مصاحبه با محمود کریمی، مدیرعامل کارخانه نوآوری

مصاحبه با محمود کریمی، مدیرعامل کارخانه نوآوری

استارت‌آپ‌های ایرانی همگی نوآور هستند

استارت‌آپ‌های ایرانی همگی کپی نمونه‌های خارجی هستند. این جمله‌ای است که این روزها خیلی از منتقدان اکوسیستم بیان می‌کنند و معتقدند که استارت‌آپ‌های ایرانی هیچ نوآوری ندارند. محمود کریمی، مدیرعامل کارخانه نوآوری معتقد است که اگر شما پیش‌ازاین ۹۹ کسب‌وکار مشابه در نقاط مختلف راه‌اندازی کرده باشید، ایجاد همان کسب‌وکار در منطقه‌ای جدید مشابه قبلی‌ها نیست و این صدمین تجربه شما خواهد شد. نمی‌توان گفت یک کسب‌وکار نوآوری دارد یا نه، بلکه نوآوری یک طیف است که می‌تواند در فرآیند، کالا، خدمت یا مدل کسب‌وکار نمود پیدا کند.

 

نوآوری در کسب‌وکار مستلزم وجود افراد نوآور و خلاق است. در کشور ما فرهنگ نوآوری در بین مردم چگونه است و افراد تا چه میزان جسارت و خلاقیت از خود نشان می‌دهند؟

محیط خانه، جامعه، پیش‌دبستانی، مدرسه و ... همگی همچون میدان مین هستند که روی خلاقیت افراد تاثیرگذاراند. ما در کشور چه مکانیزم یا سازوکاری را برای پذیرش ایده‌های نو ایجاد کرده‌ایم؟ محتوای آموزشی، سیستم امتیازدهی، نحوه ارزیابی، شیوه تدریس و... همه از مواردی هستند که روی سطح خلاقیت افراد جامعه ما تا به امروز تاثیرگذار بوده است اما این به آن معنی نیست که در کشور افراد خلاق نداریم بلکه نسبت این گروه از افراد به‌کل جمعیت، نکته‌ای است که تعیین می‌کند آیا موفق عمل کرده‌ایم یا خیر.

البته وقتی سابقه این گروه از افراد را با سایرین مقایسه می‌کنیم متوجه می‌شویم که این افراد تحت تاثیر برخی عوامل به این سطح از خلاقیت دست پیدا کرده‌اند. این اتفاق در اکوسیستم استارت‌آپی کشور هم رخ‌داده است و شاهد هستیم که موسسان بیشتر استارت‌آپ‌های مطرح کشور حداقل یک یا چند مقطع تحصیلی خود را در خارج از کشور سپری کرده‌اند که این اتفاق باعث شده است آن‌ها آزادی عمل و تفاوت‌های موجود را درک کنند و با شناسایی نیازها، خدمتی را در داخل از کشور ایجاد کنند.

قرار دادن چارچوب‌ و سلب آزادی عمل با استفاده از مجوزهای متعدد، موردی است که باعث می‌شود افراد نتوانند خلاقیت خاصی از خود در محیط کسب‌وکار نشان دهند. این فرآیند در سیستم آموزشی و تربیتی ما هم وجود دارد همان‌طور که در مدارس و دانشگاه‌ها شاهد هستیم که معلمان مکلف به تدریس بر اساس محتوای کتاب یا سرفصل‌های آموزشی بسیار قدیمی هستند که عملا در دنیای واقعی کاربردی ندارند. اگرچه در برخی مدارس و دانشگاه‌ها تلاش‌هایی برای تغییر این روند انجام می‌شود اما هنوز این فعالیت‌ها به ساختاری تبدیل نشده است که بتوان تعیین کرد که آیا این روند باعث بهبود سطح خلاقیت می‌شود یا خیر.

محمود کریمی: تعریف مجوزهای متعدد موجب می‌شود افراد نتوانند خلاقیت خاصی از خود در محیط کسب‌وکار نشان دهند.

زیرساختی که در کشور ما نهادینه‌شده است پرورش‌دهنده خلاقیت نیست و علاقه‌ای هم به آن ندارد چراکه به‌طورکلی ما علاقه‌ای به تغییر و تحول نداریم و این اعتقاد در باور ذهنی و فرآیندهای قانونی کشور ما تثبیت‌شده است.

