چالش سرمایه‌گذاری و تامین  مالی استارت‌آپ‌های ایران

چالش سرمایه‌گذاری و تامین مالی استارت‌آپ‌های ایران

مقدمه

همان‌طور که در گزارش‌های قبلی به آن اشاره شد، بر اساس پیمایش‌های انجام‌شده از استارت‌آپ‌های کشور، سرمایه‌گذاری و تأمین  مالی به‌عنوان مهم‌ترین چالش استارت‌آپ‌های ایرانی شناخته و ازاین‌رو با هدف بررسی دلایل و ابعاد این حوزه، گزارش پیش رو انجام‌شده است. در این گزارش با استفاده از روش پژوهش کیفی، از ۱۶ استارت‌آپ فعال در نمایشگاه الکامپ مصاحبه گرفته شد و پس از تحلیل محتوا، کدگذاری باز انجام شد تا موضوعات اصلی مرتبط با چالش‌های سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌های ایرانی استخراج شود.

در پیمایش قبلی که با موضوع چالش سرمایه‌گذاری استارت‌آپ‌های ایرانی انجام شد، سه چالش اصلی زیر به‌عنوان مهم‌ترین چالش‌ها شناسایی شد:

  • عدم آگاهی و ریسک‌پذیری پایین سرمایه‌گذاران بخش خصوصی
  • کمبود تعداد نهادها و اتحادیه‌های سرمایه‌گذاری مانند نهادهای تأمین  مالی جمعی، سرمایه‌گذاران فرشته، شرکت‌های سرمایه‌گذار مخاطره پذیر و نهادهای دیگر
  • عدم آگاهی و شفاف نبودن شیوه ارزش‌گذاری استارت‌آپ‌ها

در این گزارش به‌منظور شناخت دلایل و چرایی چالش سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌های ایرانی و نقش دولت در این زمینه، اقدام به جمع‌آوری اطلاعاتی از طریق مصاحبه حضوری و مستقیم با استارت‌آپ‌ها شده است تا بتوان به شناخت عمیق و جامع‌تری نسبت به این موضوع پیدا کرد.


۱- 
چالش روش تأمین مالی در استارت‌آپ‌های ایرانی

چگونگی تأمین  سرمایه یکی از چالش‌هایی است که استارت‌آپ‌های ایرانی همیشه با آن مواجه هستند. اگرچه نحوه تأمین  مالی استارت‌آپ‌ها تا حد زیادی بستگی به مرحله بلوغ و رشد آن‌ها دارد اما ازآنجاکه زیرساخت‌های تأمین مالی در کشور ما از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار نیست، معمولا استارت‌آپ‌های ایرانی در این زمینه با مشکلات زیادی مواجه هستند. بر اساس تجربیات سایر کشورها، در این حوزه روش‌های مختلفی وجود دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به آورده مالی مؤسسان ، سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر، فرشتگان کسب‌وکار، استقراض از اقوام نزدیک، دریافت وام، روش‌های تأمین مالی جمعی و سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ اشاره کرد.

 

در کشورهای دیگر مهم‌ترین روش تامین مالی استفاده از سرمایه‌های مخاطره پذیر به‌ویژه در مرحله رشد است اما همان‌طور که در شکل زیر مشخص است، در ایران روش‌های سرمایه‌گذاری به‌ویژه سرمایه‌گذاری توسط فرشتگان کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر به‌خوبی نهادینه‌سازی نشده است و چندان رایج نیست.


۱-۱ 
 آورده مالی مؤسسان

آورده مالی مؤسسان  استارت‌آپ، اصلی‌ترین منبع تأمین  مالی برای استارت‌آپ‌های مصاحبه‌شونده بود و حدود ۸۰ درصد آن‌ها اذعان داشته‌اند که عمده سرمایه اولیه موردنیازشان از طریق آورده مالی شخصی تأمین  کرده‌اند. این روش تأمین  مالی برای مراحل اولیه رشد استارت‌آپ‌ها مناسب است و این نوع از ایجاد کسب‌وکار که به‌عنوان «خود راه‌اندازی» (Bootstrapping) شناخته می‌شود، در اکوسیستم‌های رشد یافته دنیا نیز کاملا پذیرفته‌شده است و بسیاری از شرکت‌های بزرگ فعلی با این روش کار خود را شروع کرده‌اند. این شیوه راه‌اندازی مخاطره زیادی را بر مؤسس تحمیل می‌کند، چرا که تمام سرمایه را باید از جیب خود پرداخت کند.

