fa-IR
پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی
گزارش کارگاه مدیریت کسب‌و‌کار نوپا

پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی

کارگاه مدیریت کسب‌و‌کار نوپا، پنجشنبه ۱۳ اسفندماه در سالن اجتماعات مرکز توانمندسازی و تسهیل‌گری کسب‌وکارهای نوپای فاوا توسط فرزین فردیس، مدرس دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران برگزار شد. در این کارگاه موضوعاتی مانند علل عمده کسب‌وکارهای نوپا موردبحث قرار گرفتند و مهارت‌های مرتبط با مدیریت کلان کسب‌وکار، مدیریت مالی و مهارت‌های مرتبط با حوزه فروش و منابع انسانی آموزش داده شد.

فرزین فردیس در ابتدای کارگاه با اشاره به تمرکز این مباحث بر شرکت‌های کوچک و متوسط ازنظر تعداد کارمند و مقدار فروش، پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی را موردبررسی قرار داد که عدم اطلاع از آن‌ها می‌‌تواند باعث ایجاد عواقب ثانویه شود.

فرزین فردیس ضمن ارائه آمار به وجود دلایل مشترک که عمدتاً باعث شکست بنگاه‌های اقتصادی می‌شوند اشاره کرد و گفت: با توجه به آمار ۲۰ درصدی امکان موفقیت کسب‌وکارهای نوپا در امریکا و همچنین آمار غیررسمی موفقیت ۵ درصدی در ایران بعد از ۵ سال، لزوم بررسی آن‌ها وجود دارد. او مشکلات رایج در پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی را این‌گونه تعریف کرد:

مدیریت کلان: افرادی که شرکت را ایجاد می‌کنند نمی‌دانند مستقل از اینکه درآمد و فروش و نوع همکاری چگونه است، چه باید بر سر بنگاه بیاید و دورنمای چند سال بعد کار چگونه خواهد بود؟

مدیریت مالی: مسائل مالی برای خیلی از ما موضوعی سخت و دشوار است. اما می‌توان گفت قسمت مالی نبض سازمان است. به این دلیل، لازم است تا افرادی که در رده‌های بالا قرار دارند در مورد سیستم مالی دانش کسب کنند.

مدیریت بازاریابی و فروش: این حوزه یکی از حیاتی‌ترین مسائل در کسب‌وکار است که عملکرد درست آن تأثیر مستقیمی بر میزان درآمد خواهد داشت. به همین دلیل در مورد نحوه عملکرد آن در ماه‌های اولیه اجرای یک کسب‌وکار صحبت خواهیم کرد.

منابع انسانی: مؤسسین و مدیرها، شرکت را ایجاد می‌کنند و معمولاً در ماه‌های اول معمولاً علاقه افراد به شخص یا ایده است که منجر به همکاری می‌شود. اما عدم دانش کافی در مورد منابع انسانی و قوانین باعث ضرر شما خواهد شد.

قراردادها و امور حقوقی: یکی دیگر از مسائلی که به‌عنوان مدیر شرکت ممکن است از آن غافل شویم، موضوع قراردادها و امور حقوقی است. همواره گفته می‌شود میان دو بند نوشته شده یک قرارداد ممکن است هزار بند نانوشته وجود داشته باشد.

مدیریت کلان بنگاه

فرزین فردیس در مورد مهم‌ترین مسائلی که مدیران بنگاه نوپا لازم است بدانند گفت: اولین نکته‌ای که به آن می‌پردازیم مسائل مدیریت ارشد شرکت است. اهمیت تقسیم‌کار بین مدیران و دانستن برنامه آینده برای کسب‌وکار شما اهمیت زیادی دارد. همچنین اصل جدایی مدیریت و مالکیت در مورد کسب‌وکارهای نوپا صدق نمی‌کند. اما این موضوع بیانگر اصلی است که می‌گوید لزوماً بنیان‌گذار یک شرکت، مدیر خوبی برای آن نیست. سعی کنید در جلسات مدیریتی علاوه بر مدیران فعال در شرکت از  یک نفر که شیفته ایده و شیفته آن بنگاه اقتصادی نیست کمک بگیرید تا بتوانید از صدا و نظرهای متفاوت آگاه شوید. مسئله مهم دیگر این است که در روزهای اول شرکت‌های نوپا، مسئله تقسیم‌کار معنی چندانی ندارد و هر کس بنا بر توان خود باری را به دوش می‌کشد. اما این موضوع باید با تکامل و پیشرفت شرکت تبدیل به تقسیمات سازمانی شود. چراکه عدم تقسیم مسئولیت‌ها در آینده منجر به اختلاف می‌شود. پس لازم است در همان روزهای اول فرایند تقسیم‌کار به‌درستی تعریف و انجام شود.

