A/B
۱۵.۷۲MB آزمون کاربردپذیری RITE
۹.۸۷MB آزمون کاربردپذیری Guerrilla usability
۴۶.۴۷MB آزمون کاربردپذیری بصری (Visual Usability)
۲۴.۲۱MB شیوه انتخاب آزمون کاربردپذیری مناسب
۱۶.۶۱MB نکات اجرای یک آزمون کاربردپذیری موفق
۲۳.۳۸MB کاربردپذیری در موبایل
۵۸.۶۵MB آزمون کاربردپذیری در دنیای واقعی
بخش اول نسخه صوتی کارگاه ۴۹.۲۴MB
بخش دوم نسخه صوتی کارگاه ۵۹.۸۷MB