در گزارش InnoVen Capital، این روش به‌عنوان یکی از سه روش عمده تأمین  مالی در اکوسیستم استارت‌آپی هند معرفی‌شده است. رایان اسمیت، هم‌مؤسس استارت‌آپ Qualtrics، در مقاله‌ای که در مجله هاروارد[1] چاپ‌شده است، از مزایای این روش می‌گوید. اسمیت در مقاله «چرا هر استارت‌آپی باید از روش خود راه‌اندازی استفاده کند؟» در شرایطی بر این مزیت‌ها تاکید می‌کند که سرمایه‌گذاران زیادی در ایالات‌متحده وجود دارند و هر استارت‌آپی می‌تواند با مراجعه به آن‌ها منابع مالی موردنیاز خود را تأمین  کند؛ اما امکان کنترل همه‌جانبه و حفظ استقلال در تصمیم‌گیری ازجمله مزایایی است که برای این روش معرفی می‌کند.


۱-۲- پروژه‌های موازی

حدود ۲۵ درصد از استارت‌آپ‌های مصاحبه‌شونده دارای کسب‌وکارهای دیگری بودند که به جریان درآمدی رسیده و بخشی از آن جریان درآمدی را به استارت‌آپ تازه تأسیس خود وارد می‌کردند. این روش را نیز می‌توان به‌نوعی زیرمجموعه روش «خود راه‌اندازی» به شمار آورد، چرا که بازهم در این روش مؤسسان  استارت‌آپ از آورده مالی خودشان که از مجموعه دیگری تأمین‌شده است، استفاده می‌کنند.


۱-۳-سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر، فرشتگان کسب‌و‌کار و شتاب‌دهنده

سومین روش تأمین  مالی در میان نمونه آماری مورد مصاحبه، سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر، فرشتگان کسب‌وکار و شتاب‌دهنده‌ها است. با بزرگ شدن استارت‌آپ، معمولا در این مرحله به جریان درآمدی رسیده‌اند و برای رشد بیشتر نیاز به منابع مالی گسترده‌تری دارند. سرمایه‌گذار خطرپذیر و فرشتگان کسب‌وکار عموما در این مرحله وارد سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌ها می‌شوند. البته ازآنجایی‌که در میان استارت‌آپ‌های مصاحبه‌شونده، تعداد کمتری از آن‌ها به مرحله رشد (Scale) رسیده بودند، فقط ۲۵ درصد کسب‌وکارهای حاضر در این پیمایش از این طریق سرمایه‌گذار جذب کرده‌اند.

در پیمایشی که در اکوسیستم اسلواکی انجام‌شده است، بیش از ۸۵ درصد سرمایه‌گذاری‌ها در این اکوسیستم توسط VC‌ها و فرشتگان کسب‌وکار انجام می‌شود. به نظر می‌رسد برای رشد بیشتر اکوسیستم استارت‌آپی کشور و گسترش استارت‌آپ‌ها لازم است تعداد سرمایه‌گذاران مخاطره پذیر و فرشتگان کسب‌وکار بیشتر شود.

سرمایه‌گذاران خطرپذیر شرکتی (CVC) یکی دیگر از رو به رشدترین مدل‌های سرمایه‌گذاری در اکوسیستم استارت‌آپی است و در ایالات‌متحده حدود ۲۵ درصد سرمایه‌گذاران را این نوع شرکت‌ها تشکیل می‌دهند. یکی از مواردی که چندین استارت‌آپ به آن اشاره داشتند، تعداد کم شرکت‌های بزرگ دولتی و خصوصی است که با هدف حمایت از اکوسیستم استارت‌آپی و کمک به رشد و توسعه استارت‌آپ‌ها، وارد این فضا شوند. به عقیده تعدادی از استارت‌آپ‌ها در حال حاضر یکی از مسئولیت‌های اجتماعی سازمان‌های بزرگ و دارای منابع باید کمک به رشد اکوسیستم استارت‌آپی کشور باشد.