 

فردی که در چنین سیستمی تربیت‌شده است چگونه می‌تواند وارد کسب‌وکار شده و خلاقیت‌ از خود نشان بدهد؟

فردی که در این ساختار آموزش‌دیده شده است مانند کاغذ سفیدی بوده که به‌تدریج لکه‌ها و چربی‌هایی به خود گرفته و مچاله شده است. برای ورود چنین فردی به بازار کار باید خیلی از فرضیات و آموخته‌های فرد را پاک کرد اما طبیعتا هیچ‌وقت دیگر آن کاغذ مانند روز اول خودش نمی‌شود. همچنین باید این افراد را در محیط‌های خلاق و در ارتباط با افرادی که در این محیط‌ها هستند قرار داد تا ضمن آشنایی بیشتر با این فضا، بتوانند برای خود تیم‌سازی کنند.

 

در این شرایط چگونه اکوسیستم استارت‌آپی کشور رشد و توسعه پیدا کرد؟

در حوزه استارت‌آپی کشور به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان منکر تاثیر مثبتی که استارت‌آپ ویکندها یا کسب‌وکارهای بزرگی مانند دیجی‌کالا و اسنپ در شکل‌گیری این اکوسیستم و هموار کردن راه برای ورود دیگران داشتند، شد.

راه‌اندازی کسب‌وکارهای سنتی همیشه نیاز به دریافت یک مجوز از صنف یا ارگان‌های دولتی دارد که فرآیند دریافت این مجوزها مانند عبور از هفت‌خوان رستم است. اما در چند سال گذشته، اکوسیستم ICT حوزه‌ای بود که برای فعالیت در آن نیازی به مجوز نبود یا اصلا مجوزی برای آن تعریف‌نشده بود. افراد می‌توانستند با ثبت یک دامنه و چند خط کد نویسی، خدماتی را در این بستر عرضه کنند. جدی نگرفتن این حوزه توسط نهادها و سرعت زیاد این اکوسیستم دو عامل مهمی بود که باعث شد برای فعالیت در این حوزه نیازی به دریافت مجوز نباشد و افراد خلاق با روی آوردن به این بخش سعی کردند سرویس‌ها و خدمات نوآورانه‌ای را طراحی و اجرا کنند. البته امروز این بخش هم درگیر مجوز شده است و افراد برای فعالیت در این حوزه مجبور هستند انواع نمادهای اعتماد را دریافت کنند.

 

وضعیت اکوسیستم استارت‌آپی امروز کشور را ازنظر نوآوری چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برای پاسخ به این سوال باید به تعریف نوآوری مراجعه کنیم؛ تعاریف متعددی از این واژه وجود دارد که یک نمونه از آن را می‌توان در تعریف سازمان ثبت‌واسناد برای مالکیت معنوی و اختراع جستجو کرد. بر اساس ادبیات کلاسیک نوآوری در فرآیند، کالا، خدمات و مدل کسب‌وکار قابل‌تعریف است که می‌تواند به شکل رادیکالی یا تدریجی رخ بدهد.

نوآوری در یک طیف قابل‌تعریف است و نمی‌توان گفت که یک کسب‌وکار نوآوری دارد یا خیر بلکه باید سطح نوآوری را مشخص کرد. نوآوری حاصل ترکیب سه پارامتر «خلاقیت»، «سواد و دانش» و «اجرا» است که اگر در یک یا دو مورد ضعف داشته باشیم باید دیگر پارامترها تلاش کنند تا بتوانند این ضعف را پوشش دهند. امروزه در اکثر کشورها سهم اجرا خیلی بیشتر از سایر پارامترها است و باهمین رویکرد سرمایه‌گذاران هم همیشه به دنبال ایده‌های کوچک ولی قابل‌اجرا هستند. با این تعریف تمام استارت‌آپ‌های ایران نوآوری دارند اما سطح نوآوری در بین آن‌ها متفاوت است؛ به‌عنوان‌مثال در یک سرویس فروش آنلاین بلیت ممکن است یک کسب‌وکار خلاقیت خود را در بهبود سرعت الگوریتم نمایش بلیت نمایان کرده باشد اما کسب‌وکار دیگری سعی کرده مدل کسب‌وکاری کاملا جدیدی را در همین حوزه اجرایی کند.