استاد دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران سپس با اشاره به مزایای وجود یک استراتژی کسب‌‌وکار در شرکت‌ها گفت: نقطه بعدی مدل مشترک ذهنی مدیران در مورد آینده است. معمولاً افراد در روزهای اول نگاه یکسانی به آینده دارند ولی رفته‌رفته با دور شدن از این مدل و ایجاد انشعاب، باعث ضربه به کسب‌وکار می‌شوند. درنهایت نیز اختلاف مدل ذهنی بین مدیران به وجود می‌آید. مهم‌ترین خاصیت و خروجی اینکه مدیران در مورد استراتژی حرف بزنند یا سعی کنند استراتژی شرکت خود را بفهمند این است که ذهن مدیران به یکدیگر نزدیک می‌شود که به آن اصول ذهنی مشترک نیز می‌گویند. هر هفته برای مدیران خود جلسه‌ای به نام تعیین سرنوشت یا هر نام دیگر که می‌خواهید، تنظیم کنید و با افرادی که بار کلیدی شرکت را به دوش می‌کشند فقط صحبت کنید. این جلسات باعث همسو شدن افراد می‌شود و ناهماهنگی‌های افراد در ارتباط را از بین می‌برد.

فرزین فردیس، حوزه بعدی در مدیریت کلان را هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی عنوان کرد و با اشاره به بخش‌های مختلف هدف‌گذاری گفت:

هدف باید هوشمند باشد. به این مفهوم که هدف باید مشخص باشد و تعریف معینی از هدف خود داشته باشید.

دومین ویژگی هدف این است که باید قابل‌سنجش باشد و بتوان آن را اندازه گرفت. «اگر نتوان مهم‌ترین موضوعات را اندازه گرفت، نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد».

هدف باید قابل تحقق و امکان‌پذیر باشد.

چهارمین ویژگی این است که هدف باید زمان‌دار باشد و رسیدن به آن را روی خط زمان اندازه‌گیری کنید. نکته این است که می‌توان اهداف را به شاخه‌های مختلف تقسیم و ریز کرد.

فرزین فردیس با تعریف سازمان‌دهی و نقش آن برای اجرای اهداف گفت: چه کسی در سازمان باید به دنبال اجرای این هدف برود؟ نکته مهم این است که افراد مختلف در مدیریت ارشد برای رسیدن به اهداف به تعارض برمی‌خورند. نکته بعدی مدیریت کلان، کنترل و نظارت است. برای رسیدن به اهداف و یا عقب ماندن از آن‌ها باید برنامه‌ریزی کنیم و در نظر بگیریم درنهایت محقق می‌شوند یا خیر.

او سپس با توضیح مراحل رشد سازمان‌ها به تعریف چرخه عمر پرداخت و گفت: در بنگاه‌های اقتصادی موضوعی به نام چرخه عمر سازمان‌ها وجود دارد. سازمان‌ها 5 مرحله رشد دارند. مرحله اول خلاقیت در سازمان‌ است که با رهبری درست به دست می‌آید. موضوع دوم رشد سریع سازمان‌ها است که به‌وسیله نظارت، تسریع‌ می‌شود، اما در خلال این موضوع منیت‌های افراد و دغدغه‌های شخصی آن‌ها نیز مطرح می‌شود. حال مسئله کنترل کردن افراد به وجود می‌آید و نیاز به دریافت گزارش را پررنگ‌تر می‌کند. در مرحله بعدی نیاز به هماهنگی به وجود می‌آید و در مرحله پنجم تشریک‌مساعی و همکاری اهمیت دارد.

فرزین فردیس در مورد کسب نظر و مشورت با دیگران به استارت‌آپ‌ها هشدار داد و با اشاره به مشکلات احتمالی گفت: شما به‌عنوان کسانی که این بنگاه را رشد می‌دهید در دوران اولیه به سراغ افراد و شرکت‌های بزرگ می‌روید و از مشورت آن‌ها استفاده می‌کنید. اما توجه داشته باشید که هر توصیه‌ای از هر مدیری نمی‌تواند باعث پیشرفت شما شود. این موضوع مانند تجویز در درمان متفاوت یک بیماری در دو بیمار با سنین متفاوت است. پس می‌توانید از این موقعیت برای کسب نقطه‌نظرهای مختلف استفاده کنید تا درنهایت به ایده مناسبی برای مدیریت شرکت خود برسید و به کارمندان خود امید دهید.