پیمایشی توسط شرکت Nesta در اروپا انجام‌شده است و از استارت‌آپ‌ها سوال شده که «به‌جز پول، مهم‌ترین نیاز یک استارت‌آپ چیست؟»، به ترتیب درصد پاسخگویی، منتورینگ، حمایت‌های بازاریابی و فضاهای کاری مشترک بالاترین اولویت این پیمایش را به دست آوردند. شتاب‌دهنده‌ها به‌عنوان مجموعه‌هایی که علاوه بر حمایت مالی، به استارت‌آپ‌ها خدمات حمایتی نیز ارایه می‌کنند اهمیت زیادی در رشد اکوسیستم‌های استارت‌آپی دارند؛ اما همان‌طور که اشاره شد اکثر استارت‌آپ‌های ایرانی موردمطالعه، اعتقادی به استفاده از خدمات این نوع سرمایه‌گذاران نداشتند چراکه سهم‌خواهی زیاد و عدم دانش آن‌ها برای حمایت از استارت‌آپ‌های ایرانی را دو مشکل اصلی این مجموعه‌ها می‌دانند.


۱-۴- استقراض از خانواده و آشنایان

تعداد محدودی از استارت‌آپ‌های مصاحبه‌شونده از طریق خانواده و آشنایان به تامین منابع مالی موردنیاز استارت‌آپ خود پرداخته‌اند. با توجه به اینکه این نوع تامین مالی در مراحل اولیه رشد استارت‌آپ‌ها انجام می‌شود معمولا شامل مبلغ زیادی نیست.


۱-۵- روش‌های دیگر تامین  مالی

روش‌های دیگری هم برای تأمین  مالی استارت‌آپ‌ها وجود دارد که هیچ‌کدام از استارت‌آپ‌های مورد مصاحبه از آن‌ها استفاده نکردند. روش تأمین  مالی جمعی (Crowdfunding) در سال‌های اخیر بسیار موردتوجه استارت‌آپ‌ها قرارگرفته است، به‌طوری‌که در استرالیا در بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ حدود ۲۷ میلیون دلار از این طریق در استارت‌آپ‌ها سرمایه‌گذاری شده است.

یکی دیگر از روش‌های تأمین مالی، وام گرفتن از بانک‌ها است که البته این روش چندان برای استارت‌آپ‌ها پیشنهاد نشده است. به‌عنوان‌مثال در گزارش استارت‌آپ‌های اروپایی[2]۲۰۲۰ آمده است که گسترش تنوع منابع مالی در دسترس استارت‌آپ‌ها و کاهش وابستگی اکوسیستم استارت‌آپی اتحادیه اروپا به وام‌های بانکی نشانه خوبی است؛ اما همچنان بخش قابل‌توجهی از منابع موردنیاز استارت‌آپ‌ها در کشورهای مختلف از بانک‌ها تأمین  می‌شود و به‌عنوان‌مثال سهم بانک‌ها در تأمین  مالی در کشور اسلواکی ۱۱ درصد است[3].

در اتحادیه اروپا، یک مؤسسه مستقل[4] برای فراهم کردن امکان دسترسی به منابع مالی تأسیس‌شده است و هدفش معرفی کلیه مؤسسات مالی و بانکی است که می‌توانند به استارت‌آپ‌ها در تأمین منابع مالی موردنیازشان کمک کنند. این مؤسسات بر اساس میزان وام پرداختی، بازپرداخت، درخواست سهام در مقابل تأمین  مالی و همچنین بر اساس برنامه‌های مختلف حمایتی از استارت‌آپ‌ها طبقه‌بندی‌شده‌اند. مؤسسات تأمین  سرمایه جمعی از اصلی‌ترین منابع تأمین  مالی در این برنامه‌ها هستند.

