گفتگو با موسسان استارت‌آپ پندار
قوانین کسب‌وکار نگاه محدودکننده دارند

گفتگو با موسسان استارت‌آپ پندار

واقعیت افزوده (Augmented Reality) یک نمای فیزیکی زنده، مستقیم یا غیرمستقیم است، که بر اساس تولیدات کامپیوتری، عناصری را به دنیای واقعی افراد اضافه می‌کند. در چند سال گذشته از این روش برای تشریح موقعیت‌ها، بازی، ورزش و برنامه‌های کاربردی استفاده زیادی شده است و یک کسب‌وکار نوپای ایرانی نیز با تمرکز بر این فناوری به ارایه خدمات می‌پردازد. در این گفتگو، مجتبی طباطبایی و محمد امین رخشنده رو از مراحل راه‌اندازی کسب‌وکار نوپای خود با نام پندار می‌گویند.

سالی که شما شروع کردید صرف‌نظر از موضوع پهنای باند و قدرت پردازشی موبایل‌ها، خود واقعیت افزوده هم چندان شناخته شده نبود. چرا به سراغ این موضوع رفتید؟
سال ۹۱ بحث واقعیت افزوده (Augmented Reality) تازه در رسانه‌ها مطرح شده بود و من هم برای پایان‌نامه از آن استفاده کرد. استادان هم ایده‌ای در این مورد نداشتند و نمره را گرفتیم. بعدازآن به فکر تجاری‌سازی این روش‌ها در ایران افتادیم و این کسب‌وکار را راه‌اندازی کردیم.

یعنی به واسطه پایان‌نامه این فرصت را شناسایی کردید؟
از همان ابتدا این ظرفیت را می‌دیدیم. ما قبل از این‌که اولین مشتری را پیدا کنیم، طرحی را روی بازی انگری‌بردز پیاده کردیم که کاربر در نمایشگر موبایل‌ و روی میزکار خود می‌توانست این بازی را اجرا کند. بعدازاین‌که فیلم این بازی را در یوتیوب منتشر کردیم، سایت VentureBeat آن را به‌عنوان مطلب ویژه منتشر کرد. رسانه‌های دیگر مانند Wired یا Gigaom هم آن را نقد کردند. این موارد به ما اطمینان می‌داد که فرصت در این حوزه وجود دارد.

شما با یک بازی وارد این عرصه شدید، چطور این ایده را تجاری‌سازی کردید؟
اولین مشتری ما ایران‌خودرو بود. در آن زمان در رسانه‌های خارجی از این روش برای صنعت خودرو زیاد استفاده می‌شد.  ساختیم و آن را برای ایران‌خودرو بردیم.

به همین راحتی بود؟ بدون رابطه رفتید؟
یک ارتباط مختصری وجود داشت اما آن‌ها به‌محض مشاهده کار را پسندیدند. حتی در آن زمان یک تیزر تبلیغاتی درست کردند که قبل از سریال کلاه پهلوی پخش می‌شد و در شناسایی ما موثر بود برای ما هم اهمیت زیادی داشت چون این‌که تبلیغ یک برنامه موبایل در تلویزیون پخش شود سابقه نداشت. بعدازآن برندهای دیگر آمدند. توجه داشته باشید که واقعیت‌افزوده حتی همین امروز هم جنبه تجملی یا سرگرمی دارد. برندهای بزرگ برای نمایش قدرت خود از این روش‌ها استفاده می‌کنند اما زحمت زیادی کشیدیم تا توانستیم این مشتریان را جذب کنیم.

همان که برای شرکت نفت ساخته‌اید؟

بله آن اولین پروژه واقعیت‌افزوده نفتی در دنیا است که برای فاز ۱۲ پارس جنوبی تولید کردیم. بازاریابی این کار فوق‌العاده دشوار بود چون نمونه‌ای در دنیا وجود نداشت. ما الگویی برای ارایه نداشتیم و نمونه مربوط به ایران‌خودرو را نمایش دادیم. بعدازآن بود که شرکت‌های نفتی دیگر مثل شرکت تاسیسات دریایی، انرژی دانا، خطوط لوله و شرکت گاز هم آمدند. کسب‌وکار ما هم مدل خارجی نداشت و همه این موارد را با سعی و خطا بدست آوردیم.
 