فرزین فردیس در قسمت دوم به محافظت مناسب از پول پرداخت و از سود و زیان‌های مالی صحبت کرد. او شرکت‌کنندگان را به مطالعه قوانین مربوط به شرکت‌های دانش‌بنیان توصیه کرد و در ادامه با اشاره به پنج هوش مالی رابرت کیوساکی گفت:

 با هوش اول یاد می‌گیریم که چگونه درآمد را افزایش دهیم و مثلاً ۱۰ میلیون درآمد خود را به ماهی ۱۱ میلیون برسانیم. مراقبت از کم‌شدن پول نیز به‌عنوان هوش دوم مطرح می‌شود. هوش بعدی برای بودجه‌بندی بهتر پول است. میزان خرج جاری و سرمایه‌گذاری با باقیمانده این پول نیز تعریف هوش سوم به شمار می‌رود. هوش چهارم تقویت بیشتر پول است. به این معنی که در مواقعی که پول اضافه به دست می‌آوریم چه‌کار می‌توانیم انجام دهیم. هوش پنجم نیز مختص به بهبود و ارتقا اطلاعات مالی است که به‌عنوان هوش زیربنایی برای چهار هوش دیگر محسوب می‌شود.

او سپس با توصیه‌هایی برای افزایش آگاهی از شرایط اقتصادی و مزیت‌های آن، چندین روش برای درک محیط اقتصادی را مطرح کرد و گفت: به‌عنوان اولین قاعده خود را عادت دهید تا هرروز، روزنامه اقتصادی یا خبرهای مربوط به کسب‌وکار خود را بخوانید و از احوال حوزه خود باخبر شوید. همچنین لازم است با مراجعه به سایت‌های دولتی ازجمله امور مالیاتی، از آخرین تحول‌ها و قانون‌گذاری‌ها اطلاع داشته باشیم. موضوع بعدی سرفصل‌های مالی و بودجه‌بندی است. باید برای هرکدام از هدف‌ها بودجه مناسبی اختصاص دهید. همچنین هرکدام از این سرفصل‌های هزینه به اولویتی نیاز دارند که بدانیم به چه ترتیبی لازم است بودجه را خرج کنیم. حوزه بعدی در مدیریت مالی، تأمین مالی است. در زمان‌های نیاز به پول، بتوانید مقدار موردنظر خود را فراهم کنید. برای بهبود در حوزه تأمین مالی بهتر است به دنبال منابع تأمین مالی باشید. در این میان اگر شخصی گفت که وام ۱۰۰ میلیون تومانی را با شرایط دریافت ۳ ماهه برای شما می‌گیرد، از قانون ضرب‌در دو تقسیم‌بر دو استفاده کنید یعنی سه ماه را ۶ ماه و ۱۰۰ را ۵۰ میلیون در نظر بگیرید. در شروع کار خیلی خوش‌بینانه نسبت به تأمین منابع مالی نگاه نکنید.

استاد دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران سپس به توضیح مسائل مرتبط با بازاریابی و فروش پرداخت و گفت: تلاش شما بدون اینکه منجر به فروش شود، دست‌وپا زدن مذبوحانه است. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به آن دچار می‌شوند، این است که به‌جای شروع از بازار و تقاضای مشتری، از علاقه‌مندی خود شروع می‌کنند. تمام هنر علم بازاریابی در این است که بتوانید سه موضوع را بشناسید:

چه طیف از افراد مشتری محصول شما هستند؟

بازار چه فضای رقابتی دارد؟

مؤلفه‌های کلیدی موفق شدن در بازی کدام هستند؟

بسیاری اوقات در تست بازار نمی‌دانیم که چگونه باید بازخورد مشتری را بگیریم. می‌توانید با مشتری‌های مشابه ارتباط برقرار کنید و سپس به دریافت موارد موردنیاز او بپردازید. در این رابطه بحثی به نام مدیریت ارتباط با مشتریان وجود دارد. این قاعده می‌گوید که هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید، ۳ تا ۵ برابر هزینه نگهداری یک مشتری کنونی است. پس موضوع این است که از روز اول کار، لازم است بانک اطلاعاتی از مشتریان خود بسازید تا در مواقع لزوم بتوانید به‌سادگی برای تعیین سمت حرکت خود از آن ایده بگیرید. این دریافت اطلاعات از جایی به بعد شروع به زایش می‌کند و همچنین باعث گسترش شبکه اجتماعی شما می‌شود. این بانک داده در آینده باعث می‌شود تا بتوانید یک پله از نردبان اطلاعات بالاتر بروید.