 

۲- چالش‌های تأمین  مالی از طریق فرشتگان، سرمایه‌گذاران مخاطره پذیر و شتاب‌دهنده‌ها

چالش‌هایی که استارت‌آپ‌ها در زمان تأمین  مالی با سرمایه‌گذاران بخش خصوصی مواجه بودند، بخش دیگری از این پژوهش بود که در شکل ۲ به ترتیب اولویت مشخص‌شده است.

یکی از اصلی‌ترین چالش‌هایی که بیش از ۲۵ درصد استارت‌آپ‌های مورد مصاحبه با آن مواجه بودند، دخالت زیاد سرمایه‌گذار و از بین رفتن استقلال عمل کسب‌وکار است. سرمایه‌گذار با آورده مالی که به شرکت وارد می‌کند، سعی در اعمال نظرات خود در بخش‌های مختلف فعالیت‌های شرکت دارد. این وضعیت باعث می‌شود استارت‌آپ نتواند مانند گذشته چابک عمل کند و در پی آن دلسردی مؤسسان  به وجود خواهد آمد که درنهایت هم به ضرر مؤسس و هم به ضرر سرمایه‌گذار خواهد بود. سهم‌خواهی بالای سرمایه‌گذار و کم‌ارزش دانستن دارایی‌های ملموس و غیرملموس استارت‌آپ از دیگر چالش‌هایی که استارت‌آپ‌ها بیان می‌کنند که ریشه این مشکل را می‌توان در روش‌های ارزش‌گذاری استارت‌آپ‌ها دانست که در ادامه بیشتر به آن پرداخته خواهد شد.

از چالش‌های دیگر پیش روی استارت‌آپ‌ها دانش اندک سرمایه‌گذار، عدم شناخت فضای اکوسیستم استارت‌آپی، ریسک و عدم اطمینان بالا و پتانسیل رشد بالای این کسب‌وکارها عنوان‌شده است. عدم توجه به این ویژگی‌ها باعث شده است تا بسیاری از سرمایه‌گذاران با ترس از شکست بالا و قدرت ریسک پایین وارد شوند و عموما هم به دنبال بازگشت سرمایه خود در کوتاه‌مدت هستند.

تمایل سرمایه‌گذارها به تملک و خرید استارت‌آپ به‌جای سرمایه‌گذاری در آن از دیگر چالش‌های این حوزه است. همچنین فرهنگ‌های متفاوت سازمانی در یک استارت‌آپ چابک و بدون سلسله‌مراتب سازمانی با یک شرکت سرمایه‌گذاری بزرگ که دارای تراکنش‌های زیاد و سلسله‌مراتب‌ سازمانی زیاد است، باعث می‌شود تا ارتباط این شرکت‌ها باهم سخت‌تر شود. فرایند تأمین  مالی در یک شرکت بزرگ بسیاری از مواقع ازنظر یک استارت‌آپ خسته‌کننده و طولانی است.

چالش‌های حوزه سرمایه‌گذاری در اکوسیستم استارت‌آپی اسلواکی نیز تا حدودی مشابه ایران است، به این صورت که از نگاه استارت‌آپ‌های اسلواکی هم اصلی‌ترین چالش‌ها به ترتیب شامل زمان موردنیاز، ضوابط و شرایط قرارداد بین استارت‌آپ و سرمایه‌گذار و ارزش‌گذاری است. زمان برای رسیدن به توافق که ممکن است باعث از بین رفتن فرصت‌ها شود اولین چالشی است که ازنظر استارت‌آپ‌های اسلواکی وجود دارد. این چالش را به‌نوعی می‌توان با چالش فرهنگ متفاوت سازمانی که استارت‌آپ‌های مورد مصاحبه به آن اشاره‌کرده بودند مرتبط دانست. ارزش‌گذاری برای استارت‌آپ‌های اسلواکی نیز مانند بسیاری از استارت‌آپ‌های ما از چالش‌های اصلی حوزه سرمایه‌گذاری است و جالب اینجاست که در کشور اسلواکی چالش ارزش‌گذاری اصلی‌ترین چالش مطرح‌شده از طرف سرمایه‌گذاران بوده است و سرمایه‌گذاران توجه بیشتری به این چالش داشته‌اند که این موضوع هم می‌تواند ناشی از بلوغ پایین سرمایه‌گذاران مخاطره پذیر و شتاب‌دهنده‌ها در کشور ما باشد.


