مصاحبه با فرشید هندی، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری شرکت رهنما

مصاحبه با فرشید هندی، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری شرکت رهنما

نیروی کار اکوسیستم ناامید شده است

فرشید هندی، مدیر ارشد سرمایه‌گذاری رهنما است. رهنما یکی از بزرگ‌ترین VCهای ایران است که تا به امروز نزدیک به ۴۰ سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپ‌های مختلف انجام داده است. در گفتگویی با مدیر ارشد سرمایه‌گذاری این مجموعه در خصوص وضعیت سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران، تاثیر تحریم‌ها بر VC، چالش تیم‌های استارت‌آپی و دلایل شکست آن‌ها گفتگو کردیم و به مشکلاتی ازجمله تاثیر نوسانات ارز بر سرمایه‌گذاری و چالش‌هایی که قانون‌گذار پیش روی استارت‌آپ‌ها قرار داده است پرداختیم.

 

شرایط اقتصادی پیش‌آمده و تغییرات نرخ ارز چه تاثیری بر سرمایه‌گذاری خطرپذیر خواهد داشت؟

تغییر شرایط اقتصادی، درعین‌حال که اکوسیستم سرمایه‌گذاری خطرپذیر را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد باعث ایجاد فرصت‌هایی هم شده است. با تغییر شرایط، ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران خطرپذیر بیشتر مشخص می‌شود و مشکلاتی که در زمینه بازگشت سرمایه به وجود می‌آید، موجب می‌شود اکوسیستم در آینده نزدیک محتاط‌تر عمل کند. البته شرایط پیش‌آمده همه وابسته به تحریم‌ها نیستند چراکه تغییرات نرخ ارز و سکه بالاخره به ثبات خواهد رسید و پس‌ازآن دوباره سرمایه‌گذاری رونق خواهد گرفت.

ازنظر من در شرایط فعلی مشکل اصلی التهاب بازار سرمایه نیست، مشکل اصلی نبود استراتژی‌های مناسب برای خروج سرمایه‌گذاران از کسب‌وکار است. در حوزه استارت‌آپی ما IPOهای جدی نداریم و تعداد کسب‌وکارهایی که با مجموعه‌های بزرگ‌تر ادغام‌شده‌اند (M&A) خیلی محدود است و در مواردی هم به شکل صوری این قراردادها منعقدشده است. از طرف دیگر ارزش‌گذاری‌هایی که روی استارت‌آپ‌ها انجام می‌شود هنوز توسط همه ارکان اقتصادی کشور پذیرفته نیست.

فرشید هندی: التهاب بازار سرمایه مشکل اصلی سرمایه‌گذاری نیست؛ مشکل اصلی نبود استراتژی‌های مناسب برای خروج سرمایه‌گذاران از کسب‌وکار است.

وضعیت تیم‌های استارت‌آپی در شرایط فعلی چگونه است؟

رهنما امروز با حدود ۳۷ تیم استارت‌آپی همکاری می‌کند و نکته‌ای که بیشتر جلب‌توجه می‌کند، «ناامیدی نیروی کار» است که در حال حاضر جدی‌ترین تهدید برای این اکوسیستم است. موتور اصلی اکوسیستم کارآفرینی، همین افراد هستند که اگر ناامید شوند یا وارد فاز دفاعی شده و به سمت مهاجرت بروند، اکوسیستم از بین خواهد رفت. تغییر دیدگاه این افراد از ارزش‌آفرینی به‌سوی کارمندی یا نگرانی مداوم نسبت به شکست باعث می‌شود استارت‌آپ خوب دیگر وجود نداشته باشد و به دنبال این اتفاق سرمایه‌گذار هم دیگر تمایلی برای سرمایه‌گذاری پیدا نخواهد کرد.

ناامیدی تیم‌های استارت‌آپی جدی‌ترین تهدید امروز اکوسیستم کارآفرینی کشور است

چه دلایلی باعث بروز این ناامیدی در اکوسیستم استارت‌آپی کشور شده است؟

این موضوع را از دو دیدگاه می‌توان بررسی کرد. دلیل اول دیدگاه خیالی یا انتزاعی افراد است. تیم‌ها وقتی کار خود را شروع کرده‌اند طبیعتا انتزاعی از آینده کسب‌وکار خودشان در خصوص رسیدن به ثبات یا ارزش کسب‌وکار داشته‌اند که در شرایط اقتصادی فعلی دست‌یافتنی نیست و همین باعث ناامیدی افراد شده است.