فرزین فردیس در مورد مدیریت منابع انسانی، با توضیح شرایط کسب‌‌وکارهای نوپا در ابتدای فعالیت گفت: بنگاه‌های اقتصادی کوچک و نوپا در سال‌های اول فعالیت خود به افرادی با ویژگی‌های آچارفرانسه احتیاج دارند. افرادی که بتوانند کارها و فعالیت‌های متفاوت را انجام دهند. به این دلیل که شرکت‌های نوپا بودجه و فضای کافی برای استفاده از تخصص‌های متفاوت ندارند. من شخصاً در سال‌های اول چنین بنگاهی اولویت را به کسی می‌دهم که دو کار را می‌تواند انجام دهد و هرکدام را با ۷۰ درصد توانایی، تا به کسی که فقط یک کار را انجام می‌دهد. نکته دوم این است که در بحث نیروی انسانی دو جریان بزرگ وجود دارد، اول اینکه افرادی با تخصص و دانش بگیرید و دیگری اینکه افرادی باشخصیت را استخدام کنید. درنتیجه سابقه کاری من، افزودن فردی با شخصیت مناسب بهتر از کسی جواب می‌دهد که بی‌نهایت متخصص است اما شخصیت کاری مناسب را ندارد. از کتاب «از خوب به عالی» نوشته جیم کالینز هم می‌توان نقل‌قول کرد که مهم‌ترین بخش موفقیت سازمان‌های موردبررسی، منابع انسانی و خصوصیت‌ها شخصیتی آن‌ها است.

نکته آخر در مورد منابع انسانی، استفاده از افراد متفاوت برای رسیدن به قدرت نهایی ترکیبی بالا است. به‌عنوان‌مثال می‌توانید به الگوی انگشتان دست برای رسیدن به قدرت بهتر نگاه کنید. درنهایت زمانی سازمان شما به‌خوبی کار می‌کند که افراد مکمل یکدیگر باشند.

فرزین فردیس در ابتدای کارگاه با اشاره به تمرکز این مباحث بر شرکت‌های کوچک و متوسط ازنظر تعداد کارمند و مقدار فروش، پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی را موردبررسی قرار داد که عدم اطلاع از آن‌ها می‌‌تواند باعث ایجاد عواقب ثانویه شود
فرزین فردیس در ابتدای کارگاه با اشاره به تمرکز این مباحث بر شرکت‌های کوچک و متوسط ازنظر تعداد کارمند و مقدار فروش، پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی را موردبررسی قرار داد که عدم اطلاع از آن‌ها می‌‌تواند باعث ایجاد عواقب ثانویه شود
هدف باید مشخص، قابل‌سنجش،قابل تحقق و امکان‌پذیر باشد
هدف باید مشخص، قابل‌سنجش،قابل تحقق و امکان‌پذیر باشد
در بنگاه‌های اقتصادی موضوعی به نام چرخه عمر سازمان‌ها وجود دارد. سازمان‌ها ۵ مرحله رشد دارند
در بنگاه‌های اقتصادی موضوعی به نام چرخه عمر سازمان‌ها وجود دارد. سازمان‌ها ۵ مرحله رشد دارند
 پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی
پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی
در بنگاه‌های اقتصادی موضوعی به نام چرخه عمر سازمان‌ها وجود دارد. سازمان‌ها ۵ مرحله رشد دارند
در بنگاه‌های اقتصادی موضوعی به نام چرخه عمر سازمان‌ها وجود دارد. سازمان‌ها ۵ مرحله رشد دارند
 پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی
پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی
 پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی
پنج ستون اصلی بنگاه‌های اقتصادی
هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید، ۳ تا ۵ برابر هزینه نگهداری یک مشتری کنونی است
هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید، ۳ تا ۵ برابر هزینه نگهداری یک مشتری کنونی است