۳
-  
چالش آموزش‌های موردنیاز سرمایه‌گذار و استارت‌آپ

با توجه به چالش‌هایی که در تعامل بین استارت‌آپ‌ها و سرمایه‌گذاران وجود دارد، استارت‌آپ‌ها اعتقاد داشتند نیاز است تا آموزش‌هایی برای هر دو طرف در نظر گرفته شود تا آگاهی طرفین نسبت به یکدیگر افزایش پیدا کند. بیش از ۶۰ درصد استارت‌آپ‌های مصاحبه‌شونده اعتقاد داشتند که یکی از دلایل عدم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در حوزه استارت‌آپی، کمبود آگاهی نسبت به این اکوسیستم است؛ آموزش‌ها می‌تواند باعث افزایش آگاهی شوند و به رشد سرمایه‌گذاری بخش خصوصی روی استارت‌آپ‌های کشور کمک کند. بعضی از این آموزش‌ها باید به‌صورت خاص برای سرمایه‌گذار و بعضی دیگر نیز خاص استارت‌آپ‌ها در نظر گرفته شود اما می‌توان آموزش‌های عمومی هم به شکل مشترک برای هر دو گروه طراحی کرد.

 

۳-۱- آموزش‌های موردنیاز سرمایه‌گذارها

حدود نیمی از استارت‌آپ‌ها عقیده داشتند که مفاهیم سرمایه‌گذاری خطرپذیر باید به سرمایه‌گذاران آموزش داده شود، به نظر آن‌ها باوجود گزینه‌های مختلفی که برای سرمایه‌گذاری مطمئن و با سود تضمین‌شده در کشور وجود دارد، باید فضای استارت‌آپی و ریسک‌های مختلف آن و پتانسیل رشد استارت‌آپ‌ها برای سرمایه‌گذاران روشن شود و آموزش‌های کافی در این زمینه به آن‌ها داده شود تا به‌صورت واقع‌بینانه‌تر اقدام به سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌ها کنند.

حدود ۷۰ درصد از استارت‌آپ‌های مصاحبه‌شونده، ترس از شکست را به‌عنوان یکی از دلایل کمبود سرمایه‌گذاری بخش خصوصی روی استارت‌آپ‌های کشور عنوان کردند اما می‌توان با آموزش‌های مناسب به سرمایه‌گذاران و معرفی فرصت‌های سرمایه‌گذاری و روشن شدن مفاهیم سرمایه‌گذاری خطرپذیر، این ترس را تا حد زیادی کنترل کرد. از دیگر آموزش‌های موردنیاز سرمایه‌گذاران، آگاه‌ ساختن آن‌ها از طریق اطلاع‌رسانی درباره استارت‌آپ‌های موفقی است که توانسته‌اند مراحل مختلف رشد خود را طی کنند چراکه این آموزش‌ها می‌تواند به‌نوعی باعث ترغیب سرمایه‌گذاران برای ورود به این حوزه شود. تحلیل تجربیات موفق و ناموفق سرمایه‌گذاری هم مورد دیگری است که می‌تواند در این بخش مفید باشد. علاوه بر این موارد استارت‌آپ‌ها همچنین معتقد هستند که سرمایه‌گذاران باید تا حدودی با مسایل فنی آشنا باشند و آموزش‌هایی در این زمینه برای آن‌ها برگزار شود.