نوآوری حاصل ترکیب سه پارامتر «خلاقیت»، «سواد و دانش» و «اجرا» است و امروز در کشور ما سهم اجرا بیش از دو پارامتر دیگر است.

استارت‌آپ‌های ایرانی امروز در بخش خدمات و فضای آنلاین بیشترین نوآوری را از خود نشان داده‌اند و سعی کرده‌اند با هر سن و سال و مهارتی یک سرویس را در فضای آنلاین شکل بدهند. جوانان امروزی دیگر به دنبال مشاغل کارمندی نیستند و تلاش می‌کنند برای خودشان کسب‌وکاری را راه‌اندازی کنند چراکه دسترسی کودکان امروز به اطلاعات خیلی ساده‌تر شده است و در خیلی از موارد معلمان کلاس اول ابتدایی موضوعی را برای آموزش به کودکان ندارند. درگذشته دسترسی کاربران به اطلاعات سخت‌تر بود و افراد تلاش بیشتری برای بروز خلاقیت از خود نشان می‌دادند اما امروزه با توجه به سهولت دسترسی به اطلاعات، افراد می‌تواند در مدتی کوتاه لیست کاملی از استارت‌آپ‌های فعال در کشورهای دیگر را مشاهده کنند و آن را در کشور خودمان بومی‌سازی کنند.

موفقیت یا شکست این نوع از استارت‌آپ‌ها موضوع دیگری است که باید بررسی شود اما تنها انتظاری که می‌رود آن است که مانع فعالیت این کسب‌وکارها نشویم و اجازه بدهیم به راه خودشان ادامه بدهند. افراد فعال در این بخش هوشمندی لازم را برای بهبود کسب‌وکار خودشان دارند و از طرف دیگر در تعاملی که با سرمایه‌گذاران خودشان دارند می‌توانند این بهبودی را به شکل دوطرفه انجام بدهند.

 

 با این تعریف وضعیت نوآوری استارت‌آپ‌هایی که سعی می‌کنند برای کاهش ریسک شکست، به‌جای خلق کسب‌وکارهای جدید، استارت‌آپ‌های خارجی را بومی‌سازی کنند چگونه است؟

در هیچ جای دنیا راه‌اندازی یک کسب‌وکار مشخص در چند نقطه جغرافیایی مختلف مانند یکدیگر نیست. سرویس اوبر چون توانسته در یک یا چند کشور موفق شود، لزوما نمی‌تواند باهمان مدل کسب‌وکاری به سایر کشورها و شهرها هم وارد شود و ادعا کند که می‌تواند موفق باشد چراکه شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هر منطقه مختص خودش است و این‌ها مواردی هستند که روی پیاده‌سازی یک مدل کسب‌وکاری تاثیرگذار هستند.

تجربه راه‌اندازی استارت‌آپ در مناطق مختلف به افراد کمک می‌کند که بتوانند با دیدگاه بهتری وارد مناطق جدید شوند اما حتی اگر پیش‌ازاین سرویسی در ۹۹ کشور راه‌اندازی شده باشد، تاسیس آن در یک منطقه جدیدی مانند یکی از آن موارد نیست بلکه مورد صدم خواهد بود که نسبت به همه موارد قبلی تفاوت‌هایی در خود دارد. به‌عنوان‌مثال مک‌دونالد در کشورهای بسیار زیادی تاکنون تاسیس شده است اما بااین‌حال برای ورود آن به کشورهای حوزه آسیای شرقی لازم است تغییراتی در طعم و مزه محصولات داده شود تا با ذائقه مردم آن کشور هماهنگ شود.

 

نظر شما راجع به جمله «استارت‌آپ‌های ایرانی کپی هستند و هیچ نوآوری ندارند» چیست؟ ترس از شکست در بین موسسان، چه میزان روی این مساله تاثیرگذار است؟

همان‌طور که اشاره شد، نوآوری یک طیف است و هیچ استارت‌آپی نمی‌تواند بدون نوآوری کار خود را آغاز کند. راه‌اندازی استارت‌آپی در بازاری که تا پیش‌ازاین کسب‌وکار مشابهی در آن وجود نداشته است، خودش نوآوری است. اکثر استارت‌آپ‌هایی که در کشور ما شکل‌گرفته‌اند مشابه خارجی دارند اما با اگر بخواهیم به این موضوع تحت عنوان کپی‌برداری نگاه کنیم، نباید هیچ کسب‌وکار جدیدی راه‌اندازی کنیم چراکه پیش‌ازاین در نقطه دیگری از جهان راه‌اندازی شده است. بلکه افراد در پاسخ به نیاز کاربران در یک منطقه جغرافیایی خاص، سعی می‌کنند کسب‌وکاری را که ممکن است پیش‌ازاین در منطقه دیگری راه‌اندازی باشد را بومی‌سازی کنند و متناسب با نیاز و شرایط جغرافیایی موردنظر بهینه‌سازی کنند.