چه تجربه‌ای از ارتباط با دولت دارید؟ منظورم تعاملاتی غیر از مشتریان است.

ما در بحث وام سراغ معاونت علمی رفتیم و هم صندوق مهر که بسیار ناراحت‌کننده بود. قرار بود این صندوق از ما حمایت کند که به جایی نرسید. در معاونت علمی هم باید پروژه تعریف می‌کردیم. زمانی که قرار است مبلغی را دریافت کنید معمولا روال این است که باید اثبات کنید توانایی فعالیت و استفاده از این پول را دارید و می‌توانید آن را بازگردانید اما برای حمایت خیلی سختگیرانه برخورد می‌کنند. مشکل دیگر ما بحث مالیات است که اهمیت زیادی روی کسب‌وکار دارد. ما یک شرکت نوپا هستیم ولی اداره مالیات اصلا شرکت نوپا نمی‌شناسد. ما با یک مشتری قرار می‌بندیم ولی در پایان وقتی مالیات، بیمه و سایر هزینه‌ها کسر می‌شود بیش از ۸۰ درصد مبلغ خرج شده است.
 

به‌هرحال مالیات بر اساس یک فرمول مشخص تعیین می‌شود. مشکل از قیمت‌گذاری شما نیست؟

قیمت یک قرارداد تا یک حدی کشش دارد شما نمی‌توانید هر چه خواستید از مشتری پول بگیرید. اداره مالیات ما را به‌عنوان یک شرکت رایانه‌ای می‌شناسد و می‌گوید تعرفه خدمات را باید پرداخت کنید که فکر می‌کنم ۲۴ درصد است. آن‌ها ما را به‌عنوان کسب‌وکاری که تازه راه‌اندازی شده و با محدودیت شدید منابع روبرو است نمی‌شناسند.
 

پس فعالیت شما با دیگر شرکت‌ها یکسان نیست؟

قطعا یکسان نیست. ما چطور می‌توانیم با قطعه‌سازها یا شرکت‌های بزرگ رایانه‌ای یکسان باشیم. در این حوزه شرکت‌هایی برای مالیات مراجعه می‌کنند که تعرفه ۲۴ درصد برای آن‌ها معادل ۷ میلیارد تومان است اما کسب‌وکار ما برای پرداخت ۲۰ میلیون تومان با مشکل مواجه می‌شود. چطور می‌توان این دو را یکسان دانست؟ جدا از این‌که مالیات‌ها کسر می‌شود چندین مساله دیگر هم وجود دارند. موضوع ارزش‌افزوده را حل می‌کنیم، باید پرداخت بیمه را انجام دهیم. همیشه باید در حال پرداخت این هزینه‌ها باشیم و به توسعه و بقا هم فکر کنیم. مطمئن باشید نیمی از مشکلات ما مربوط به همین قوانین هستند. رسیدگی به این امور هم وقت زیادی می‌خواهد.
 

به‌عنوان یک شرکت دانش‌بنیان اقدامی نکردید؟

دو سال پیش بود که افرادی آمدند و توصیه کردند که دانش‌بنیان شوید. از همان زمان تا امروز درگیر الزاماتی هستیم که باید ارایه دهیم. مالیات‌ها، بیمه و بسیاری مستندات دیگر را باید جمع کنیم. تقریبا در مرحله آخر هستیم و باید یک مشکلی را در اداره مالیات حل کنیم.
 

یک سری معافیت‌ها برای شرکت‌های نرم‌افزاری هم در نظر گرفته شده چرا از آن‌ها استفاده نمی‌‌کنید؟

بله، در ظاهر قضیه این‌گونه است که اگر چند برنامه‌نویس داشته باشید و محصول هم منتشر کرده باشید می‌توانید از این تسهیلات استفاده کنید اما اگر برای آن اقدام کنید خواهید دید که همان هم نیاز به چندین مجوز دارد. اگر من در اندازه‌ای باشم که بتوانم شروط لازم برای دریافت این مجوزها را تامین کنم اصلا نیازی به استفاده از این تسهیلات ندارم. من قبول دارم که گاهی ممکن است از قوانین سواستفاده شود اما راه برای حمایت‌ هم بسته است و قوانین کنونی برای کسب‌وکارهای نوپا تعریف نشده است.  
 