 

۳-۲- آموزش‌های موردنیاز استارت‌آپ‌ها

استارت‌آپ‌ها نیز برای موفق‌تر شدن در فرایند جذب سرمایه نیاز دارند تا آموزش‌هایی را ببینند، بر همین اساس نیمی از استارت‌آپ‌های این پژوهش اعتقاد داشتند که باید آموزش‌هایی در حوزه دانش کسب‌وکاری برای استارت‌آپ‌ها در نظر گرفته شود چراکه بیشتر استارت‌آپ‌ها از منظر فنی بسیار خوب عمل می‌کنند اما از در حوزه کسب‌وکاری قدرتمند نیستند. مهارت‌هایی مانند بازاریابی، توانایی معرفی و ارایه توانمندی‌های کسب‌وکار، پتانسیل‌های رشد و بازار بالقوه استارت‌آپ به سرمایه‌گذاران و توانایی تاثیرگذاری بر آن‌ها ازجمله مهارت‌هایی است که استارت‌آپ‌ها نیاز دارند. حدود ۴۰ درصد از استارت‌آپ‌ها اعتقاد داشتند کمبود سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در استارت‌آپ‌های کشور به دلیل کیفیت پایین استارت‌آپ‌ها و نبود توجیه اقتصادی برای سرمایه‌گذاران است که می‌تواند با آموزش مناسب، تا حد زیادی برطرف شود.

در کنار این موارد، هر دو گروه نیاز به آموزش‌های مشترکی دارند که آموزش‌ مسائل حقوقی در زمینه سرمایه‌گذاری ازجمله آن‌ها است. ارزش‌گذاری موضوع دیگری است که باید هر دو گروه نسبت به آن آگاهی پیدا کنند و علاوه بر آموزش، نیاز به مرجعی قابل‌اعتماد برای ارزش‌گذاری استارت‌آپ‌ها نیز حس می‌شود که بیش از ۷۵ درصد استارت‌آپ‌ها اعتقاد داشتند که این مرجع باید از بخش خصوصی باشد.

در زمینه ارزش‌گذاری حدود ۲۰ درصد استارت‌آپ‌ها تاکید داشتند که دولت نباید در ارزش‌گذاری دخالت کند زیرا بدنه دولتی انعطاف پایینی دارد و دخالت دولت در این فضا زمینه رانت را فراهم می‌کند. همچنین حدود ۴۰ درصد کسب‌وکارها هم معتقد بودند که نهادهای علمی دانشگاهی نباید در زمینه ارزش‌گذاری وارد شوند چرا که به عقیده آن‌ها دانشگاه‌ها و فضاهای علمی پژوهشی کشور درک درستی از کسب‌وکار ندارند، بازار را نمی‌شناسند و تجربه کافی در این حوزه را ندارند و این درحالی‌که دانشگاه‌های خارج از کشور رکن اصلی شکل‌گیری اکوسیستم استارت‌آپی هستند. ازاین‌رو نیاز است ارتباط و هماهنگی بیشتری بین سه رکن دولت، دانشگاه و اکوسیستم استارت‌آپی کشور به وجود آید. در سال‌های اخیر با توجه به فعالیت‌هایی که در دانشگاه‌های بزرگ و مادر کشور در زمینه کسب‌وکارها مانند ایجاد شتاب‌دهنده‌ها و برگزاری رویدادهای کارآفرینی انجام‌شده است، دانشگاه‌ها بیشتر با فضای کسب‌وکاری کشور آشنا شده‌اند، اما ظاهرا در فضای کسب‌وکاری کشور هنوز اعتماد کافی به دانشگاه‌ها و مراکز علمی پژوهشی ایجاد نشده است.


۴-معیارهای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران

از نگاه استارت‌آپ‌های مورد مصاحبه که تجربه تعامل با سرمایه‌گذاران را داشتند، معیارهای اصلی سرمایه‌گذاری هر سرمایه‌گذار به ترتیب شامل موارد زیر است:

  • بازگشت سرمایه
  • گردش مالی
  • تیم
  • تعداد کاربر
  • توانایی مؤسسان
  • محصول نهایی
  • شناخت استارت‌آپ از بازار
  • ویژگی‌های فنی
  • امکانات سایت