هیچ استارت‌آپی بدون نوآوری نمی‌تواند کار خود را آغاز کند.

ترس از شکست امری طبیعی است که از بچگی همراه ما است، همان‌طور که در جلسه کنکور یا امتحان‌های دیگر آن را تجربه می‌کنیم. اما نکته منفی آن است که در مورد این شکست‌ها کسی صحبت نمی‌کند، همان‌طور که خیلی از شرکت‌های بزرگی که ورشکسته شدند هیچ‌گاه در خصوص ضعف‌های خودشان و دلایل این اتفاق صحبت نکرده‌اند چراکه در فرهنگ ما شکست همیشه بد بوده است.

 

تفاوت استارت‌آپ‌ها با کسب‌وکارهای سنتی در موضوع نوآوری چیست؟ چگونه این دو گروه می‌توانند از ظرفیت یکدیگر برای بهبود نوآوری خودشان استفاده کنند؟

سیستم‌های دولتی یا خصوصی سرعت تصحیح و یادگیری به‌مراتب پایین‌تری دارند چراکه مشتریان این کسب‌وکارها، بازار سنتی هستند. تفاوت این شرکت‌ها با کسب‌وکارهای نوپای خلاق را به‌خوبی می‌توان در صنعت بسته‌بندی مشاهده کرد جایی که کسب‌وکارهای تازه واردی سعی کرده‌اند با توجه به نیاز و خواسته مشتری محصولاتی را تولید کنند که در مدتی کوتاه توانسته رقبای قدیمی که چند ده سال سابقه فعالیت در بازار داخلی داشته‌اند را پشت سر بگذارد.

رقابت وقتی وجود نداشته باشد نیاز به بروز نوآوری هم حس نمی‌شود مگر آنکه این نوآوری ناشی از یک انگیزه درونی در فرد باشد. وقتی تاریخچه شرکت‌های موفق را مطالعه می‌کنیم می‌بینیم که بسیاری از آن‌ها از ابتدا به نوآوری اهمیت داده‌اند و سعی کرده‌اند پیش از آن‌که مشتری خواسته‌ای از آن‌ها داشته باشد، خودشان به نیازهای جدید پاسخ بدهند. با ورود تاکسی‌های اینترنتی، سرویس‌های سنتی مانند آژانس‌ها و تاکسی‌ها احساس خطر کردند و اگر امروز رفتار این گروه را با گذشته مقایسه کنیم متوجه می‌شویم که این افراد هم تلاش کرده‌اند برای رضایت بیشتر مشتریان رفتار خود را تغییر بدهند.

بدون رقابت نیاز به نوآوری شکل نمی‌گیرید

یکی از راه‌های بهبود نوآوری در سازمان خصوصی بزرگ استفاده از ظرفیت نوآوری استارت‌آپ‌ها است. در کشور ما هم بعضی از سازمان‌ها مانند گلرنگ، کاله و فناپ به‌خوبی وارد این حوزه شده‌اند. این شرکت‌ها که اصطکاک بیشتری با مشتریان خودشان داشته‌اند، وقتی نوآوری را از سمت کسب‌وکارهای نوپا به دست می‌آورند در منابع مهمی ازجمله زمان، هزینه و کیفیت صرفه‌جویی می‌کنند. طراحی سازوکار مناسب برای شکل‌گیری این همکاری‌ها که می‌تواند در قالب M&A، خرید، شراکت یا خرید کامل رخ بدهد؛ فاکتور بسیار مهمی است که می‌تواند این همکاری‌ها را بیش‌ازپیش کند.