در مورد بیمه هم به یک سری مشکلات اشاره کردید.

در کسب‌وکارهای نوپا بعضی از اعضای تیم از دور کار می‌کنند و این موضوع در استارت‌آپ‌ها کاملا شایع است. هم آن‌ها طلب پوشش بیمه دارند و هم ما روی این موارد جدی هستیم. اما زمانی که کارشناس بیمه مراجعه می‌کند باید تمام این افراد در دفتر حضور داشته باشند. این جریمه‌ها مشکلات زیادی درست کرده‌اند. بهترین مکان برای برنامه‌نویسان خانه است و در این محیط راندمان بیشتری دارند. برای ما هم خروجی مهم است و دنبال سیستم کارمندی و ساعت کار نیستیم. اگر این در قواعد بیمه تعریف شود با سبک کسب‌وکارهای نوپا سازگارتر است اما آن‌ها شما را به سمت مبالغ بالاتر و بیمه خوداشتغالی هدایت می‌کنند که تقریبا ۴۰ درصد بالاتر است. تیم فنی ما کاملا دورکار هستند، پروژه را تعریف می‌کنیم و وظایف هر کس تعیین می‌شود. ما حقوق ثابت پرداخت می‌کنیم و خروجی‌ها مشخص هستند. یک سری از نیروهای ما نیز شیراز زندگی می‌کنند.
 

برای فعالیت از جایی مجوز گرفته‌اید؟

همین موضوع مجوز کلی فرآیند دارد. آن‌چه از جاهای دیگر دنیا شنیده‌ایم این است که یک سری قواعد وجود دارد که آن را در اختیار شما می‌گذارند و می‌گویند برای اجرای این کسب‌وکار باید یک چک‌لیست را تکمیل کنید. این قضیه هم مرحله‌به‌مرحله انجام می‌شود. اما اینجا از همین اول مانند یک شرکت بزرگ با شما برخورد می‌شود.
 

کجا این مشکلات را داشتید؟

می‌خواستیم به‌عنوان یک شرکت تولید محتوا ثبت شویم و باید از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز می‌گرفتیم. به زبان ساده به شما مجوز نمی‌دهند و در یک چرخه بی‌پایان باید حرکت کنید. از در که وارد می‌شوید حراست آنجا باید شما را تایید کند تا به مدیر برسید و بعدازآن اجازه تولید محتوا داشته باشید. این فرآیندی که می‌گویم اگر با سرعت انجام شود یک‌سال بعد می‌توانید کار را شروع کنید. در آن زمان مجوزی دریافت کرده‌اید که هیچ نفعی برای شما ندارد مگر در بعضی مناقصات که ممکن است درخواست مجوز داشته باشند. موضوع من نگاه پشت این فرآیندها است. یک زمان شما می‌خواهید یک فرآیند را تسهیل کنید و یک زمان هم می‌خواهید محدودیت بگذارید، نگاه کنونی محدودکننده است.
 

تصویری که از شما می‌بینم یک کسب‌وکار جوان و موفق را نشان می‌دهد اما مشکلاتی که می‌گویید کاملا جدی هستند. چطور این کسب‌و‌کار را کنترل می‌کنید؟

حرف شما درست است. ما مشتری داریم و در یکی دو سال گذشته توانسته‌ایم روی پای خود بایستیم بدون این‌که از منابع حمایتی یا بیرونی استفاده کنیم. اما در همین مدت توسعه زیادی نداشتیم درحالی‌که این کار نیازمند رشد مداوم است. موضوع تحقیق و توسعه یکی از بخش‌های اصلی در تجارت ما است که هزینه سنگینی دارد و این رقم‌هایی که دریافت می‌کنیم پاسخگو نیستند.

این مصاحبه در دومین شماره از دوهفته‌نامه گزارش‌زیست‌بوم منتشر شده است. 
فایل پی‌دی‌اف این مجله را می‌توانید در نشانی زیر دانلود کنید: 
http://www.ictstartups.ir/fa/content/29565