چالش‌های دولتی در توسعه کارآفرینی
دولت: آماده کمکیم، استارت‌آپ‌ها: زبان دولت را نمی‌دانیم

چالش‌های دولتی در توسعه کارآفرینی

دولت یک حامی کلیدی در زیست‌بوم‌های توسعه‌یافته کارآفرینی است و در ایران نیز طی سال‌های گذشته با تغییر نگاه حاکمیتی به‌سوی نظام نوآوری و اقتصاد مقاومتی، حمایت از کسب‌وکارهای مولد و دانش‌محور یکی از اولویت‌های اجرایی در رونق اقتصاد پایدار در نظر گرفته شده است. با این حال دولت‌ را می‌توان یک سازمان بزرگ با قوانین پیچیده به دلیل تنوع فعالیت‌ها و مخاطبان تعریف کرد که غالبا دارای دغدغه‌های زیرساختی و اهداف بلندمدت و پایدار است. در مقابل کسب‌وکارهای نوپا، پرشتاب و چابک با محدودیت‌های جدی در تامین منابع روبرو هستند و فرآیندهای دولتی را به‌عنوان یک چالش مطرح می‌کنند. در این گزارش دو نگاه متفاوت از دو سوی این رابطه را می‌خوانیم.

نیاز به آموزش کارآفرینی
خسرو سلجوقی، عضو هیئت عامل سازمان فناوری اطلاعات ایران که خود تجربه‌های موثری در زمینه کارآفرینی دارد به چالش‌های زیرساختی در موضوع آموزش اشاره می‌کند و معتقد است توسعه تفکر انتقادی و شناسایی چالش‌های پیرامونی در بخش آموزش‌وپرورش می‌تواند منجر به ارائه راهکارهای خلاقانه شود. او با اشاره آمارهای منتشر شده توسط دیده‌بان جهانی کارآفرینی (GEM) می‌گوید: تنها ۱ درصد از افراد جامعه کارآفرین هستند و جامعه موفق با شناسایی این افراد، ظرفیت‌های لازم را برای آن‌ها فراهم می‌کند. یک سری ابزارها مانند شتاب‌دهنده‌ها، سرمایه‌گذاران خطرپذیر، مراکز رشد و پارک‌های فناوری نیز برای حمایت از کارآفرینی باید توسعه پیدا کنند. عضو هیئت عامل سازمان فناوری اطلاعات ایران معتقد است، تسهیل فرآیندها و شناسایی محدودیت‌ها در توسعه کارآفرینی الزامی است و با توجه به نیاز جامعه مواردی مانند قوانین کار، تامین اجتماعی، شهرداری و سایر بخش‌ها باید مورد بازنگری قرار گیرند. او در مورد مشکلات اقتصادی و تامین سرمایه برای کارآفرینان می‌گوید: زمانی که بحث‌های مالی کارآفرینی مطرح می‌شود، تفکر غالب به‌سوی وام و سیستم بانکی است درحالی‌که می‌توان فرصت‌های قابل‌توجهی در روش‌های تامین مالی مانند فرابورس و سرمایه‌گذاران خطرپذیر ایجاد کرد.

زبان دولت را نمی‌دانیم
امیر صدیقی موسس Recommender یکی از استارت‌آپ‌های فعالی است که در زمینه بهینه‌سازی وب و تحلیل رفتار کاربر فعالیت می‌کند و در مدت کوتاه فعالیت خود عملکرد موفقی داشته است. او با اشاره به پیچیدگی‌های موجود در ارتباط با دولت می‌گوید: ما منابع زیادی نداریم اما برای ارتباط با دولت چاره‌ای جز جلسات طولانی، مراجعات مکرر و آماده‌سازی چندباره ارائه‌ها نیست. این فرآیندها به‌شدت انرژی‌بر هستند. ما مشتریان بزرگی داریم و در خاورمیانه نمونه مشابه سرویس ما را پیدا نمی‌کنید، اما برای معرفی خدمات به دولت با مشکل جدی مواجه هستیم. اگر الگو و ادبیات ارتباط با دولت را می‌دانستیم شاید امکان تعامل بیشتری وجود داشت اما اغلب کارآفرینان و استارت‌آپ‌ها با وجود ایده‌ها و اجراهای فوق‌العاده‌ای که دارند، فاقد توانایی این ارتباط هستند. صدیقی در ادامه با اشاره به پیچیدگی‌های موجود در مراحل اداری می‌گوید: کانال‌ها و فیلترهای متعدد، مکانیسم‌های پیچیده و موازی همگی بر سر راه یک استارت‌آپ قرار دارند. این موضوعات برای ما حیاتی هستند به این معنی که می‌توانند یک کسب‌وکار را تا مرز شکست پیش برند.

