داده‌های محلی عامل رقابت پذیر شدن کسب‌وکارهای ایرانی
دکترامیرحسین دوایی مرکزی معاون فناوری ونوآوری وزارت ارتباطات‌وفناوری‌اطلاعات

داده‌های محلی عامل رقابت پذیر شدن کسب‌وکارهای ایرانی

دولت‌ها از روش‌های متنوعی برای تسهیل فعالیت کسب‌وکارهای‌نوپا استفاده می‌کنند. به‌عنوان مثال در روش موسوم به فنلاندی، دولت به شکلی سخاوتمندانه به حمایت مستقیم مالی از افراد مستعد می‌پردازد تا ایشان را آماده جذب در زیست‌بوم فناوری پیشرفته موجود در آن کشور کند. در امریکای شمالی اما این امر بیشتر به نهادهای خصوصی مانند شتاب‌دهنده‌ها به‌عنوان عوامل انتقال سرمایه و تبحر به افراد مستعد و شرکت‌های نوپا سپرده می‌شود. به‌طورکلی می‌توان ترکیبی از این دو شیوه را با نسبت‌های متنوع درکشورهای مختلف مشاهده کرد.

از سوی دیگر در موضوع فضای مجازی برخی کشورها در موضع تهاجم هستند و به کمک زیرساخت‌های توسعه‌یافته این ظرفیت را دارند که گستره عمل جهانی را در اختیار تجارت‌های نوپای خود قرار دهند. در بعضی دیگر از کشورها به علت محدودیت‌های مالی و تخصصی رویکردها بیشتر دفاعی است و اعتقاد آن‌ها بر این است که برای رشد بازار در حوزه فناوری اطلاعات باید از فضای دیجیتال کشور صیانت کرد. چالش مهم آن است که اگر درها را بسته نگه داریم خود را از ارتباطات جهانی و امکانات بسیار با ارزش آن محروم کرده‌ایم و اگر درها را بدون برنامه باز بگذاریم فرصت‌های کسب‌وکار را از کسب‌وکارهای نوپای محلی گرفته‌ایم و عملا آن‌ها را به تجارت‌های کوچکی تبدیل خواهیم کرد که صرفا وظیفه رفع چالش‌ها و محدودیت‌های اولیه برای حضور شرکت‌های بزرگ خارجی در کشور را دارند. رویکردهای حمایتی در کشور ما نیز تاکنون بیشتر از جنس حمایت‌های مالی و تسهیلات مالی بوده و گاهی نیز از طریق اعمال فیلترینگ بعضی سایت‌های خارجی شرایط کار را برای رشد خدمات مشابه آن‌ها توسط شرکت‌های ایرانی فراهم کرده‌ایم. آسیب این رویکرد حذف فضای رقابتی و کاهش استاندارد محصولات و خدمات ایرانی است همان‌گونه که مثلا در صنعت خودرو اتفاق افتاده است.

