چگونه استارت‌آپ‌ها می‌توانند «خارج شوند» و چگونه سرمایه‌گذاران می‌توانند به سودشان دست پیدا کنند؟

چگونه استارت‌آپ‌ها می‌توانند «خارج شوند» و چگونه سرمایه‌گذاران می‌توانند به سودشان دست پیدا کنند؟

طی چند هفته گذشته در استارت‌آپ اکسپلور (Startupxplore) روی بررسی گزینه‌های تامین سرمایه برای استارت‌آپ‌ها و تحلیل معیارهای موردنظر سرمایه‌گذارانی که به دنبال این استارت‌آپ‌ها می‌گردند تمرکز کرده بودیم. در این پست قصد داریم دو ایده کلی را در این زمینه مطرح کنیم.

 

۱-تامین سرمایه استارت‌آپ، در مراحل گوناگون عمر شرکت، متفاوت است و بستگی به مرحله موردنظر دارد.

۲- سرمایه‌گذاران وقتی سرمایه‌شان را در جیب‌های شرکتی می‌ریزند یک هدف در ذهن دارند: دستیابی به بازده سرمایه‌شان.

استارت‌آپ‌هایی که به دنبال سرمایه هستند باید به نکته شماره دو توجه ویژه‌ای داشته باشند چرا که این ممکن است رابطه آن‌ها را با سرمایه‌گذاران تحت تاثیر قرار دهد. سرمایه‌گذاران خطرپذیر، فرشتگان سرمایه‌گذار و سایر انواع سرمایه‌گذاران طی چند سال اول فعالیت استارت‌آپ توجهی به خروج ندارند ولی بعد از پنج تا ده سال اگر ببینند خبری از نقد شدن سهمشان نیست ممکن است نگران شوند. بنابراین ممکن است از خود سوال کنید استارت‌آپ‌ها و سرمایه‌گذاران برای خروج چه گزینه‌ها و استراتژی‌هایی پیش رو دارند؟ در اینجا چند مورد را بررسی می‌کنیم.

 

گزینه‌های خروج برای استارت‌آپ‌ها و سرمایه‌گذاران

خرید استارت‌آپ توسط شرکت‌های دیگر (اکتساب)

متداول‌ترین استراتژی خروج برای استارت‌آپ‌ها این است که شرکت را به قیمتی سودآور به شرکت بزرگ‌تری بفروشید. سرمایه‌گذاران هم می‌توانند از این روش استفاده کنند. شرکت خریدار در ازای خریدش پول نقد یا سهام به شما می‌دهد و مدیران اصلی و کارمندان استارت‌آپ اغلب تا مدتی در شرکت می‌مانند تا بتوانند حق‌وحقوقشان را بگیرند و سپس بروند. خروج باعث می‌شود سرمایه به دست سرمایه‌گذاران استارت‌آپ برگردد. آن‌ها می‌توانند (درصورتی‌که جزو سرمایه‌گذاران خطرپذیر باشند) این پول را به شرکایشان برگردانند یا (درصورتی‌که جزو فرشتگان سرمایه‌گذار باشند) این پول را به خود سرمایه‌گذاران بدهند.

خرید استارت‌آپ در ایالات‌متحده آمریکا متداول‌تر از اروپاست، ولی اخیرا تعداد این اکتساب‌ها به میزان چشمگیری افزایش‌یافته است. به نقل از Tech.eu طی نیمه اول سال ۲۰۱۴ ، تعداد شرکت‌هایی که استراتژی خروج را در پیش‌گرفته‌اند در اروپا ۱۳۱ شرکت بوده است.

نوع دیگر اکتساب که در سیلیکون ولی (Silicon Valley) بسیار متداول است اکتساب – استخدام یا acquihire است. در این روش، خریدار به تیم و استعداد شرکت بیشتر از محصول شرکت علاقه‌مند ‌است، بنابراین اغلب تولید کالا یا خدمات آن شرکت را متوقف می‌کند و کارمندان آن را معمولا با مزایایی قابل‌توجه به شرکت خودش انتقال می‌دهد. برخلاف اکتساب استارت‌آپ‌های بزرگ، اکتساب – استخدام معمولا در مراحل اولیه فعالیت شرکت اتفاق می‌افتد، درنتیجه بازده سرمایه‌گذاری کمتری برای سرمایه‌گذاران خطرپذیر و فرشتگان سرمایه‌گذار خواهد داشت.

 

بیایید در دریای بازار سهام شنا کنیم: IPO می‌تواند استراتژی خروج شما باشد

همان‌طور که در هفته‌های گذشته هم گفتیم، زمانی می‌رسد که جذب سرمایه از سرمایه‌گذاران خطرپذیر یا شرکت‌های خصوصی سرمایه‌گذار، دیگر برای شرکت‌های فناورانه بالغ و باسابقه گزینه خوبی نیست. پس آن‌ها چه‌کار باید بکنند؟ IPO گزینه پیش روی آن‌هاست. IPO یعنی عرضه اولیه سهام. IPO در اصل بدین معناست که شرکت در بازار سهام شناور شود و تعداد قابل‌توجهی از سهامش را به سرمایه‌گذاران، اعم از نهادی و غیر نهادی، عرضه کند. این شرکت‌های بزرگ، همان‌هایی هستند که سرمایه‌گذاران خطرپذیر در رویاهایشان می‌بینند، چرا که سرمایه کلانی را در اختیار تمامی اعضا (موسسان، کارمندان و سرمایه‌گذاران) قرار می‌دهند.