راه کسب را باز کنید
فرهاد هدایتی‌فرد، مدیرعامل و موسس استارت‌آپ تسکولو (مدیریت وظایف در پروژه‌ها) که با وجود موفقیت‌های مهم بین‌المللی با مشکلات زیادی در زمینه تحریم‌ها روبرو بود، با اشاره به ادامه این مشکلات می‌گوید: ما مجبور شدیم تا مدت‌ها برنامه را در نسخه بتا معرفی کنیم زیرا اغلب کاربران ما در خارج از ایران هستند و امکان دریافت پول از آن‌ها وجود ندارد. از سوی دیگر هم نمی‌توانستیم بگوییم این برنامه به دلیل عدم توانایی در انتقال پول رایگان است، نهایتا مجبور شدیم در سنگاپور شرکت ثبت کنیم و کلی درآمد که می‌توانست برای توسعه صرف شود اکنون جای دیگری هزینه می‌شود. هدایتی‌فرد با اشاره به فرآیندهای طولانی در استفاده از خدمات دولت می‌گوید: دو ماه است تلاش می‌کنیم برای مالیات ثبت‌نام کنیم و هر بار که می‌رویم به دلیل یک ایراد کوچک باید کار به عقب بیافتد، ثبت شرکت ما در پردیس علم و فناوری حدود 9 ماه طول کشید و جالب است بدانید دو ماه به دلیل نبود پاکت مخصوص اداره ثبت در پست پردیس به تعویق افتاد بعد هم که تصمیم گرفتیم به تهران بازگردیم تا 3 ماه درگیر تغییر نشانی بودیم.
یکی دیگر از گلایه‌های موسس استارت‌آپ تسکولو، پرداخت مبالغ غیرمنطقی برای بیمه است او با اشاره به هزینه‌های استخدامی می‌گوید: ما به راه قانونی اعتقاد داریم ولی این اعتقاد برای ما هزینه زیادی داشته است. ما حاضر نمی‌شویم دو دفتری باشیم اما برای استارت‌آپی که با محدودیت منابع روبرو است، نقدینگی عامل بقا است. برای پرداخت خالص ۵ میلیون تومان به یک نفر باید ۷ میلیون تومان هزینه کنید، که فقط یک و نیم میلیون آن برای بیمه است. از طرفی هیچ تفاوتی در خدماتی که برای آن ۱/۵ میلیون تومان پرداخت شده با خدماتی که ۲۵۰ هزار تومان پرداخت شده وجود ندارد.

شکست را بپذیریم
سهیل عباسی، مدیر شتاب‌دهنده خصوصی تک، در میان چالش‌های دولتی در توسعه کسب‌وکارهای نوپا، به ایجاد زیرساخت‌های فرهنگی اشاره می‌کند و نقش دولت را در این عرصه پر‌رنگ می‌بیند، عباسی می‌گوید: یکی از مهم‌ترین موضوعات این است که ما فرهنگ شکست نداریم و باید تفکرمان نسبت به کارآفرینی اصلاح شود، این فرهنگ‌سازی می‌تواند یکی از فعالیت‌های دولت باشد. ضمن اینکه دولت در ایجاد اکوسیستم باید صرفا نقش حمایتی داشته باشد و منظورم از دولت تنها نهادهای اجرایی نیستند و این تفکر به زیرشاخه‌هایی مانند دانشگاه‌ها نیز مربوط می‌شود که ماهیت دولتی دارند. واقعیت این است که دولت تمایل به افزایش حجم و ساختارسازی دارد درحالی‌که این نگاه در بحث کارآفرینی و نوآوری مورد پذیرش نیست و نمی‌توان قشر جوان را مجبور به حرکت در چارچوب‌های دولتی کرد. سهیل عباسی که خود دارای تجربه‌های موثری در عرصه کارآفرینی است و وب‌گاه خوشفکری نیز از دیگر دستاوردهای او است، نیاز به اصلاح قوانین را یادآوری می‌کند و می‌گوید: قوانین ما در تجارت به‌روز نیستند و برای سال‌ها قبل تدوین شده‌اند، این قوانین به اقتضای شرایط اقتصادی، اجتماعی و استراتژیک نیاز به تغییر دارند.