وضعیت دانشگاه‌های کشور هم در این زمینه چندان خوب نیست و تنها چند دانشگاه مانند دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف را می‌توان نام برد که در این زمینه اقداماتی را انجام داده‌اند و احتمالا جدی نگرفتن این موضوع، کپی‌برداری صرف یا عدم برقراری ارتباط درست با جامعه هدف ازجمله عواملی هستند که مانع ورود سایر دانشگاه‌ها به این حوزه شده است. تشکیل انجمن فارغ‌التحصیلان دانشگاهی حرکت مثبت دیگری در این حوزه است که فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که وارد بازار کار شده‌اند، می‌توانند تجربیات خودشان را با اساتید، دانشجویان و همکاران خودشان بدون دغدغه نمره و تحصیل به اشتراک بگذارند، این تبادل اطلاعات کمک می‌کند که اساتید متوجه شوند کدام‌یک از واحدها بیشتر به درد بازار کار می‌خورد و لازم است چه تغییراتی در سیستم یا سرفصل‌های آموزشی اعمال شود.

 

ما در شاخص نوآوری جهانی ۱۰ پله بهبود داشته‌ایم اما در گزارش جهانی کارآفرینی در دو شاخص نوآوری در محصول و فرآیند وضعیت کشور از سطح منطقه هم پایین‌تر است. این اتفاق را چگونه تحلیل می‌کنید؟

اگر بخواهیم در خصوص این شاخص‌ها نظر بدهیم باید همه موارد را باهم در نظر بگیریم همان‌طور که افزایش وزن اگرچه در کودک خوب است اما از یک مرحله‌ای به بعد وابسته به فاکتورهای دیگری می‌شود.

در گزارش GII کشور ما ازنظر تعداد دانش‌آموختگان رتبه بسیار بالایی دارد اما کیفیت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نکته‌ای است که به آن توجه نکرده‌ایم. در زمینه نوآوری هم باید به زیرشاخص‌های دیگری هم توجه شود تا درک کنیم که در مسیر درستی قدم برداشته‌ایم یا خیر.

مانورهایی که نهادهای مختلف حاکمیتی هم روی این آمارها ارایه می‌کنند باید با استناد به اقدامات و فعالیت‌های انجام‌شده باشد تا بتوان با دید بهتری این رشد را درک کرد و موانع پیش روی آن را برداشت. به‌عنوان‌مثال در زمینه بهبود فضای کسب‌وکار رتبه ایران چندان قابل‌توجه نیست، درنتیجه این رتبه می‌تواند زنگ خطری برای نهادی مانند معاونت علمی و فناوری باشد که او را ترغیب کند به سراغ نمایندگان مجلس و نهادهای متولی برود تا بتوانند وضعیت این شاخص را بهبود بدهند.

 

دولتمردان همیشه از نوآوری صحبت می‌کنند اما در عمل هیچ‌گاه شاهد حرکتی در این حوزه نیستیم. دلیل این اتفاق چیست؟

قوانین داخل و خارج از سازمانی دست‌وپا گیر، یکی از دغدغه‌های اصلی مسئولان است که حتی پس از پایان دوره مسئولیت هم گریبان آن‌ها را می‌گیرد. زیرساخت‌های مناسبی در نهادهای دولتی ما شکل نگرفته است و مسئولی که در حالت خوش‌بینانه ۴ سال در یک سمت باقی می‌ماند، این آزادی عمل را ندارد که زیرساخت‌ها را شکل بدهد و پس از ۶ الی ۷ سال از دستاوردهایش دفاع کند چراکه علاوه بر فشار نهادهای بالادستی، این اطمینان را ندارد که مسئول بعدی که جایگزینش می‌شود این مسیر را ادامه می‌دهد یا خیر. از همین رو وقتی نقشه فعالیت نهادهای دولتی را بررسی می‌کنیم معمولا پیوستگی خاصی در آن‌ها قابل‌مشاهده نیست همان‌طور که شاهد هستیم قوانین جدید گاها در تضاد کامل با قوانین قبلی هستند که توسط همان نهاد ارایه شده است. البته حرکت‌های مثبتی هم در بعضی نهادها انجام‌شده است که یکی از نمونه‌های موفق آن را می‌توان پایان انحصار شرکت پست دانست.

ازاین‌رو تداوم نوآوری در شرکت‌های خصوصی و به شکل ویژه در شرکت‌هایی که به شکل خانوادگی اداره می‌شود بیشتر مشاهده می‌شود چراکه افراد وقتی مسیر و خط فکری را شروع می‌کنند این اطمینان را دارند که در دوره‌های بعدی این روند توسط دیگران ادامه داده خواهند شد.