فضای مجازی به معنی فضای داده‌ها یا همان دیتا است که به صورت‌های مختلفی در جامعه حقیقی تبادل می‌شود. بخش مهمی از این داده‌ها که ما آن را داده‌های محلی مانند نقشه‌های مکانی و داده‌های هویتی اشخاص می‌نامیم باید حتما در چهارچوب قوانین هوشمندانه و شفاف در اختیار حاکمیت و یا نهادهای غیردولتی مورد اطمینان مردم باشد و آن اطلاعات به‌صورت قانونمند و مثلا از طریق واسط‌های دسترسی (API) در اختیار کسب‌وکارهای ایرانی قرار گیرد. این امر می‌تواند در عین حفظ ارتباطات سازنده با جهان مزیت رقابتی منطقی را در اختیار کسب‌وکارهای ایرانی قرار دهد. اگر حاکمیت این داده‌های کلیدی در دست کشور نباشد امکان ایجاد کسب‌وکارهای دارای ارزش‌افزوده ایرانی به‌شدت کاهش می‌یابد. اگر ایرانی‌ها به‌جای نقشه‌های گوگل از نقشه‌های ایرانی دقیق استفاده کنند و خود نیز فعالانه در تکمیل لایه‌های اطلاعاتی دیگر بر روی آن نقشه‌ها مشارکت داشته باشند حتما خواهند توانست خدمات بهتر و به‌روز‌تری را در اختیار کاربران خود قرار دهند و در نتیجه کسب‌وکار خود را بهتر رشد دهند. برای حاکمیت داده‌ها در کشور باید روی سه نکته مهم تاکید کرد که بدون آن‌ها کار به نتیجه نمی‌رسد. نخست توجه مسئولین به اهمیت و ماهیت داده‌ها است که قابلیت حبس فیزیکی ندارند و نمی‌توان دور آن را حصار فیزیکی کشید بلکه باید از طریق رمزگذاری ملی و بر اساس قوانین متقن و شفاف آن را در اختیار کسب‌وکارهای ایرانی قرار داد. نکته دوم هم ضرورت اقناع کاربران ایرانی در مورد منافع حفاظت از داده‌های کلیدی در داخل کشور است. به‌عنوان مثال باید عملا به آن‌ها اثبات کرد که اگر داده‌های محلی و به‌خصوص سیستم احراز هویت ملی کاربران برای انجام تراکنش‌های مالی را در کشور ایجاد کنیم و آن را از طریق اپراتورهای ملی در اختیار کسب‌وکارهای داخلی قرار دهیم آن‌ها می‌توانند با آسانی و ایمنی بیشتر به تجارت الکترونیک در کشور بپردازند و در نتیجه کسب‌وکارهای ایرانی می‌توانند نوعی برتری در کیفیت ارائه خدمات به شهروندان ایرانی و حتی شهروندان کشورهای همسایه به دست آورند. و این به معنای ایجاد شغل‌های متنوع و با کیفیت برای خیل عظیم جوانان تحصیل کرده ایرانی خواهد بود. نکته سوم که بسیار هم کلیدی است آن است که مسوولین هم باید متوجه باشند که در هیچ کشوری اقناع مردم برای اطمینان داشتن به نهادهای ملی برای حفظ داده‌های هویتی و شخصی آن‌ها در فضای رمزگذاری شده ملی کار ساده‌ای نیست. ما با هر تصمیم و عملکرد درست و یا خدای‌ناکرده اشتباه و کوته‌بینانه پیامی را برای جامعه ارسال می‌کنیم که آن‌ها را یا به‌سوی اعتماد به نهادهای ملی سوق می‌دهیم و یا خدای‌ناکرده آن‌ها را از آن گریزان می‌کنیم. به اعتقاد من این عدم اعتماد خود بزرگ‌ترین ضربه را نه‌تنها به امنیت ملی بلکه به فضای کسب‌وکار کشور وارد خواهد کرد. مردم بر تجربیات واقعی خود و افراد مرتبط با خود تکیه می‌کنند و باید احساس کنند که اطلاعات آن‌ها و حریم شخصی آن‌ها مورد سوء‌استفاده دیگران قرار نمی‌گیرد و داده‌های اصلی و مهم آن‌ها تنها برای حفظ منافع ملی و خوشبختی اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به اعتقاد بنده این موضوع که برای حفظ صیانت ملی حتما باید در برابر عطش مردم برای استفاده از خدمات اینترنتی با کیفیت خارجی ایستادگی کرد و دسترسی مردم به آن خدمات را محدود کنیم نه ممکن است و نه مفید. به‌جای آن باید به کسب‌وکارهای ایرانی کمک کنیم تا بر اساس داده‌های ملی خدمات بهتر و دقیق‌تری را به مردم خود ارائه کنند و در فضای رقابت جهانی سهم در خوری را از اقتصاد دیجیتالی به دست آورند.