ریشه در فرهنگ است
رضا باقری‌اصل یکی از مدیران تکنوکرات سازمان فناوری‌اطلاعات است که اخیرا نیز طرح‌هایی مانند درگاه خدمات ملی دولت الکترونیک را به ثمر رساند. او معتقد است ایران از سال‌ها پیش به‌واسطه موقعیت جغرافیایی و فرهنگ اجتماعی، کشور تجار بوده و جوهره کسب‌وکار با فرهنگ مرشدی و مربیگری در آن وجود داشته است اما در سال‌های اخیر با کاهش فعالیت اقتصادی نوجوانان و جوانان در زمان فراغت که به شکل کار داوطلبانه انجام می‌شد، این فرهنگ تغییر پیدا کرده است. او می‌گوید: این روش‌ها باعث می‌شدند مشتری‌مداری و تعامل با مخاطب تبدیل به آموزش کسب‌وکار شود. این همان نکته‌ای است که در نظام آموزش فعلی دیده نمی‌شود، حتی طرح کاد نیز تبدیل به کلاس‌ها و مهارت‌های آموزشی شد و ما مهارت مهم کسب‌وکار یا ارتباط با مشتری و بازار را فراموش کردیم. بچه‌ها بعد از دوران دبستان و دبیرستان وارد جریان کنکور سپس دانشگاه می‌شوند درحالی‌که بهترین زمان برای آمادگی ورود به بازار همین دوران متوسطه و دانشگاه است. نتیجه این می‌شود که فارغ‌التحصیلان ما با فرهنگ کسب‌وکار به معنی اخلاق تجارت، تنوع مخاطب و سازوکار مراودات اجتماعی آشنا نیستند. وقتی یک چینی در چین با شما فارسی صحبت می‌کند یعنی این تنوع و مراوده را پذیرفته‌اند. در مدارس و دانشگاه‌های سوئد در حال آموزش زبان چینی هستند زیرا چین یک بازار ۱/۴ میلیارد نفری است و این یعنی فرهنگ‌ کسب‌وکار. این همان خلایی است که به آن توجه نمی‌کنیم. ما در تجربه بزرگان هم می‌بینیم جایی که یک استراتژی موفق می‌شود به‌واسطه فرهنگ سازمان است و جایی که شکست می‌خورد نیز فرهنگ سازمان در آن موثر است. معاونت دولت‌الکترونیک سازمان فناوری اطلاعات ایران در ادامه می‌گوید: البته من این را صرفا وابسته به دولت نمی‌دانم و معتقدم فرهنگ، فرآیندی است که دولت و حکومت هم در آن تاثیرگذار هستند. به‌عنوان مثال همین فرهنگ یارانه‌دهی که نتیجه سنجش آن را در سوئیس هم دیدیم در مقابل ما با پرداخت یارانه، خیال عده‌ای را از کار و تلاش آسوده کردیم. اگر فرهنگ کسب‌وکار را بدانید فرهنگ شکست را هم می‌پذیرید و می‌دانید که در یک معامله ممکن است شکست بخورید یا حتی به دلیل عقب‌ماندن از شرایط و محیط کاملا بازنده شوید. من غالب‌ترین معضل استارت‌آپی ایران را وابسته به فرهنگ‌ می‌دانم.
پس از این، نظامات پیچیده دولتی هستند که مانع اجرای کسب‌وکار می‌شوند. قبول دارم که شاخص‌های اجرای کسب‌وکار در ایران مطلوب نیست اما چرا زمانی که کار راه‌اندازی شد باز هم نمی‌توانیم پایداری کسب‌وکار داشته باشیم؟ این فرهنگ در سمت دولت هم مشکل دارد و شاید کسی که در دولت نشسته است نمی‌داند باید به رشد کسب‌وکار کمک کند و خود را شریک رشد کشور ببیند.