موضوع دوم بحث قانون‌گذاری و محدودیت‌های قانونی است که برای استارت‌آپ‌ها ایجادشده است. تعداد زیادی از استارت‌آپ‌های شناخته‌شده و بزرگ ایران که توانسته‌اند رشد کنند، در نبود قانون به این مرحله رسیده‌اند. قوانین اگر بیش‌ازحد دست‌وپا گیر باشند و افرادی که این قوانین را وضع می‌کنند با شرایط این اکوسیستم آشنا نباشد، مطمئنا مانع ایجاد می‌کنند و اگر چالش‌های بروکراسی در خصوص دریافت این مجوزها وجود نداشته باشند، در خوش‌بینانه‌ترین حالت قوانین اکوسیستم استارت‌آپی مشابه یک خیابان باریکی می‌شوند که به فاصله یک متر از هم در آن سرعت‌گیر نصب‌شده است و در این شرایط حتی مشخص بودن فرآیندهای دریافت مجوز و آنلاین بودن دریافت آن‌ها هم، تغییری در شرایط ایجاد نخواهد کرد.

البته قانون‌گذاری را نمی‌توان نادیده گرفت چراکه با بزرگ‌تر شدن بازار، طبیعتا آسیب‌ها و فرصت‌ها نیز بیشتر می‌شود، اما قانون‌گذار هم باید خطرپذیر باشد و در تدوین قوانین هوشمندانه و ریسک‌پذیر عمل کند چراکه استارت‌آپ سرعت رشد بالایی دارد و نباید درگیر مسائل قانونی شود.

البته نمی‌توان مقصر این ناامیدی را یک یا دو عامل مشخص عنوان کرد بلکه سینرژی و هم‌افزایی مجموعه‌ای از عوامل باعث بروز این مشکل شده است. شاید اگر شرایط اقتصادی پایداری داشتیم، افراد می‌توانستند با مشکلات قانون‌گذاری کنار بیایند اما وقتی اقتصاد بی‌ثبات و حقوق دریافتی کارآفرینان از یک کارگر ساده در یک کشور خارجی پایین‌تر است، چالش‌های حقوقی زیادی وجود دارد، به‌راحتی سرویس‌ها فیلتر می‌شوند و نمی‌توان چشم‌انداز مشخصی برای کسب‌وکار متصور شد؛ همگی باعث بروز این حجم از ناامیدی می‌شوند.

هم‌زمانی این مشکلات خطرساز است و نهادهای قانون‌گذار باید به این نکته توجه داشته باشند که اگر شرایط اقتصادی دشوار شده است، نباید چالش‌های قانونی هم به این سختی‌ها افزوده شود که این مورد مستلزم آن است که نهادهای قانون‌گذار و افراد مسئول در این حوزه به‌خوبی شرایط و وضعیت اکوسیستم استارت‌آپی را درک کنند.

نهادهای قانون‌گذار باید به این نکته توجه داشته باشند که اگر شرایط اقتصادی دشوار شده است، نباید چالش‌های قانونی هم به این سختی‌ها افزوده شود.

با شرایط فعلی، در آینده چه حوزه‌هایی بیشتر موردتوجه سرمایه‌گذاران قرار خواهد گرفت؟

ما در رهنما تلاش داریم راه‌های خروج سرمایه‌گذار از استارت‌آپ را بیشتر کنیم و زنجیره سرمایه‌گذاری را تشکیل بدهیم. رهنما مرحله سرمایه‌گذاری خود را در این اکوسیستم مشخص کرده است و به سایر سرمایه‌گذاران هم توصیه می‌کنیم این کار را بکنند تا بتوانیم این حلقه سرمایه‌گذاری و دست‌به‌دست کردن استارت‌آپ‌ها را ایجاد کنیم. ما در رهنما با سرمایه‌گذاران گفتگو می‌کنیم و پورتفیلوهای خودمان را به آن‌ها معرفی می‌کنیم تا بتوانیم ضمن خروج از استارت‌آپ، آن را به سرمایه‌گذار مرحله بعد واگذار کنیم تا بتواند رشد کند و درنهایت به مرحله IPO برسد.