همان‌طور که پیداست ازنظر این استارت‌آپ‌ها، سرمایه‌گذاران توجه ویژه‌ای به مباحث مالی مانند بازگشت سرمایه و گردش مالی دارند و تیم، توانایی مؤسسان  و بعضی ویژگی‌های فنی دیگر در اولویت‌های پایین‌تری قرار دارند اما این معیارها در اکوسیستم اسلواکی به‌این‌ترتیب است:

  • کیفیت تیم
  • قابلیت محصول
  • فروش بالقوه
  • وجود بازار برای محصول
  • میزان فروش فعلی
  • نرخ بازگشت سرمایه

همان‌طور که پیداست در کشور اسلواکی برخلاف ایران، ویژگی‌های بالقوه که پتانسیل سودآوری آینده استارت‌آپ را تضمین می‌کنند˓ از اهمیت بیشتری نسبت به میزان بالفعل فروش یا نرخ بازگشت سرمایه برخوردار است. این تفاوت نشان‌دهنده بلوغ پایین˓ دانش و تجربه پایین در حوزه سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر کشور است که احتمالا یکی از دلایل عدم تمایل استارت‌آپ‌ها به همکاری بیشتر با سرمایه‌گذاران است.

 

۵- وظیفه دولت در حمایت از استارت‌آپ‌ها برای جذب سرمایه

حدود ۴۰ درصد استارت‌آپ‌های مصاحبه شده تاکید داشتند که بهتر است دولت به‌صورت مستقیم دخالتی در این حوزه نکند، چرا که دخالت مستقیم به معنای از بین رفتن بازار رقابتی و به هم خوردن تعادل اکوسیستم استارت‌آپی خواهد بود. همین تعداد از استارت‌آپ عقیده داشتند که بهتر است دولت صرفاً از طریق تسهیل قوانین برای استارت‌آپ‌های کشور به رشد اکوسیستم کمک کند. حدود ۲۰ درصد استارت‌آپ‌ها وجود چالش‌های قانونی را دلیلی برای کمبود سرمایه‌گذاران بخش خصوصی عنوان کرده بودند و بعضی از استارت‌آپ‌ها نیز به‌صورت خاص به موانع قانونی که برای سرمایه‌گذاران خارجی وجود دارد اشاره کردند و خواستار تسهیل ورود آن‌ها به کشور شدند.

حمایت‌های دولت از اکوسیستم ازنظر حدود ۲۰ درصد این استارت‌آپ‌ها باید به‌صورت غیرمستقیم و با تأسیس شرکت‌های نوع سوم خصوصی باشد. ازنظر بعضی از استارت‌آپ‌ها، انحصار در فضای استارت‌آپی کشور ایجادشده است و دولت موظف است با بهبود فضای رقابتی، برای همه شرایط یکسانی برای رشد و توسعه کسب‌وکار ایجاد کند. اختصاص وام بلندمدت به استارت‌آپ‌ها از راهکارهای دیگری است که پیشنهادشده است. بهبود زیرساخت‌ها، تسهیل ورود سرمایه‌گذار خارجی و اعتماد دولت به استارت‌آپ‌ها از دیگر مطالبات استارت‌آپ‌ها از دولت در راستای رفع موانع سرمایه‌گذاری بوده است.

حمایت‌های دولتی به شکل حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، اختصاص بودجه به صندوق‌های سرمایه‌گذاری، اختصاص فضای فیزیکی به استارت‌آپ‌ها و بیمه کردن آن‌ها و مساله فرهنگ‌سازی، از دیگر خواسته‌هایی بود که در این زمینه مطرح شد.

تمرکز امکانات در تهران و امکانات محدود در شهرهای دیگر ازجمله فضای فیزیکی، منابع مالی و انسانی، منتور از نکاتی بود که استارت‌آپ‌هایی که در خارج از پایتخت مستقر بودند به آن اشاره کردند. همچنین تعداد کم رویدادهای استارت‌آپی، کمبود ارتباطات و دسترسی سخت به سرمایه‌گذار از دیگر چالش‌هایی بود که این گروه از استارت‌آپ‌ها مطرح کردند.