مدت‌ها بود که نزدک و وال استرایت برای استارت‌آپ‌های اروپایی که به دنبال IPO بودند بازارهای اصلی محسوب می‌شدند. لیکن در سال‌های اخیر، شرکت‌هایی مثل eDreams Odigeo ، Zalando یا Rocket Internet بازار سهام مادرید، فرانکفورت یا لندن را برای عرضه سهام انتخاب کرده‌اند. به نقل از Tech.eu طی شش ماه اول سال ۲۰۱۴ ، حدود ۱۱ IPO در اروپا اتفاق افتاده است. یکی از روندهای جالب عرضه سهام استارت‌آپ‌ها این است که تعداد شرکت‌هایی که مدت زیادی طول می‌کشد تا برای IPO اقدام کنند هرروز بیشتر و بیشتر می‌شود. دلیل این مساله این است که مقدار سرمایه موجود در بازار استارت‌آپ‌ها ، از طریق سرمایه‌گذاران خطرپذیر، شرکت‌های خصوصی و سایر موسسات سرمایه‌گذار، زیاد است.

 

ادغام و اکتساب

ادغام و اکتساب یا به‌اختصار M&A معمولا ضمن ادغام با شرکتی مشابه یا بزرگ‌تر انجام می‌شود. معمولا شرکت‌هایی این روش را برای خروج انتخاب می‌کنند که بزرگ هستند و به دنبال مهارت‌های مکمل در بازار می‌گردند. آن‌ها برای این منظور استارت‌آپ کوچکی را خریداری می‌کنند تا محصول موردنظر را برایشان بسازد. این کار بهتر از تولید آن محصول در داخل خود شرکت است. ادغام و اکتساب در مقایسه با IPO و خرید مستقیم شرکت، طرفداران کمتری دارد. در نیمه اول سال ۲۰۱۴ در اروپا تنها چهار مورد ادغام و اکتساب مشاهده‌شده است.

 

عدم فروش استارت‌آپ: دوشیدن شیر از گاو

همان‌طور که تمامی استارت‌آپ‌ها لزوماً نیاز به سرمایه سرمایه‌گذاران خطرپذیر و فرشتگان سرمایه‌گذار ندارند (و می‌توانند از سرمایه شخصی‌شان استفاده کنند)، تمامی استارت‌آپ‌ها نیز نیازی ندارند خود را به یک شرکت بزرگ‌تر بفروشند تا بتوانند بازده سرمایه موسسان، کارمندان و سرمایه‌گذاران را تامین کنند. شرکت‌هایی که بتوانند مدل کسب‌وکار خود را به شکلی منسجم حفظ کنند و به مقیاس فعالیتشان اضافه کنند می‌توانند مستقل باقی بمانند و سود شرکت را دوباره در همان شرکت سرمایه‌گذاری کنند. بخشی از این سود را نیز می‌توانند بین سرمایه‌گذاران تقسیم کنند، و سهم سرمایه‌گذاران خارج از شرکت را نیز با آن بدهند، بدون آنکه نیازی باشد وارد بازارهای عمومی سهام شوند و خود را درگیر ملزومات این خریدوفروش‌ها کنند.

 

سوال اصلی: زمان مناسب برای خروج چه وقت است؟

این سوالی است که معمولاً در کنفرانس‌ها و جلسات خصوصی میان سرمایه‌گذاران و استارت‌آپ‌ها مطرح می‌شود. چه زمانی باید شرکتم را بفروشم؟ زمان مناسب برای جستجوی خریدار چه زمانی است؟ من به‌عنوان سرمایه‌گذار چه زمانی باید به دنبال بازده سرمایه‌ام باشم؟

واقعیت این است که پاسخ درست و فراگیری برای سوالات بالا وجود ندارد. استارت‌آپ‌ها (و همچنین سرمایه‌گذاران) تمایل دارند استارت‌آپ خود را به بالاترین قیمت ممکن بفروشند و خریداران هم دوست دارند کمترین هزینه ممکن را صرف کنند، پس هر دو طرف باید به یک نقطه تعادل برسند. عقل سلیم می‌گوید برای آنکه استارت‌آپ‌ها بتوانند قیمت فروش را به بالاترین حد ممکن برساند، باید زمانی به دنبال خروج باشند که نرخ رشدشان بالاست، نه زمانی که سودآوری‌شان بالاست.

لیکن به نقل از گزارش اخیر Business Insider ، «استارت‌آپ‌هایی که ارزش کمتری دارند برای افزایش مقیاس به زمان کمتر و سرمایه مخاطره‌آمیز کمتری نیاز دارند. این بدین معناست که وقتی موسسان این استارت‌آپ‌ها می‌خواهند آن‌ها را بفروشند احتمالا مالک درصد بیشتری از آن هستند.» درنتیجه، به نفعشان است که وقتی مالک بخش بزرگی از استارت‌آپ هستند، به‌جای آنکه منتظر بنشینند تا قیمت به ۲۰۰ میلیون یورو برسد، آن را ۲۰ میلیون یورو بفروشند، چرا که تا آن موقع ممکن است فقط مالک درصد کوچکی از سهام شرکت باشند.

هر کارآفرین و سرمایه‌گذار باید شرایط کسب‌وکارش را در نظر بگیرد و بر اساس آن تصمیم بگیرد. فرمول اسرارآمیزی وجود ندارد، ولی آنچه مسلم است این است که کارآفرینان و سرمایه‌گذاران، دیر یا زود، باید به فکر خروج باشند.

شما چه طور؟ مالک استارت‌آپ هستید، سرمایه‌گذارید؟ سرمایه‌تان را از استارت‌آپ اکسپلور جذب کنید.