از طرف دیگر ایران، بازار نهایی برای استارت‌آپ‌ها نیست چراکه این بازار جذابیت کافی برای خروج سرمایه‌گذار را ندارد، درنتیجه قابلیت فروش محصول به خارج از کشور، می‌تواند ویژگی جذابی باشد که سرمایه‌گذاران را ترغیب کند. البته استارت‌آپ‌هایی با این شرایط، لزوما یونیکورن‌هایی مانند فیس‌بوک یا توییتر نیستند که نیاز به بازار بزرگی از مشتریان داشته باشند چراکه با توجه به تحریم‌ها فروش این محصولات به خارج میسر نیست بلکه استارت‌آپی که یک بازار گوشه‌ای خاص (Niche market) را هدف قرار دهد و مثلا یک ابزار جانبی برای یک نرم‌افزار خیلی بزرگ تولید کند یا حتی یک افزونه جذاب تولید کرده باشد، می‌تواند با تفاوت فروش دلاری خودش در خارج، برای سرمایه‌گذار جذابیت ایجاد کند.

۱۰ میلیارد تومان سرمایه‌گذاری روی یک ایده کوچکی که بتواند بخشی از نیاز بازار بین‌المللی را جوابگو باشد، می‌تواند جذاب باشد چراکه فروش این محصول با ارزش ۵ میلیون دلار که رقم خیلی بالایی هم در سایر کشورها نیست، می‌تواند ارزش ۵ برابری را برای سرمایه‌گذار به همراه داشته باشد که اگرچه رقم خیلی جذابی برای یک VC نیست اما برای سرمایه‌گذاری‌های کوچک و با تعداد بالا می‌تواند مفید باشد.

با توجه به شرایط فعلی، بازار ایران جذابیت کافی را برای سرمایه‌گذاران ندارد. استارت‌آپ‌ها باید به فکر فروش محصول در بازارهای بین‌المللی باشند.

دیدگاه شما نسبت به ورود سرمایه‌گذاران خطرپذیر جدید چیست؟ آیا این سازمان‌ها دانش و اطلاعات کافی نسبت به فعالیت در این حوزه دارند؟

سرمایه‌گذاری خطرپذیری که واقعا Venture است باید رند و پاک‌باخته باشد و با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر کشور نباید خیلی متکی بر عدد و رقم تصمیم‌گیری کند بلکه لازم است در برخی موارد «دل را به دریا بزند» و سرمایه‌گذاری کند.

امروزه تعداد زیادی از سرمایه‌گذاران خطرپذیری که وارد این حوزه شده‌اند، از منابع مالی دیگران در حال سرمایه‌گذاری هستند و ازآنجایی‌که باید به صاحبان سرمایه پاسخگو باشند، با ریسک کم‌تری فعالیت می‌کنند. مقایسه سود حاصله ازاین‌روش با سایر رقبایی که از طریق خریدوفروش سکه سودآوری دارند باعث می‌شود این گروه‌ها نتوانند خیلی پاسخگوی سرمایه‌گذاران خود باشند و به همین دلیل سعی می‌کنند شرایط سرمایه‌گذاری را سخت‌تر کنند و حتی از قوانین حاکم بر vc کشور هم پیروی نکنند تا بتوانند ریسک سرمایه‌گذاری خود را کاهش بدهند.

با این شرایط بعد از مدتی تعدادی از این سرمایه‌گذاران خطرپذیر فضا را ترک می‌کنند و به سمت همان بازار سنتی می‌روند و گروهی که می‌مانند ممکن است به دو شکل فعالیت خود را ادامه بدهند. گروه اول بی‌پروا وارد این حوزه می‌شوند و شروع به سرمایه‌گذاری می‌کنند و لازم است همه ما به این گروه کمک کنیم و دانش و تجربه خودمان را در اختیار آن‌ها قرار بدهیم تا بتوانیم زنجیره سرمایه‌گذاری در کشور را تکمیل کنیم؛ اما گروه دوم همچنان محتاطانه عمل و سعی می‌کنند با آگاهی و ریسک پایین‌تری سرمایه‌گذاری کنند.

با همه این شرایط، در آینده سرمایه‌گذاران خطرپذیری که از سرمایه شخصی خودشان استفاده می‌کنند شانس بیشتری برای موفقیت خواهند داشت چراکه تحمل ریسک بیشتری دارند و راحت‌تر می‌توانند روی کسب‌وکارهای سرمایه‌گذاری کنند.

 

وضعیت فعلی ارزش‌گذاری روی استارت‌آپ‌ها چگونه است؟

دیدگاه تعدادی از سرمایه‌گذاران خطرپذیر جدیدی که وارد این اکوسیستم شده‌اند، آن است که در شرایط فعلی صبر کنند تا شرایط بدتر شود و استارت‌آپ‌ها با مشکلات بیشتری مواجه شوند تا درنهایت بتوانند با ارزش کم‌تری روی کسب‌وکار سرمایه‌گذاری کنند. این گروه از سرمایه‌گذاران همان دیدگاه سنتی را دارند و تصور می‌کنند استارت‌آپ هم مانند زمین یا ملکی است که می‌توان ارزش آن را پایین‌تر آورد.