در ضمن بیش از ۶۰ درصد استارت‌آپ‌های مورد مصاحبه، برگزاری نمایشگاه‌ها˓ حمایت دولت را بستر مناسبی برای معرفی خود به سرمایه‌گذاران می‌دانستند به‌جز یک استارت‌آپ که نمایشگاه را مکان مناسبی نه برای جذب سرمایه‌گذار و نه جذب مشتری بلکه صرفا مکانی برای جذب شریک تجاری مناسب می‌دانست. بیش از ۵۰ درصد اعتقاد داشتند رویدادهای استارت‌آپی مکان مناسبی برای اتصال سرمایه‌گذار با استارت‌آپ است و خواستار برگزاری رویدادهای تخصصی با هدف جذب سرمایه‌گذار برای استارت‌آپ‌ها بودند. بیش از نیمی از استارت‌آپ‌ها برگزاری جلسات حضوری را فضای مناسبی برای معرفی خود به سرمایه‌گذاران می‌دانستند و بعضی نیز پیشنهاد تشکیل یک مرکز مستقل به همین منظور را داشتند. برگزاری مسابقات هم از روش‌های پیشنهادی دیگر برای معرفی به سرمایه‌گذار بود.


جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

یکی از مهم‌ترین چالش‌های اکوسیستم‌های استارت‌آپی، چالش تأمین  مالی در مراحل مختلف رشد استارت‌آپ‌ها است. استارت‌آپ‌ها در مراحل مختلف چرخه حیات خود نیازهایی برای رشد و توسعه دارند، بهتر است این نیازها شناسایی شوند تا در این مسیر به آن‌ها کمک شود. شرکت‌ها و مؤسسات پژوهشی مختلفی سعی در شناسایی و معرفی نیازهای مختلف استارت‌آپ‌ها داشته‌اند که به‌عنوان‌مثال در گزارش شرکت نستا این نیازها بر اساس مراحل رشد هر استارت‌آپ مطابق شکل ۵ طبقه‌بندی‌شده است و بر اساس هرکدام از نیازها برنامه‌ای متناسب طراحی‌شده است.

در برنامه‌ای دیگر که به‌منظور تأمین  مالی و حل چالش‌های حوزه سرمایه‌گذاری توسط اتحادیه اروپا انجام‌شده است، تمام نیازهای تأمین  مالی استارت‌آپ‌ها به شکل یکپارچه در یک سایت جمع‌آوری‌شده است که این برنامه در تصویر ۶ نشان داده‌شده است؛ هر استارت‌آپ با توجه به شرایط و ویژگی‌ها و نیازهای خاص خود می‌تواند از میان گزینه‌های موجود انتخاب کند.

در اکوسیستم استارت‌آپی ایران کمبود برنامه‌ای جامع و سیستماتیک برای حل نیازهای حوزه تأمین مالی استارت‌آپ‌ها احساس می‌شود. به نظر ضروری می‌رسد تا بر اساس شرایط خاص اکوسیستم استارت‌آپی کشور برنامه‌ای با مشارکت بخش خصوصی، دولت و دانشگاه‌ها طراحی و اجرایی شود و در آن کلیه ابعاد دانشی، قانونی و مالی در نظر گرفته شود. یکی از دلایل این کار می‌تواند فراهم کردن دسترسی یکسان و شرایط برابر برای استارت‌آپ‌ها در هر نقطه از کشور جهت جذب منابع مالی موردنیازشان باشد.



[2] European Startup Act 2020

[3] Startup Ecosystem Survey Slovakia 2016

[4] www.access2finance.eu

این موسسه که در اتحادیه اروپا فعالیت می‌کند دارندگان منابع مالی را با پروژه‌هایی که به منابع مالی نیاز دارند متصل می‌کند. عمده دارندگان منابع مالی شامل سرمایه‌گذاران خطرپذیر، بانک‌ها و موسسات تامین سرمایه هستند و هر یک با شرایط متفاوتی منابع مالی را در اختیار پروژه‌ها قرار می‌دهند.