تجربه شخصی من نشان می‌دهد که استارت‌آپی که تحت‌فشار قرارگرفته است و چابکی خود را ازدست‌داده، دیگر استارت‌آپ قابل‌اعتمادی نیست. توصیه من به همه VCها آن است که استارت‌آپ را باید در اوج خرید، وقتی استارت‌آپ ضعیف می‌شود ممکن است وحدت و یکدلی میان اعضای تیم از بین برود و لزوما دیگر نمی‌تواند به شرایط اولیه خود بازگردد.

ما خودمان هم تجربه سرمایه‌گذاری‌های ضعیفی را داشته‌ایم که توانسته‌ایم با مبلغی کم‌تر درصد زیادی از سهام یک کسب‌وکار را در اختیار خودمان را بگیرم اما در پایان کسب‌وکاری داشتیم که حتی تا ۱۰۰ درصد سهام آن در اختیار ما بوده است اما عملا سودآوری برای ما ندارد. ازاین‌رو سرمایه‌گذاری روی یک کسب‌وکار فعال که حتی شما سهام کم‌تری از آن را در اختیار داشته باشید می‌تواند گزینه خیلی بهتری باشد، به‌عبارت‌دیگر بخش کوچکی از یک بزرگ خیلی بهتر از تمام یک کیک کوچک و ضرر ده خواهد بود.

ازاین‌رو به دوستانی که تلاش دارند چند ماه سرمایه‌گذاری را متوقف کنند تا ارزش کسب‌وکارها پایین بیاید و بعد وارد سرمایه‌گذاری شوند توصیه می‌کنم این کار را نکنند، با این کار استارت‌آپ‌های نیمه‌جانی به دست می‌آیند که عملا خروجی برای شما ندارند چراکه ارزش اصلی استارت‌آپ به آدم‌هایی است که در آن مشغول فعالیت هستند و اگر این افراد انگیزه و امید خود را از دست بدهند، سخت می‌توانند به ‌روزهای اوج خود بازگردند.

 

استارت‌آپ‌ها علاقه‌ دارند ارزش خود را بالا نشان بدهند و از طرف دیگر سرمایه‌گذاران هم تلاش دارند برای جذب سهام بیشتر، این ارزش را پایین بیاورند. این شیوه تفکر چه عواقبی را می‌تواند در پی داشته باشد؟

شکست در اکوسیستم استارت‌آپی مساله جدی است، همان‌طور که در شش ماه گذشته چند مورد از پورتفیلوهای رهنما با شکست مواجه شده‌اند و من باافتخار می‌گویم که در گروه خودمان شکست داشته‌ایم. اگرچه سایر دوستان این شکست‌ها را به تمسخر گرفته‌اند اما سفارش و ترکشن‌هایی که این استارت‌آپ‌های شکست‌خورده داشتند، بسیار بیشتر از کسب‌وکارهایی است که امروزه مشغول فعالیت هستند و سروصدای زیادی هم به پا کرده‌اند اما چون چشم‌انداز مناسبی برای آینده خود متصور نبودند تصمیم گرفتند سرویس را تعطیل کنند.

در سرمایه‌گذاری‌های یک VC باید یکی از کسب‌وکارها بزرگ شود تا بتواند ضرر سایر سرمایه‌گذاری را پوشش بدهد اما اگر بخواهیم فقط ارزش استارت‌آپ‌ها را نقد کنیم و پایین‌تر نشان بدهیم، درنهایت یونیکورنی به دست نمی‌آید که بتواند بار سرمایه‌گذاری را به دوش بکشد و در این شرایط خود سرمایه‌گذار سریع‌تر از سایرین خسته می‌شود و دست از تلاش برمی‌دارد.

از طرف دیگر استارت‌آپ‌ها تلاش دارند ارزش خود را بیش‌ازحد نشان بدهند و با این کار بتوانند در ازای واگذاری سهامی کم‌تر، پول بیشتری به دست بیاورند. این کار به ضرر خود استارت‌آپ‌ها خواهد بود چراکه اگر استارت‌آپ ارزش بالاتری را از خود نشان دهد اما نتواند برای مراحل بعدی چندین برابر رشد کند، برای جذب سرمایه در مراحل بعدی به مشکل برمی‌خورد. استارت‌آپ باید کوچک شروع کند و به‌مرور رشد کند.